30
مهر

پرسش ها و پاسخ های محرمی (3)

تحقیقاً یکی از مهمترین امتیازات جامعه شیعه بر دیگر جوامع مسلمان، این است که جامعه شیعه، برخوردار از خاطره عاشوراست. مقام معظم رهبری

فراخوان «شور و شعور حسینی » ویژه وبلاگ نویسان سامانه کوثر بلاگ

...

  • در این فراخوان در ایام محرم و صفر، و در فواصل زمانی مناسب، سوالی مطرح و کاربران با شرکت در بحث پاسخ های خود را ارائه می نمایند. پس از رسیدن به نتیجه مطلوب، پاسخ ها جمع بندی شده در پایگاه «شور و شعور حسینی» درج شده و تنها کاربران شرکت کننده می توانند مطلب را کپی و در وبلاگ خود باز نشر دهند.
  • پاسخ ها حتما مستند و یا مستدل باشد.
  • ضمنا کاربران می توانند سوالات و پیشنهادات خود را از طریق نظرات مطرح نمایند.

سوال سوم:

آیا قیام امام حسین علیه السلام و فرهنگ عاشورا، می تواند دلیلی بر بطلان نظریه جدایی دین از سیاست (سکولاریسم) باشد؟

پاسخ خود را در قسمت نظرات بنویسید…

لینک های مرتبط:

پرسش ها و پاسخ ها (1)

پرسش ها و پاسخ ها (2)

 


free b2evolution skin
آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(16)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(2)
18 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
4.6 stars
(4.6)
نظر از: پشتیبانی کوثر بلاگ [عضو] 

با سلام و احترام
ضمن تشکر از کلیه شرکت کنندگان محترم، زمان پاسخگویی به این سوال پایان یافته و کاربران می توانند پاسخ را یک روز پس از اتمام زمان پاسخگویی، در پایگاه شور و شعور حسینی سامانه به ادرس ذیل مطالعه فرمایند. نظرات تکمیلی و نقد خود را در همان پایگاه ذیل مطلب مربوطه ارائه فرمایید. همچنین شرکت کنندگان گرامی می توانند پاسخ را کپی و در وبلاگ خود با ذکر منبع - پایگاه شور و شعور حسینی- باز نشر دهند.
http://soogvare.kowsarblog.ir/moharram13
متشکریم.

1395/08/17 @ 23:48
نظر از:  

آیت الله صافی می نویسد:"حکومت اسلامی اگر تأسیس می شد,مردم طعم آزادی را می چشیدند وحقوق پایمال شده ضعفا وطبقه سوم احیاء می گردید وتحقق اهداف اسلام _به نحو کامل_جز در سایه حکومت اسلامی امکان پذیر نیست وفقط حکومت اسلامی مجری تمام عیار احکام خدا ومحقق هدفهای قرآن است."[۱]

[۱].صافی گلپایگانی,لطف الله,شهید آگاه,مشهد,مؤسسه نشر وتبلیغ,چاپ سوم,۱۳۶۶,ص۴۴و۴۵.

1395/08/12 @ 14:29
نظر از: حکیمه سپاهان شهر [عضو] 
5 stars

​يكي از نكاتي كه بايد به آن توجه د اشت، اين است كه معاويه چه كرد؟ معاويه كار بسيارعجيبي انجام دا د. او اسلام را به عنوان يك حكومت نشان داد نه به عنوان يك دين. البته توجه داريد كه اسلام به عنوان يك دين كامل داراي حكومت هم هست، اما اسلام فقط حكومت نيست. اين مسئله آنقدر ظريف است كه بسياري از مردم نفهميدند معاويه دارد چه كار مي كند. اهل البيت بودند كه خطر اين فكر و كار معاويه را فهميدند. هميشه اين خطر بوده است كه ما را از اين خطر نجات مي دهد. چراكه در آينه كربلاآن چه اصل است دين است و يكي از ابعاد دين، حاكميت آن است در اجتماع، نه اين كه دين فقط حاكميت باشد.

شاميان - با حيله معاويه- اسلام را به عنوان يك حكومت مي شناختند و نه به عنوان يك دين. و شايد بگوييم اين بزرگ ترين ظلمي بود كه بر اسلام در شام و بر مردم شام رفته بود و اصلاگمانشان اين بود كه اسلام در مدينه و ساير بلاد اسلامي همان اسلاِم در شام است و لذا روِز ورود اسيران به شام را جشن گرفتند چون حكومتشان بر دشمنان خود پيروز شده بو د. و فكر مي كردند نزاع و درگيري بين دو حكومت است، يك طرف پسر پيامبر به عنوان مخالف و يك طرف پسر يزيد به عنوان يك حاكم. اما راستي چه شد كه از طريق حكمت حسيني، شام نيز به حوزه اسلامي پيوست و آن چنان بيدار شد كه پذيراي روزهاي آخر عمر زينب گشت. و ديگر اين يزيد نيست كه در شام حكومت مي كند، بلكه حسين درقلب ها جاي گرفته است.گفتيم كه معاويه دين را به حكومت تبديل كر د و كربلا به صحنه آمد كه بگويد دين اصل است و حكومت يكي از شئون دين است و معاويه مي خواهد با عمده كردن حكومت، دين را ذبح كند كه گويا بشر بيش از آ ن كه نياز به دين دارد و بايد نسبت به دين خدا حساس با شد، به حكومت توجه كند و اين حيله فوق العاده خطرناك است، چراكه؛ وقتي دين به معني حكومت شد، ديگر از حاكمان انتظاري جز حكومت نمي ماند و اين جاست كه هم مردم از حكومت ديني محروم مي شوند، و هم حاكمان غيرديني در امنيت خواهند بود، و انتظارهايي كه از يك والي اسلامي هست ديگر از حاكم غير ديني نخواهد بود.

شيعه چنين نيست كه دين را در حد يك حكومت بشناسد و بر آن اساس دين ر ا بپذيرد، آن انسان معصوم را به عنوان والي و حاكم پذيرفته است، و ديني را مي شناسد كه حكومت وجهي و بعدي از دين است، و لذا حكومتي را جز حكومت ديني نمي پذيرد، مي گويد: دين بايد در جامعه و روابط بين انسانها حاكم باشد، نه اينكه حكومت يك چيز مستقل و جداي از دين قلمداد شو د. و اگر در كشور شيعه حاكميتي غير از حاكميت ديني پيشنهاد شو د، به زودي آن حكومت با اعترا ض مردِم خود روبه رومي گردد.

دیده شده در کتاب کربلا مبارزه با پوچی ها ،استاد اصغر طاهر زاده ،ص 144-146

1395/08/12 @ 11:04
نظر از:  

عقلانیت اسلامی یا عقلانیت سکولار

قیامت حسین _علیه السلام_زاییده عقلانیت اسلامی است وبا عقلانیت سکولار در تعارض است.
عقلانیت اسلامی یک عقلانیت توأم با تدبیر وعشق است.
قیام امام حسین _علیه السلام_یک قیام مبارزه علیه ظلم وستم بوده است.
فرهنگ عاشورا؛فرهنگ مبارزه همراه با صبر است.

در گفت وگو با حجت الاسلام والمسلمین عبد اللهی,سکولاریسم مغلوب قیام امام حسین علیه السلام,۱۳۹۲

عضوجامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت:قیام امام حسین نشان دهنده این بود که اسلام تنها احکام عبادی,اخلاقی وفردی نیست وبرای اصلاح نظام وجامعه برنامه دارد.بنابراین حوزه علمیه که افتخارشان رهرو راه امام حسین _علیه السلام _بودن است نمی توانند نسبت به مسائل سیاسی واجتماعی بی تفاوت باشد.

1395/08/11 @ 23:12
نظر از: منصوره [بازدید کننده]
منصوره
5 stars

با سلام
من در وبلاگ شخصی خود متنی با عنوان(کل یوم عاشورا) نوشته ام که پاسخی است به این سوال.
لینک مطلب:
http://aghoosh.kowsarblog.ir/?p=282332&more=1&c=1&tb=1&pb=1

1395/08/10 @ 16:47
نظر از: خادم المهدی [عضو] 

بخش عظیمى از معارف و آموزه‏هاى اسلامى شامل مسائل سیاسى - اجتماعى است. و نه تنها تعیین خط مشى‏هاى مهمى در این باره از سوى خداوند انجام شده است؛ بلکه مأموریت رهبرى و اجراى سیاست‏هاى تعیینى، از سوى خداوند بر عهده پیامبران و دیگر اولیاى الهى و مؤمنان برجسته، نهاده شده است.بسیار واضح است که امام حسین(ع) علیه مفاسد ظالمانه حکومت زمان قیام کرد تا عدم بیعت خود را با سیاستی که یزید و معاویه در امر حکومت داری در پیشرو گرفته بود، اعلام کند چنانچه خود امام حسین(ع) اعلام کرد که برای اصلاح امت جدم برخواسته ام و این یعنی همراهی دین و سیاست. از طرفی اگر دین از سیاست جدا بود هرگز امام حسین جان خود و خانواده اش را به خطر نمی انداخت

1395/08/10 @ 08:27
نظر از: یااباعبدالله الحسین (ع) [عضو] 
5 stars

پای پیاده، هم پای جاده، ره می سپارم به عزم زیارت

مداحی جدید حاج میثم مطیعی برای پیاده روی اربعین

متن شعر:
پای پیاده، هم پای جاده، ره می سپارم به عزم زیارت
در کوله بارم، چیزی ندارم، غیر از دلی مست شوق شهادت
مولا
می خوام دلم پر از تو باشه
آقا
نخواه که از تو دل جدا شه
ای یار، دلدار، سالار
دلبسته یاد توام… وای وای وای
دربند و آزاد توام… وای وای وای
وای
نمی خوام بی تو زنده باشم
وای نخواه تا که از تو جدا شم
http://sajedin.kowsarblog.ir/?p=287058&more=1&c=1&tb=1&pb=1#c163237

1395/08/10 @ 00:36
نظر از:  
5 stars

هیهات من الذله

قیام امام حسین _علیه السلام_برای دفاع از آزادی واختیار انسان به عنوان اصلی ترین معروف است.

یزیدامام رابین گزینه مرگ ویا زندگی ذلت بار مخیر کرده بود وگزینه سومی وجود نداشت.

نتیجه اینکه در جهان هر کس انسان رابین مرگ _دفعی ویا تدریجی_وپذیرش زندگی ذلت بار که آزادی وکرامت اورا هدف قرار می دهد مخیر کند لازم است که مخالفت ومبارزه را برگزیند.

منبع:دکتر غلامرضا فدایی,استاد دانشگاه تهران,در مقاله نظریه هشتم در قیام امام حسین بن علی علیه السلام

امام باید میان پذیرش حکومتی که صد در صد منکر خدا ونبوت است ومرگ,یکی را انتخاب کند وراه سومی وجود نداشت,این یعنی سلب اختیار از انسان,زیرا وقتی امر دائر بر پذیرش یک گزینه ودر غیر این صورت کشته شدن باشد
اختیار از آدمی سلب می شود.
یزید با انکار همه چیز ونفی اسلام ووحی,حسین _علیه السلام_رابه قبول بیعت ویا کشته شدن مجبور کرده است واین یعنی سلب اختیار به عنوان مهم ترین ویژگی انسان,امام ناچار بود برای دفاع از اصلی ترین خاصه انسانی که همان آزادی واختیار باشد مبارزه کند.

1395/08/09 @ 21:56
نظر از:  
5 stars

وصیت نامه امام حسین به محمد حنفیه:"اني لم أخرج أشرا ولا بطرا ولا ظالما ولا مفسدا بل خرجت لطلب الإصلاح في أمة جدي،إني أريد أن آمر بالمعروف وأنهي عن المنكر واسير بسيرة جدي وأبي."؛در اين سخنان امام _علیه السلام_به صراحت هدف خروج خود رابیان می کند که همانا اصلاح در امور,اجرای دو فرضیه امر به معروف ونهی زمنکر ورفتار به سیره پیامبر وعلی_علیه السلام_است.[۱]

روش مبارزه ی امام حسین _علیه السلام_با دیگر أئمه از این جهت فرق می کند که ایشان در زمان حکومت طاغوتی یزید_لعنه الله_به سر می بردندوسکوت در برابر چنین حکومت کفر وظالم که به اسم اسلام حکومت می کردند وحتی روش ریاکارانه پدرش معاویه_لعنه الله_رانیز در پیشبرد اهدافش قرار نداده بود,دیگر جایز نیست وبه صلاح امت مسلمان حضرت محمد_صلی الله علیه وآله_ نبود.

امام حسین_علیه السلام_دیگر نمی توانست روش پدر علی وبرادرش حسن_علیهما السلام_را دنبال کند.البته سکوت آنها در برابر خلافاءوقت به صلاح اسلام بود,چون آن خلافاء در ظاهر روش پیامبر وقرآن را در اهداف خود گنجانده بودند.ولی خلیفه وقت امام حسین_علیه السلام_دیگر به ظواهر اسلام هم اعتنا نمی کرد.

[۱].این وصیت را محدث قمی در “نفس المهموم"ص۴۵،از علامه مجلسی در” بحار الأنوار"ازمحمد بن أبی طالب موسوی آورده ونیز در"ملحقات إحقاق الحق",ج۱۱،ص۶۰۲،از خارزمی در کتاب"مقتل الحسین “,ج۱،ص۱۸۸,طبع نجف.

1395/08/09 @ 14:29
نظر از: راوی [عضو] 

آنچه در دوران امام حسین علیه السلام مورد تهدید بود، حاکمیت اسلام بود، قدرت سیاسی اسلام بود، زمامداری بر مبنای احکام اسلامی بود، عده ای در راس دستگاه حکومت و قدرت سیاسی قرار گرفته بوند که از اسلام و آیین الهی الهام نمی گرفتند؛ از شهوات و نیات پلید و هواهای نفسانی خودشان الهام می گرفتند. امام حسین علیه السلام با این جنگید.
پس ما می توانیم قاطعانه ادعا کنیم که حرکت حسین بن علی علیه السلام در حقیقت حرکت خونینی بر ضد جدایی دین از سیاست بود.
مقام معظم رهبری- خطبه های نماز جمعه تهران 6/6/1366
کتاب هدف قیام عاشورادر کلام رهبری، ص77

1395/08/08 @ 19:04
نظر از: قیدی [بازدید کننده]
قیدی

احسنت به بیانات دوستان که علمی است و مسنتد اما من میخواهم دلی بگویم واحساسی
درمقاتل میخوانیم که حضرت زینب سلام الله علیه وقتی بربالای بدن قطعه قطعه امام ومولاوبرادرش قرارگرفتند فرمودند: سلام برتوکه کشته روز دوشنبه ای ، اماوقتی تاریخ راورق میزنیم میبینیم عاشورادر روز جمعه اتفاق افتاده حال چرا دوشنبه ؟
وقایع چنان بهم پیوسته است که میتوان سرنخ رایافت ، بله دوشنبه روزی است که عده ای منافق درمحلی که سقف داشت، شورایی راتشکیل دادندودر صددتوطئه ای برآمدند تا حکومت را از رهبر اصلی جدانموده و غصب نمایند ، (سقیفه )و حرکت شوم دشمن برای بیان گفته بی اساس جدایی دین از سیاست ،…
در حالی که دین زمانی کامل شد وبه اتمام رسید ورضایت حق را دربرداشت که رهبری الهی ومعصوم و دین دارودین شناس برایش انتخاب شدونصب گردید (غدیر)
…آن هم نه از جانب فرد که از جانب خالق افراد و سپس بیعت کردند تک تک افراد …و حسین علیه السلام فرزند همان رهبر است ووارث انبیا واولیاء وبرپاکننده حکومت الهی که غصب کردند از آنها افراد غیر الهی و شهید کردند مادرش را برای دفاع از رهبری حکومت الهی و ازبین بردند سنت جدش را و از دین باقی نگذاشتند جز قطره ای آب در پیاله ای …
حال چگونه می توان گفت که قیام مولاو عاشورا از دین جداست ، دینی که بربالای منبرحکومتش مشتی بوزینه میمون باز نشسته بود و هتک حرمت می نمود حق مولویت رب را
وتاریخ تکرارمیگردد … اکنون ببینید کسانی که مدعی حکومت غیر دینی هستند چگونه اند؟ وظهور متجلی از کربلاست و حکومت از آن اولیاو معصومین خدا ووعده ای است قطعی وحتمی به زودی زود ان شاالله

1395/08/08 @ 16:45
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

مطلب ذیل برگرفته از تفسیر نمونه ج23،ص 376 و 377 است.

1395/08/08 @ 11:54
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

بله
بعضی از مفسران آیه 25 سوره حدید(لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيزٌ )را این گونه تحلیل کرده اند: اصول زندگی انسان 4 چیز است کشاورزی و بافندگی(صنعت)، مسکن و حکومت.
و از آنجا که هر اجتماعی خواه ناخواه خالی از برخورد و تزاحم منافع نیست بنابراین نیاز به حکومتی دارد که عدالت را میان آنها اجرا کند. و این حکومت و قانون باید الهی باشد.
و منظور از حدید در این آیه را می توانیم با توجه به روایات تفسیر کنیم، امام باقر علیه السلام می فرمایند: خوبی ها تمام در شمشیر است، و زیر شمشیر و در سایه ی شمشیر. و سخن امام حسین علیه السلام که فرمودند ای شمشیرها مرا دریابید، می توان دلیلی بر بطلان نظریه جدایی دین از سیاست (سکولاریسم) باشد.

1395/08/08 @ 11:52
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

بله
​در خطبه ی 3 نهج البلاغه، امام علی علیه السلام می فرمایند:

هان! به خدا قسم ابوبكر پسر ابوقحافه جامه خلافت را پوشيد در حالى كه مى دانست جايگاه من در خلافت چون محور سنگ آسيا به آسياست، سيل دانش از وجودم همچون سيل سرازير مى شود، و مرغ انديشه به قلّه منزلتم نمى رسد. اما از خلافت چشم پوشيدم، و روى از آن برتافتم، و عميقاً انديشه كردم كه با دست بريده و بدون ياور بجنگم، يا آن عرصه گاه ظلمت كور را تحمل نمايم، فضايى كه پيران در آنفرسوده، و كم سالان پير، و مؤمن تا ديدار حق دچار مشقت مى شود! ديدم خويشتندارى در اين امر عاقلانه تر است، پس صبر كردم در حالى كه گويى در ديده ام خاشاك بود، و غصه راه گلويم را بسته بود! مى ديدم كه ميراثم به غارت مى رود.

پس مشخص می شود که خلافت امام حسین علیه السلام نیز از امام علی علیه السلام به ارث رفته بود و این نشانه ی بطلان نظریه ی سکولاریسم است.

1395/08/08 @ 11:29
نظر از: متین [عضو] 

با سلام

امام خامنه ای (مد ظله العالی):

هیئت‌ها نمیتوانند سکولار باشند؛ هیئتِ امام حسینِ سکولار ما نداریم! هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین است، یعنی علاقه‌‌مند به اسلام سیاسی است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معنای اعتقاد به امام حسین این است. ۱۳۹۲/۰۸/۲۰

1395/08/07 @ 19:49
نظر از: بانوی مدافع حجاب [عضو] 
5 stars

سلام ببخشید منبع فراموش شد
سایت تبیان

1395/08/07 @ 13:49
نظر از: بانوی مدافع حجاب [عضو] 
5 stars

امام حسین(ع) - بر خلاف نظام‏هاى سكولار و مكاتب سیاسى رایج دنیا - اهداف حكومت را بسیار فراتر از تأمین رفاه و امنیت دنیوى و معیشتى مردم مى‏داند.
آن حضرت به هنگام ترك مدینه - و قبل از اینكه مسأله دعوت و یا بیعت كوفیان مطرح باشد - یكى از اهداف قیام خویش را، اصلاح جامعه اسلامى و انجام فریضه امر به معروف و نهى از منكر اعلام مى‏نماید: «انما خرجت لطلب‏الاِْصْلاحِ فِى امةِ جِدّى، ارید انْ امر بالْمعْروفِ و انْهى عنِ الْمنْكرِ»؛ بحارالانوار .
معناى این انگیزه این است كه اگر امام از عدم تشكیل حكومت و نقض عهد مردم كوفه نیز مطمئن بود - بدون توجه به علم غیب ایشان - دست از خروج و قیام خود بر نمى‏داشت؛ چرا كه انگیزه اصلى و اولى قیام حضرت، همان احیاى دین بود و مسأله حكومت و زمامدارى در مراحل بعدى قرار داشت.
سیدالشهدا(ع) در سخنرانى مهمى كه در اواخر عمر معاویه در موسم حج و سرزمین منا و با حضور صدها تن از رجال و شخصیت‏هاى مذهبى و سیاسى عصر خویش ایراد كرد، اهداف خود را از تلاش براى به دست گرفتن حكومت چنین ترسیم فرمود:
«اللهم انك تعلم انه لم یكن ما كان منّا تنافساً فى سلطان و لا التماساً فى فضول الحطام و لكن لنزى المعالم من دینك و نظهر الاصلاح فى بلادك و یأمن المظلومون من عبادك و یعمل بفرائضك و سننك و احكامك»؛ تحف العقول، ص‏243..
آن حضرت پس از بیان این نكته كه نه به دنبال سلطنت و ریاست بر مردم هستم و نه در پى رسیدن به ثروت و مال دنیا، اهداف خود را چنین تعیین مى‏كند:
1. آشكار كردن نشانه‏هاى دین الهى،
2. اصلاح در روى زمین،
3. ایجاد امنیت براى بندگان مظلوم،
4. عمل كردن به واجبات، سنت‏ها و احكام و قوانین الهى‏سید جواد ورعى، حكومت دین از دیدگاه امام حسین(ع)، (مجموعه مقالات همایش امام حسین(ع))، ص‏288..
حضرت اباعبداللَّه(ع) در گفت و گویى كه با فرزدق در مسیر مكّه به كوفه، در منزل صفاح دارد، مى‏فرماید:
«یا فرزدق! ان هولاء قوم لزموا طاعة الشیطان و تركوا اطاعة الرحمن و اظهروا الفساد فى الارض، و ابطلوا الحدود و شربوا الخمور و استأثروا فى اموال الفقرا و المساكین و انا اولى من قام بنصرة دین اللَّه و اعزاز شرعه و الجهاد فى سبیله لتكون كلمة اللَّه هى العلیاء»؛ موسوعه كلمات امام حسین(ع)، ص 336..
در این قسمت امام(ع) امویان را به عنوان نخستین سكولارهاى واقعى در درون جامعه اسلامى - كه در اندیشه كنار نهادن دین الهى هستند - معرفى مى‏كند و هدف خویش را مقابله با آنان و برپایى دین الهى مى‏داند. آن حضرت به روشنى فلسفه حكومت را «برترى كلمة اللَّه» بیان مى‏نماید و روشن است كه بر پایى دین اسلام به صورت كامل، سعادت دنیوى و اخروى افراد را تضمین خواهد نمود.
دو. مشروعیت الهى حكومت‏
بررسى سخنان امام حسین(ع) ثابت مى‏كند كه مشروعیت حكومت، فقط الهى است و حكومتى مشروع است كه فقها از طرف خداوند منصوب باشند و رأى و بیعت مردم هیچ گونه تأثیرى در مشروعیت حكومت ندارد - هر چند تأثیر آن در كارآمدى حكومت حائز اهمیت است - آن گونه كه افراد ناآگاه و فریفته مكاتب سیاسى غرب و یا مغرض از سكولار بودن حكومت - حتى در زمان حضور امام معصوم(ع) - سخن مى‏گویند و در صددند تا جنبه الهى و آسمانى حكومت را به هر نحوى انكار نمایند!
امام(ع) به فرماندار مدینه - كه درخواست بیعت از آن حضرت براى یزید داشت - فرمود: «ایهاالامیر! انا اهل بیت النبوة و معدن الرسالة و مختلف الملائكة و محلّ الرحمة و بنا فتح اللَّه و بنا یختم و یزید رجل فاسق شارب الخمر و قاتل النفس المحرمة معلن بالفسق و مثلى لایبایع مثله»؛ بحارالانوار، ج‏44، ص‏325.. در این جمله امام حسین(ع) - ضمن برشمردن دلایل مشروعیت خویش براى حكومت بر جامعه اسلامى - به دلایل نامشروع بودن حكومت یزید اشاره مى‏كند كه به سبب فقدان نصب الهى، نه تنها هیچ گونه مشروعیتى براى تصدى و رهبرى جامعه اسلامى ندارد؛ بلكه به دلیل ارتكاب محارم الهى و نادیده گرفتن حدود الهى، حتى هیچ مصلحتى در بیعت با او وجود ندارد.
عدم بیعت امام حسین(ع) با یزید - با اینكه اكثریت مردم او را پذیرفته بودند - و قیام علیه یزید، به خوبى دلالت بر لزوم مشروعیت الهى حاكم و همبستگى «دین و سیاست» و ردّ نظریه سكولاریسم دارد. هر چند حتى اگر آن حضرت(ع) قیام نمى‏كردند، باز هم عدم بیعت با یزید به تنهایى بر این موضوع دلالت داشت.
امام حسین(ع) در روایات متعدد، بر انتقال مشروعیت حكومت از طریق وحى و پیامبر(ص) به ائمه(ع) و خودش تأكید مى‏كند: «ان مجارى الاُْمُوروالاَْحْكام عَلى اَیْدى الْعلَماء باللَّه الأمناء عَلى حَلاله وَ حَرامه»؛ همان، ص 278..
نكته روشن در این روایت این است كه نه تنها امام(ع) مردم را متولّى زمامدارى و حكومت ندانسته؛ بلكه حق حاكمیت را به عهده علما - و به طور متیقن خود ائمه - نهاده است.قدردانى قراملكى، محمد حسن، سكولاریسم در مسیحیت و اسلام، ص‏317.
وقتى ابن زبیر از بیعت امام(ع) با یزید سؤال كرد، آن حضرت ضمن پاسخ منفى، علّت آن را انتقال حق حاكمیت جامعه اسلامى به خودش، بعد از شهادت امام حسن(ع) ذكر مى‏كند: «انى لا أبایع له ابداً لان الامر انما كان لى من بعد اخى الحسن»؛ موسوعه كلمات امام حسین(ع)، ص‏278..
امام همچنین در نامه به مردم بصره نوشت: «ما خاندان و اولیا و اوصیا و وارثان او (پیامبر(ص)) و سزاوارترین مردم به جانشینى او هستیم كه دیگران بر ما سبقت جستند و ما تسلیم شدیم. تفرقه نخواستیم و به وحدت پاسخ دادیم. این در حالى بود كه مى‏دانستیم ما بر امر ولایت از متولیان آن شایسته‏تریم»همان، ص‏315.. و یا در نامه‏اى به اشراف كوفه مى‏نویسد: «انّى احقّ بهذالامر لقرابتى من رسول اللَّه(ص)»؛ همان، ص‏377..
سه. شرایط حاكم اسلامى‏
از دیدگاه امام حسین(ع) فلسفه و هدف حكومت، حاكمیت احكام و قوانین دینى است تا در پرتو آن سعادت دنیا و آخرت مردم تأمین گردد، و مشروعیت آن فقط به نصب الهى است. در این صورت بدیهى است كه باید حاكم آن از شرایط ویژه‏اى برخوردار باشد:
1. علم به احكام الهى‏
یكى از محورهاى مخالفت امام حسین(ع) با خلفا همین نكته بود. آن حضرت در یك گفت و گو خطاب به خلیفه دوم اظهار داشت: «صرت الحاكم علیهم بكتاب نزل فیهم لا تعرف معجمه و لا تدرى تأویله الاّ سماع الا ذان»؛ همان، ص‏117. ؛ «تو بر آنان حاكم شدى، آن هم حكومت با كتابى كه در خاندان محمّد(ص) فرود آمد و تو از نكات سربسته و تأویل آن جز شنیدن به گوش‏ها چیزى نمى‏دانى».
آن حضرت در جمع رجال و شخصیت‏هاى مذهبى و سیاسى در سرزمین منا نیز فرمود: «امور باید به دست «عالمان باللَّه» باشد كه امین حلال و حرام خدا هستند و در زمان حضور مصداق بارز آن امام معصوم(ع) است».
2. عامل به كتاب خدا و سنت پیامبر(ص)
امام در نامه خود به كوفیان در این زمینه مى‏فرماید: «فلعمرى ماالامام الا العامل باالكتاب، و الآخذ بالقسط، و الدائن بالحق، و الحابس نفسه على ذات اللَّه»؛ موسوعه كلمات امام حسین(ع)، ص 313. كه دلالت صریح بر «عمل به قرآن» و «وقف خود در راه خدا» به عنوان شرایط حاكم دارد.
3. بر پا كننده عدالت‏
از دیدگاه امام حسین(ع) عدالت و اقامه آن، از شرایط و وظایف بسیار مهم براى حاكم اسلامى است؛ چنان كه در نامه خویش به كوفیان مى‏فرماید: «والاخذ بالقسط» و یا در موارد متعدد دیگرى یكى از دلایل عدم مشروعیت خلفا و حاكمان اموى را فقدان این موضوع مى‏داند.
بنابراین از دیدگاه امام حسین(ع) و فرهنگ عاشورا، دین با سیاست پیوندى عمیق و ناگسستنى دارد و اهداف و فلسفه حكومت‏ها، مشروعیت و شرایط حاكم و زمامدار، كاركرد و كار ویژه‏هاى دولت، همه باید بر اساس احكام و آموزه‏هاى الهى و در راستاى تحقق آن و تأمین سعادت دنیوى و اخروى بشر باش

1395/08/07 @ 13:47
نظر از: منصوره [بازدید کننده]  
منصوره
1 stars

من دروبلاگ شخصی خودبه آدرسhttp//aghooshkowsarblog.irمتنی راباعنوان(کل يوم عاشورا)نوشته ام که می تواندپاسخی به اين سوال باشد.

1395/08/07 @ 07:17
نظر از: منصوره نجاری [بازدید کننده]
منصوره نجاری
1 stars

من دروبلاگ شخصی خودمتنی باعنوان (کل يوم عاشورا)نوشته ام که پاسخی است به اين سوال.
آدرس وبلاگ http//aghooshkowsarblog.ir
———–
با سلام و احترام
ضمن تشکر از مشارکت شما لطفا لینک مطلب را ارسال فرمایید.
نحوه دسترسی به لینک مطلب
http://talabe-nevesht.kowsarblog.ir/?p=157723&more=1&c=1&tb=1&pb=1
موفق باشید.

1395/08/07 @ 07:12
نظر از: در اندیشه ی پرواز [عضو] 
5 stars

بله دقیقا امام حسین (ع) به عنوان رهبر دینی بر حق با حاکم ظلم و جور و فاسد زمان بیعت نکرد. امام حسین (ع) برای اقامه ی امر به معروف م نهی از منکر قیام کردند و این خود یک سیاست دینی است. امام حسین (ع) برای اینکه چهره ی پلید و واقعی یزید زمان که همان رهبر سیاسی و فاسد مردم مسلمان بود را بشناساند و مخالفت خود را با حکومت فاسد و تحریف سنت پیامبر و غصب خلافت ……….با قیام کردند اعلام کرد.

1395/08/06 @ 12:33
نظر از:  
5 stars

خیر دین و سیاست از هم جدا نیستن امام حسین علیه السلام بخاطر اوضاع سیاسی جامعه که بر می گشت به اسلام جنگید اگر به فکر دین تنها بود فکر وضع سیاسی نبود دین به راهتی از بین می رود باید باسیاست دین را نگهداشت همان کاری که امام حسین در واقع کربلا انجام داد با آوردن خانواده اش و یارانش که به دلخوا یاری او کردن خود یک سیاستی هست که باعث استحکام دین اسلام شد.

1395/08/05 @ 15:05
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

بله، با توجه به آیه 25 سوره حدید (لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ….)می توان دریافت، دین از سیاست جدا نیست، بلکه همه ی پیامبران حتی عیسی علیه السلام و موسی علیه السلام برای تشکیل نظام اسلامی امدند.
قسط در آیه یعنی استقرار عدالت اجتماعی در جامعه و این استقرار یک کار سیاسی است که هدف انبیاست. بخشی از امت سازی پیامبر اسلام سیاست و بخش دیگر آن، تربیت یکایک افراد است. پیامبر اسلام اولین کاری را که در ابتدای نبوت انجام داد، سیاست بود.
تشکیل قشون اسلامی و نامه به سیاست مداران بزرگ عالم، ورود آن حضرت را در عرصه ی سیاسی عظیم بشری آن روز نشان می دهد. بعضی افراد قرآن را تکه می کنند به برخی ایمان اما به سیاست آن ایمان نمی آورند.
یکی از درخشان ترین دوره ی نبوت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دوران 10 ساله حکومت اسلام در مدینه و می تواند شالوده و الگوی نمونه ای از حاکمیت اسلام برای همه ی زمان ها و همه ی مکان ها باشد .
و قیام امام حسین نیز برای بر پا داشتن قسط و عدل در جامعه ی اسلامی بود که جز در سایه ی حکومت اسلامی به دست نمی آمد.
بر گرفته از کتاب انسان 250 ساله
(اعظم خطیری طلبه مرکز تخصصی تفسیر و علوم قرآنی نرجس خاتون سلام الله علیها)

1395/08/04 @ 20:49
نظر از: نرجس خاتون(س) شاهین شهر [عضو] 

در اندیشه امام(ره) «دین» خاستگاه و منشأ نظام سیاسی اسلام است و کلیه برنامه ها و مباحث سیاسی اسلام بر مبنی قوانین و احکام دینی پایه ریزی شده است و دلیل توسعه یافتن و فراگیر شدن حکومت اسلامی در نیمه اول قرن ظهور اسلام را آمیختگی دین و سیاست می داند و می فرماید:«رسول الله(ص) پایه سیاست را در دیانت گذاشته است.»
نگرش امام به حادثه عظیم عاشورا به عنوان یک ضایعه تاریخی نبود، بلکه ایشان در یک افق برتر قیام امام حسین(ع) را یک حرکت هدفمند و برنامه ریزی شده در جهت احیای اسلام می دانست و می فرمود: «او [امام حسین(ع)] می دانست که چه می کند و کجا می رود و هدفش چیست؟ امام حسین(ع) با فداکاری بی نظیر و نهضت الهی خود واقعه بزرگی را به وجود آورد که کاخ ستمگران را فرو ریخت و مکتب اسلام را نجات بخشید.»

ایشان فرهنگ عاشورا را گنجینه عظیم سیاسی ـ دینی و پشتوانه فرهنگ غنی و انسان ساز تشیع می دانست و با بهره گیری از آموزه های عاشورایی به احیای دین پرداخت و حماسه حسینی را اساس قیام و مبارزه و تحول و پایداری قرار داد.

امام(ره) تمام ابعاد نهضت امام حسین(ع) را یک حرکت کاملاً سیاسی می دانست و با احیای فرهنگ عاشورا و الگو ساختن معیارهای عاشورایی، یک ملت حماسه ساز پدید آورد که با درس آموزی از مکتب امام حسین(ع) منشأ تحولات عظیمی در جهان اسلام گردید و معجزه قرن را پدید آورد. عاشورا سمبل تجلی و تبلور ارزش های ناب اسلامی در تمام ابعاد سیاسی، فرهنگی واجتماعی آن است که نقش مهمی در گسترش فرهنگ اسلامی در جامعه شیعه داشته است.
منبع: سایت بصیرت

1395/08/04 @ 11:04
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

بر خلاف آنچه بعضى از کوته بینان مى اندیشند، دین مجموعه اى از اندرزها، نصایح و یا مسائل مربوط به زندگى شخصى و خصوصى نیست، دین مجموعه اى از قوانین حیات و برنامه فراگیرى است که تمام زندگى انسان ها
ـ مخصوصاً مسائل اجتماعى ـ را در بر مى گیرد.
بعثت انبیاء براى «اقامه قسط و عدل» است.(1)
دین براى گسستن زنجیرهاى اسارت انسان و تأمین آزادى بشر است.(2)
دین براى نجات «مستضعفان» از چنگال «ظالمان و ستمگران» و پایان دادن به دوران سلطه آنها است.(3)
و بالاخره، دین مجموعه اى است از تعلیم و تربیت در مسیر تزکیه و ساختن انسان کامل.(4)
بدیهى است این هدف هاى بزرگ، بدون تشکیل حکومت امکان پذیر نیست. چه کسى مى تواند: با توصیه هاى اخلاقى، اقامه قسط و عدل کند، و دست ظالمان را از گریبان مظلومان کوتاه سازد؟
چه کسى مى تواند: زنجیرهاى اسارت را از دست و پاى انسان هاى در بند بردارد و بشکند، بى آن که متکى به قدرت باشد؟
و چه کسى مى تواند: در جامعه اى که وسائل نشر فرهنگ و تبلیغ در اختیار فاسدان و مفسدان است، اصول صحیح تعلیم و تربیت را پیاده کند؟ و ملکات اخلاقى را در دل ها پرورش دهد؟
و این است که، ما مى گوئیم: «دین» و «سیاست» دو عنصر تفکیک ناپذیر است، اگر دین از سیاست جدا شود، بازوى اجرائى خود را به کلى از دست مى دهد، و اگر سیاست از دین جدا گردد، مبدل به یک عنصر مخرب در مسیر منافع خودکامگان مى شود.
اگر پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) موفق شد این آئین آسمانى را با سرعت در جهان گسترش دهد، دلیل آن این بود که: در اولین فرصت، دست به تأسیس حکومت زد، و از طریق حکومت اسلامى هدف هاى الهى را تعقیب نمود.
بعضى از پیامبران دیگر نیز که چنین توفیقى یافتند، بهتر موفق به نشر دعوت الهى خود شدند، اما آنها که در تنگنا قرار گرفتند، و شرائط به آنها اجازه تشکیل حکومت نداد، موفق به کار زیادى نشدند.
* * *

1 ـ «صحیح بخارى»، جزء 8، صفحه 185.
2 ـ مریم، آیه 6.
3 ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 7، صفحه 4880، ذیل آیات مورد بحث.
4 ـ «سیره حلبى»، جلد 3، صفحه 391.

1395/08/03 @ 16:12
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

دين مجموعه اي از اندرزها، نصايح و يا مسائل مربوط به زندگي شخصي و خصوصي نيست، بلکه مجموعه اي از قوانين حيات و برنامه فراگيري است که تمام زندگي انسان ها مخصوصاً مسائل اجتماعي را در بر مي گيرد. بديهي است اين هدف هاي بزرگ، بدون رابطه دین با سیاست و تشکیل حکومت امکان پذير نيست و یکی از اهداف عمده قیام عاشورا همین مسئله است.

1395/08/03 @ 16:10
نظر از: مدرسه نرجس دولت آباد [عضو] 
مدرسه نرجس دولت آباد

????مقام معظم رهبری

♦️معلوم است که به نظر حسین‌بن‌علی (ع) قضیهٔ عاشورا، جنگ حق و باطل است؛ مسئله این است و جز این نیست.

♦️پس درس عاشورا برای همهٔ مردم مسلمان دنیا و کسانی که امام حسین را قبول دارند، این است:
«جنگ حق با باطل، تا آنجایی که امام حسین رفت.»

♦️حسین(ع) با این حرکت عظیم، این درس را داد به انسان‌ها، که هروقت حق دچار آن چنان وضعیت دردناک می‌شود، طرفداران حق، ولو در مقابلِ دریایی از دشمن هستند، باید قیام کنند.نگوییم دشمن نیرومند است، دشمن دنیا را فرا گرفته، ما در مقابلِ این دنیا چه می‌توانیم بکنیم؟
♦️درس این است که دشمن هرچه هم نیرومند‌ باشد، بایستی قیام کرد، باید حرکت کرد.

1395/08/02 @ 21:33
نظر از: صهباء [عضو] 

استاد پژوهشمان گفته اند در مقاله علمی نمیتونی نظر خوت رو بدی حتی نمیتونی شعر بنویسی.البته این نظر و نظر قبلی فکر نکنم توی یک مقاله علمی بیاد.صرفا جهت شرکت در پاسخ گویی است . بنابراین این شعر رو به همه اساتید و دوستان گرامی خودم تقدیم میکنم.
اصلاً حسين جنس غمش فرق مي کند
اين راه عشق پيچ و خمش فرق مي کند
اينجا گدا هميشه طلبکار مي شود
اينجا که آمدي کرمش فرق مي کند
شاعر شدم براي سرودن برايشان
اين خانواده، محتشمش فرق مي کند
“صد مرده زنده مي شود از ذکر يا حسين”
عيساي خانواده دمش فرق مي کند
از نوع ويژگي دعا زير قبه اش
معلوم مي شود حرمش فرق مي کند
تنها نه اينکه جنس غمش جنس ماتمش
حتي سياهي علمش فرق مي کند
با پاي نيزه روي زمين راه ميرود
خورشيد کاروان قدمش فرق مي کند
من از “حسينُ منّي” پيغمبر خدا
فهميده ام حسين همش فرق مي کند
شاعر: علي زمانيان

1395/08/02 @ 16:56
نظر از: صهباء [عضو] 

بسم رب حسین علیه السلام
کلا امام حسین علیه السلام به دور از همه این قانون های دست وپاگیر که بشر برای رسیدن به آرامش ظاهری خود دست و پا کرده است کل بشریت را به شرافت وفطرت و رجوع به ذات دعوت میکند.امام حسین علیه السلام دینش و سیاستش و منطقش و فلسفه اش بر اساس آزاد اندیشی و مردانگی است.و من وشما راهم به آن دعوت میکند«.إن لَم یَکُن لَکُم دینٌ و کُنتُم لاتَخافونَ المَعادَ فَکونوا اَحراراً فِی دُنیاکُم؛ اگر دین ندارید و از قیامت نمی ترسید، لااقل در دنیای خود آزاده باشید. بحارالانوار،ج45، ص51.»حالا در این میان بایدرجوع کنیم به خودمان.اگر فطرتمان بدون خرده شیشه است با یک نگاه حُر میشویم؛ حتی اگر عمله کفر باشیم و عاقبتمان بخیر .ولی اگر دانه جویی از دنیا چشم و گوشمان را کر وکور کرده باشد باید عمر سعدی زندگی کنیم وبمیریم وبرای دست یابی به خواهش های نفسمان فریاد دین از سیاست جداست سر بدهیم.
منبع:نظریات خودم

1395/08/02 @ 15:50
نظر از: مدیریت استان مازندران [عضو] 
5 stars

قیام امام حسین علیه حکومت جور و فاسد یزید، خود نشانگر همراهی دین و سیاست است؛ چرا که این قیام جز برای استمرار حکومت اسلامی و اقامه عدل و عدالت اجتماعی و مبارزه با مظاهر فساد که اثر سوء در اجتماع مسلمانان داشت، نبوده و همه اینها حکایت از عدم جدایی دین از سیاست دارد.
قیام سید الشهدا(ع) ادامه دهنده راه رسول الله است که با تشکیل حکومت اسلامی، خط بطلان بر تفکر سکولاریسم کشید؛ و اگر دین از سیاست جدا بود، قطعا امام حسین (ع) تنها به ارشاد یزید اکتفا کرده و جان خویش را برای حفظ حکومت اسلامی و نجات آن از دست یزیدیان به خطر نمی انداختند.

1395/08/02 @ 09:01
نظر از: مدرسه علمیه فاطمه الزهرا س گله دار [عضو] 
مدرسه علمیه فاطمه الزهرا س گله دار

برخي در جهت اثبات جدايي دين از سياست چنين القا مي‏ كنند كه قيام امام حسين(ع) صد در صد دموكراتيك و به خواست مردم انجام گرفته است و با اين كار نفي حاكميت خداوند را به امام(ع) نسبت مي دهند:«خروج و حركت سيدالشهدا از مدينه و مكه به كربلا و به قصد كوفه، بنا به اصرار و دعوت شفاهي و كتبي انبوه سران و مردم كوفه، براي نجات آنها از ظلم و فساد اموي و عهده دار شدن زمامداري و اداره امور آنان بود. دعوتي بود صد در صد مردمي و دموكراتيك … جنگ و شهادت يا قيام و نهضت امام حسين(ع) و اصحاب او، علاوه بر آن يك عمل دفاعي صد در صد در حفظ و حيثيت اسلام و جان و ناموسشان بود؛ نشان از اين حقيقت مي‏داد كه خلافت و حكومت از ديدگاه امام و اسلام، نه از آن يزيد و خلفا است، نه از آن خودشان و نه از خدا؛ بلكه از آنِ امت و به انتخاب خودشان است»
منبع:بازرگان، مهدي،آخرت و خدا هدف بعثت، تهران، ص‏43..
واقعيات تاريخي و تحليل سخنان امام حسين(ع) به خوبي بيانگر الهي - ديني بودن اقدامات سياسي امام حسين(ع) و در نتيجه ردّ نظريه طرفداران سكولاريسم است. جهت تبيين اين موضوع و اينكه اقدامات امام حسين(ع) در راستاي چه نوع حكومتي بود، لازم است به تفاوت‏هاي مهم حكومت ديني با حكومت سكولار توجه شود؛ زيرا اين دو در امور مهمي نظير فلسفه و اهداف حكومت، نوع مشروعيت حكومت، شرايط حاكم اسلامي و … تفاوت‏هاي اساسي دارند. از اين رو به اختصار به تبيين ديدگاه آن امام شهيد درباره موضوعات ياد شده مي‏پردازيم:
يك. فلسفه و اهداف حكومت‏
امام حسين(ع) - بر خلاف نظام‏هاي سكولار و مكاتب سياسي رايج دنيا - اهداف حكومت را بسيار فراتر از تأمين رفاه و امنيت دنيوي و معيشتي مردم مي‏داند.
آن حضرت به هنگام ترك مدينه - و قبل از اينكه مسأله دعوت و يا بيعت كوفيان مطرح باشد - يكي از اهداف قيام خويش را، اصلاح جامعه اسلامي و انجام فريضه امر به معروف و نهي از منكر اعلام مي‏نمايد: «انما خرجت لطلب‏الاِْصْلاحِ فِي امةِ جِدّي، اريد انْ امر بالْمعْروفِ و انْهي عنِ الْمنْكرِ»؛ بحارالانوار .
معناي اين انگيزه اين است كه اگر امام از عدم تشكيل حكومت و نقض عهد مردم كوفه نيز مطمئن بود - بدون توجه به علم غيب ايشان - دست از خروج و قيام خود بر نمي‏داشت؛ چرا كه انگيزه اصلي و اولي قيام حضرت، همان احياي دين بود و مسأله حكومت و زمامداري در مراحل بعدي قرار داشت.
سيدالشهدا(ع) در سخنراني مهمي كه در اواخر عمر معاويه در موسم حج و سرزمين منا و با حضور صدها تن از رجال و شخصيت‏هاي مذهبي و سياسي عصر خويش ايراد كرد، اهداف خود را از تلاش براي به دست گرفتن حكومت چنين ترسيم فرمود:
«اللهم انك تعلم انه لم يكن ما كان منّا تنافساً في سلطان و لا التماساً في فضول الحطام و لكن لنزي المعالم من دينك و نظهر الاصلاح في بلادك و يأمن المظلومون من عبادك و يعمل بفرائضك و سننك و احكامك»؛ تحف العقول، ص‏243..
آن حضرت پس از بيان اين نكته كه نه به دنبال سلطنت و رياست بر مردم هستم و نه در پي رسيدن به ثروت و مال دنيا، اهداف خود را چنين تعيين مي‏كند:
1. آشكار كردن نشانه‏هاي دين الهي،
2. اصلاح در روي زمين،
3. ايجاد امنيت براي بندگان مظلوم،
4. عمل كردن به واجبات، سنت‏ها و احكام و قوانين الهي‏سيد جواد ورعي، حكومت دين از ديدگاه امام حسين(ع)، (مجموعه مقالات همايش امام حسين(ع«، ص‏288..
حضرت اباعبداللَّه(ع) در گفت و گويي كه با فرزدق در مسير مكّه به كوفه، در منزل صفاح دارد، مي‏فرمايد:
«يا فرزدق! ان هولاء قوم لزموا طاعة الشيطان و تركوا اطاعة الرحمن و اظهروا الفساد في الارض، و ابطلوا الحدود و شربوا الخمور و استأثروا في اموال الفقرا و المساكين و انا اولي من قام بنصرة دين اللَّه و اعزاز شرعه و الجهاد في سبيله لتكون كلمة اللَّه هي العلياء»؛ موسوعه كلمات امام حسين(ع)، ص 336..
در اين قسمت امام(ع) امويان را به عنوان نخستين سكولارهاي واقعي در درون جامعه اسلامي - كه در انديشه كنار نهادن دين الهي هستند - معرفي مي‏كند و هدف خويش را مقابله با آنان و برپايي دين الهي مي‏داند. آن حضرت به روشني فلسفه حكومت را «برتري كلمة اللَّه» بيان مي‏نمايد و روشن است كه بر پايي دين اسلام به صورت كامل، سعادت دنيوي و اخروي افراد را تضمين خواهد نمود.

دو. مشروعيت الهي حكومت‏
بررسي سخنان امام حسين(ع) ثابت مي‏كند كه مشروعيت حكومت، فقط الهي است و حكومتي مشروع است كه فقها از طرف خداوند منصوب باشند و رأي و بيعت مردم هيچ گونه تأثيري در مشروعيت حكومت ندارد - هر چند تأثير آن در كارآمدي حكومت حائز اهميت است - آن گونه كه افراد ناآگاه و فريفته مكاتب سياسي غرب و يا مغرض از سكولار بودن حكومت - حتي در زمان حضور امام معصوم(ع) - سخن مي‏گويند و در صددند تا جنبه الهي و آسماني حكومت را به هر نحوي انكار نمايند!
امام(ع) به فرماندار مدينه - كه درخواست بيعت از آن حضرت براي يزيد داشت - فرمود: «ايهاالامير! انا اهل بيت النبوة و معدن الرسالة و مختلف الملائكة و محلّ الرحمة و بنا فتح اللَّه و بنا يختم و يزيد رجل فاسق شارب الخمر و قاتل النفس المحرمة معلن بالفسق و مثلي لايبايع مثله»؛ بحارالانوار، ج‏44، ص‏325.. در اين جمله امام حسين(ع) - ضمن برشمردن دلايل مشروعيت خويش براي حكومت بر جامعه اسلامي - به دلايل نامشروع بودن حكومت يزيد اشاره مي‏كند كه به سبب فقدان نصب الهي، نه تنها هيچ گونه مشروعيتي براي تصدي و رهبري جامعه اسلامي ندارد؛ بلكه به دليل ارتكاب محارم الهي و ناديده گرفتن حدود الهي، حتي هيچ مصلحتي در بيعت با او وجود ندارد.
عدم بيعت امام حسين(ع) با يزيد - با اينكه اكثريت مردم او را پذيرفته بودند - و قيام عليه يزيد، به خوبي دلالت بر لزوم مشروعيت الهي حاكم و همبستگي «دين و سياست» و ردّ نظريه سكولاريسم دارد. هر چند حتي اگر آن حضرت(ع) قيام نمي‏كردند، باز هم عدم بيعت با يزيد به تنهايي بر اين موضوع دلالت داشت.
امام حسين(ع) در روايات متعدد، بر انتقال مشروعيت حكومت از طريق وحي و پيامبر(ص) به ائمه(ع) و خودش تأكيد مي‏كند: «ان مجاري الاُْمُوروالاَْحْكام عَلي اَيْدي الْعلَماء باللَّه الأمناء عَلي حَلاله وَ حَرامه»؛ همان، ص 278..
نكته روشن در اين روايت اين است كه نه تنها امام(ع) مردم را متولّي زمامداري و حكومت ندانسته؛ بلكه حق حاكميت را به عهده علما - و به طور متيقن خود ائمه - نهاده است.قدرداني قراملكي، محمد حسن، سكولاريسم در مسيحيت و اسلام، ص‏317.
وقتي ابن زبير از بيعت امام(ع) با يزيد سؤال كرد، آن حضرت ضمن پاسخ منفي، علّت آن را انتقال حق حاكميت جامعه اسلامي به خودش، بعد از شهادت امام حسن(ع) ذكر مي‏كند: «اني لا أبايع له ابداً لان الامر انما كان لي من بعد اخي الحسن»؛ موسوعه كلمات امام حسين(ع)، ص‏278..
امام همچنين در نامه به مردم بصره نوشت: «ما خاندان و اوليا و اوصيا و وارثان او (پيامبر(ص« و سزاوارترين مردم به جانشيني او هستيم كه ديگران بر ما سبقت جستند و ما تسليم شديم. تفرقه نخواستيم و به وحدت پاسخ داديم. اين در حالي بود كه مي‏دانستيم ما بر امر ولايت از متوليان آن شايسته‏تريم»همان، ص‏315.. و يا در نامه‏اي به اشراف كوفه مي‏نويسد: «انّي احقّ بهذالامر لقرابتي من رسول اللَّه(ص)»؛ همان، ص‏377..

سه. شرايط حاكم اسلامي‏
از ديدگاه امام حسين(ع) فلسفه و هدف حكومت، حاكميت احكام و قوانين ديني است تا در پرتو آن سعادت دنيا و آخرت مردم تأمين گردد، و مشروعيت آن فقط به نصب الهي است. در اين صورت بديهي است كه بايد حاكم آن از شرايط ويژه‏اي برخوردار باشد:

1. علم به احكام الهي‏
يكي از محورهاي مخالفت امام حسين(ع) با خلفا همين نكته بود. آن حضرت در يك گفت و گو خطاب به خليفه دوم اظهار داشت: «صرت الحاكم عليهم بكتاب نزل فيهم لا تعرف معجمه و لا تدري تأويله الاّ سماع الا ذان»؛ همان، ص‏117. ؛ «تو بر آنان حاكم شدي، آن هم حكومت با كتابي كه در خاندان محمّد(ص) فرود آمد و تو از نكات سربسته و تأويل آن جز شنيدن به گوش‏ها چيزي نمي‏داني».
آن حضرت در جمع رجال و شخصيت‏هاي مذهبي و سياسي در سرزمين منا نيز فرمود: «امور بايد به دست «عالمان باللَّه» باشد كه امين حلال و حرام خدا هستند و در زمان حضور مصداق بارز آن امام معصوم(ع) است».

2. عامل به كتاب خدا و سنت پيامبر(ص)
امام در نامه خود به كوفيان در اين زمينه مي‏فرمايد: «فلعمري ماالامام الا العامل باالكتاب، و الآخذ بالقسط، و الدائن بالحق، و الحابس نفسه علي ذات اللَّه»؛ موسوعه كلمات امام حسين(ع)، ص 313. كه دلالت صريح بر «عمل به قرآن» و «وقف خود در راه خدا» به عنوان شرايط حاكم دارد.

3. بر پا كننده عدالت‏
از ديدگاه امام حسين(ع) عدالت و اقامه آن، از شرايط و وظايف بسيار مهم براي حاكم اسلامي است؛ چنان كه در نامه خويش به كوفيان مي‏فرمايد: «والاخذ بالقسط» و يا در موارد متعدد ديگري يكي از دلايل عدم مشروعيت خلفا و حاكمان اموي را فقدان اين موضوع مي‏داند.
بنابراين از ديدگاه امام حسين(ع) و فرهنگ عاشورا، دين با سياست پيوندي عميق و ناگسستني دارد و اهداف و فلسفه حكومت‏ها، مشروعيت و شرايط حاكم و زمامدار، كاركرد و كار ويژه‏هاي دولت، همه بايد بر اساس احكام و آموزه‏هاي الهي و در راستاي تحقق آن و تأمين سعادت دنيوي و اخروي بشر باشد.


الحاقیات:
  • شماره لینک#21094 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/08/02 @ 06:36
نظر از: محمدی [بازدید کننده]
محمدی

عدم بیعت امام حسین علیه السلام با یزید - با اینکه اکثریت مردم او را پذیرفته بودند - و قیام علیه یزید، به خوبى دلالت بر لزوم مشروعیت الهى حاکم و همبستگى «دین و سیاست» و ردّ نظریه سکولاریسم دارد. هر چند حتى اگر آن حضرت علیه السلام قیام نمى;کردند، باز هم عدم بیعت با یزید به تنهایى بر این موضوع دلالت داشت.
امام حسین علیه السلام در روایات متعدد، بر انتقال مشروعیت حکومت از طریق وحى و پیامبرصلی الله علیه و آله به ائمه علیهم السلام و خودش تأکید مى کند: «ان مجارى الاُْمُوروالاَْحْکام عَلى اَیْدى الْعلَماء باللَّه الأمناء عَلى حَلاله وَ حَرامه.» به درستی که مجرای امور و احکام، به دست عالمان ربانی است. علمایی که به حلال و حرام او آگاه هستند. #1

نکته مشخص در این حدیث این است که نه تنها امام حسین علیه السلام مردم را متولّى زمامدارى و حکومت نمی دانسته؛ بلکه حق حاکمیت را به عهده علما - و یقینا خود ائمه - نهاده است.
(تحف العقول، ۱۶۸)1#

1395/08/01 @ 20:52
نظر از: سیروس فهیمی [بازدید کننده]  
سیروس فهیمی

پاسخ قاطع به این پرسش دشوار است ، چون هر کسی از زاویه دید خود به این موضوع می نگرد ، برخی با در نظر گرفتن منافع و یا حفظ موقعیت سیاسی و اجتماعی و برخی نیز برای مقابله با رغیب ، ولی در نهایت این قیام جهانی و ابدی به این معناست که انسانی که خداوند خلق نموده زیر بار ظلم حاکم ظالم نرود و اصول دین را به منافع شخصی ترجیح بدهد …. در نتیجه ایشان بیشتر از اصول دینی پیروی نموده تا از مصلحت اندیشی سیاسی

1395/08/01 @ 20:16
نظر از: توانا [عضو] 

برخی برای اثبات جدایی دین از سیاست چنین القا می کنند که قیام امام حسین علیه السلام صد درصد دموکراتیک و به خواست مردم انجام گرفته است و با این کار نفی حاکمیت خداوند را به امام علیه السلام نسبت می دهند:«خروج و حرکت سیدالشهدا از مدینه و مکه به کربلا و به قصد کوفه،بنا به اصرار و دعوت شفاهی و کتبی انبوه سران و مردم کوفه،برای نجات آنها از ظلم و فساد اموی و عهده دار شدن زمامداری و اداره امور آنان بود. دعوتی بود صددرصد مردمی و دموکراتیک.جنگ و شهادت یا قیام و نهضت امام حسین علیه السلام و اصحاب او،علاوه بر آن یک عمل دفاعی صددرصد در حفظ و حیثیت اسلام و جان و ناموسشان بود؛نشان از این حقیقت میداد که خلافت و حکومت از دیدگاه امام و اسلام، نه از آن یزید و خلفا است، نه از آن خودشان و نه از خدا؛بلکه از آن امت و به انتخاب خودشان است.»
امام حسین علیه السلام بر خلاف نظام های سکولار و مکاتب سیاسی رایج دنیا اهداف حکومت را بسیار فراتر از تامین رفاه و امنیت دنیوی و معیشتی مردم می داند.آن حضرت به هنگام ترک مدینه و قبل از اینکه مساله دعوت و یا بیعت کوفیان مطرح باشد،یکی از اهداف قیام خویش را اصلاح جامعه اسلامی و انجام فریضه امربه معروف و نهی از منکر اعلام می نماید.
معنای این انگیزه این است که اگر امام از عدم تشکیل حکومت و نقض عهد مردم کوفه نیز مطمئن بود، بدون توجه به علم غیب ایشان دست از خروج و قیام خود بر نمی داشت؛چرا که انگیزه اصلی و اولی قیام حضرت،همان احیای دین بود و مساله حکومت و زمامداری در مراحل بعدی قرار داشت.
منبع:پرسش ها و پاسخ های برگزیده ویژه محرم،ص141


الحاقیات:
  • شماره لینک#21084 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/08/01 @ 19:49
نظر از:  
زینب مرادی

خیر
برخی در جهت اثبات جدایی دین از سیاست چنین القا می کنند که قیام امام حسین (ع)صد در صد دموکراتیک و به خواست مردم انجام گرفته است و با این کار نفی حاکمیت خداوند رابه امام (ع)نسبت می دهندخروج وحرکت سیدالشهدااز مدینه ومکه به کریلاوبه قصد کوفه بنا به اصرار ودعوت شفاهی وکتبی انبوه سران و مردم کوفه برای نجات آنها از ظلم وفساد اموی و عهده دار شدن زمامداری و اداره امور آنان بود .دعوتی بود صد در صدمردمی و دموکراتیک …جنگ و شهادت و قیام و نهضت امام حسین (ع)و اصحاب او علاوه بر آن یک عمل دفاعی صد در صد در حفظ و حیثیت اسلام و جان و ناموسشان بود .نشان از این حقیقت می داد که خلافت و حکومت از دیدگاه امام و اسلام نه از آن یزید و خلفا است ،نه از آن خودشان و نه از آن خدا باکه از آن امت و به انتخاب خودشان است .
واقعیات تاریخی و تحلیل سخنان امام حسین (ع)به خوبی بیانگر الهی ،دینی بودن اقدامات سیاسی امام حسین (ع)و در نتیجه رد نظریه به طرفداران سکولاریسم است .جهت تبیین این موضوع و اینکه اقدامات امام حسین (ع)در راستای چه نوع حکومتی بود لازم است به تفاوت های مهم حکومت دینی با حکومت سکولار توجه شود زیرا این دو در امور مهمی نظیر فلسفه واهداف حکومت نوع مشروعیت حکومت شرایط حاکم اسلامی و…تفاوت های اساسی دارند
منبع :پرشس وپاسخ های دانشجوی ص141

1395/08/01 @ 19:20


فرم در حال بارگذاری ...

19
مهر

پرسش ها و پاسخ های محرمی (2)

تحقیقاً یکی از مهمترین امتیازات جامعه شیعه بر دیگر جوامع مسلمان، این است که جامعه شیعه، برخوردار از خاطره عاشوراست. مقام معظم رهبری

فراخوان «شور و شعور حسینی » ویژه وبلاگ نویسان سامانه کوثر بلاگ

...

  • در این فراخوان در ایام محرم و صفر، و در فواصل زمانی مناسب، سوالی مطرح و کاربران با شرکت در بحث پاسخ های خود را ارائه می نمایند. پس از رسیدن به نتیجه مطلوب، پاسخ ها جمع بندی شده در پایگاه «شور و شعور حسینی» درج شده و تنها کاربران شرکت کننده می توانند مطلب را کپی و در وبلاگ خود باز نشر دهند.
  • پاسخ ها حتما مستند و یا مستدل باشد.
  • ضمنا کاربران می توانند سوالات و پیشنهادات خود را از طریق نظرات مطرح نمایند.

سوال دوم:

 امام حسین علیه السلام با شهادت خود به بالاترین مرحله سلوک  معنوی رسید ند. پس اشک ریختن برای ایشان چه معنایی دارد؟

پاسخ خود را در قسمت نظرات بنویسید…


لینک مرتبط:

سوال اول


free b2evolution skin
آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(11)
4 ستاره:
 
(1)
3 ستاره:
 
(1)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
13 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
4.8 stars
(4.8)
نظر از: پشتیبانی کوثر بلاگ [عضو] 

با سلام و احترام
ضمن تشکر از کلیه شرکت کنندگان محترم، زمان پاسخگویی به این سوال پایان یافته و کاربران می توانند پاسخ را در پایگاه شور و شعور حسینی سامانه به ادرس ذیل مطالعه فرمایند. نظرات تکمیلی و نقد خود را در همان پایگاه ذیل مطلب مربوطه ارائه فرمایید. همچنین شرکت کنندگان گرامی می توانند پاسخ را کپی و در وبلاگ خود با ذکر منبع - پایگاه شور و شعور حسینی- باز نشر دهند.
http://soogvare.kowsarblog.ir/moharram-2
متشکریم.

1395/08/01 @ 01:05
نظر از: یازهرا [عضو] 

سوال
آیا شیوه های عزاداری که در زمان صدر اسلام وجودنداشته است یک نوع بدعت گذاری در دین نیست ؟

1395/07/30 @ 19:03
نظر از: یازهرا [عضو] 

با سلام ببخشید که جواب طولانی است
این سخن از دو جهت ناصواب است : نخست آن که حکمت گریه بر ابا عبدالله تنها به جهت قربانی شدن ، مظلومیت و به اسارت در آمدن خانواده ایشان نبودند؛ ثانیا امامان پس از حضرت امام حسین - که در مقام حق الیقین بودند و هیچ غیبی از آنان مستور نبود_ علاوه بر توصیه به گریه بر ابا عبدالله ،خود نیز بر این واقعه می گریستند و مجالس سوگواری برپا داشته و به دیگران نیز توصیه می کردند . آیا آنان از حکمت ها وباطن ماجرای کربلا بی اطلاع بودند؟ به نظر می رسد گریه برابا عبدالله ، حکمت های دیگری نیز دارد ، که امامان این گونه آن را به پیروان خود آموزش می دادند .
به بیان دیگر ، حماسه عاشورا ،یک رخداداد،دو پهلویی است واگر این جریان را از یک سو بررسی کنیم ، به این نتیجه می رسیم که امام حسین شهید شد و فرزندانش کشته شده واهل وعشیره اش به اسارت در آمدند و یزیدبن معاویه پیروز و غالب گشت . اگر گریه بر ابا عبدالله از این دید تحلیل شود ، این اشک و آه صرفا بروز یک عاطفه انسانی است بر این که فردی مورد شکنجه بدنی و روحی قرار گرفت و به طرز ناگواری به قتل رسید .
ازاین زاویه ،گریه صرفا یک درددل و هم دردی با صاحبان درد است. این گریه با گریه بر کشته شدگان حلبچه یا هیروشیما تفاوتی ندارد،تنها تفاوت در شدت درد و روش کشته شدن است .
امااگر واقعه عاشورا،را از زاویه دیگری بررسی کنیم ، می بینیم که در آنجا پیروزی از آن امام حسین است و این یزید و کارگزاران او هستند که شکست خوردند . در واقع از این نگاه واقعه عاشورا پیروزی صفات حسنه در درجه ی اعلای خود ، بر صفات رذیله در درجه ادنای خود بود.
در این صورت گریه با این دیگاه ، دیگر براساس عاطفه نخواهد بود و صرفا یک تراژدی و هم دردی و هم سویی با صاحبان درد از روی احساسات نیست ، تابگوییم آن حضرت که به مقام فنا نایل شد ، دیگر گریه برای اوچه حکمتی دارد.
منبع :فرات حیات ، مطالعات راهبردی دفتر مقام معظم رهبری ،ص138

1395/07/30 @ 18:58
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

یعنی اینکه ما در مصیبت امام خود شریک هستیم و امام حسین علیه السلام نیازی به گریه ی ما ندارد. فقط این گریه ها در حقیقت تسلی برای خود ما و امام زمان(عج) که ما خود را در غم امام زمان خود نیز شریک می دانیم و این گریه قلب را جلا می دهد و جلوگیری می کند از قساوت قلب.
پگاه عرب زاده طلبه مرکز تخصصی تفسیر و علوم قرآنی نرجس خاتون سلام الله علیها

1395/07/29 @ 13:14
نظر از: جوانه [عضو] 

بسم الله الرحمن الرحیم
امام حسین ع سلام برای اجرای یک واجب به پا خواستند وآن امر به معروف و نهی از منکر بود . گریه بر امام حسین ع ثواب دارد چون ایشان انسان بزرگی بوده و فرزند پیامبر بودند و امت پیامبر به طور بسیار دردناکی که از توان درک بشر خارج است با جمعی از افراد خانواده و یاران باوفا به شهادت رسیده و بدتر از آن اسارت حرم این امام شریف یعنی زنان بود که واقعا مصیبت دردناکی برای زمین و آسمان بود . امام صادق ع می فرمایند در زمان جاهلیت محرم را ماه حرام اعلام کرده بودند تا در آن جنگ و خونریزی نباشد اما امت ما از مردم زمان جاهلیت هم بدتر بودند و امام خود را در ماه حرام به شهادت رساندند . گریه بر امام حسین ع قلب را آرام می کند گناهان را میریزد همانطور که امام رضا ع فرمودن : باید برای مانند حسین کریه کرد مثل گریه کنندکان ،گریه بر امام حسین ع گناهان بزرک را می ریزد. گویا منظور از گریه کنندگان همان حضرت زهرا س و پیامبر ص و ملائیکه و امام زمان عج می باشند و همانطور که در زیارت ناحیه از زبان امام زمان عج خواندیم ایشان می فرمایند: من هر صبح و شب بر جدم حسین ع اشک میریزیم و اگر اشکم تمام شود خون گریه می کنم . وقتی شخصیتی به این بزرگی برای چنین مصیبتی گریه می کنند ما نیز باید چنین کنیم مایی که توان در ک این واقعه را نداریم. گریه کردن بر امام حسین ع باعث می شود انسان اندکی به این واقعه بزرک بیاندیشد و در زندگی خود به کار برد و ثواب حضور در کنار این امام شریف را داشته باشد. همانطور که حضرت زهرا س از خدا درخواست می کنند نیمی از ثواب ایشان به گریه کنندگان بر امام حسین ع باشد و پیامبر هم نیمی دیگر از ثواب خود را می بخشد و آنگاه خداون به جبرئیل می گوید به محمد ص وعده بده که من گناه همه گریه کنندگان واقعی بر حسین ع را می بخشم .
اشک بر امام حسین ع به خاطر خود ماست . تا گناهانمان پاک شود و سوار بر کشتی نجات حسین ع وارد بهشت شویم ان شا ء الله . باید توجه داشته باشیم که در زمان امام عصر یعنی امام زمان خودمان جز ء یاران ایشان باشیم و ایشان را مثل امام حسین ع تنها نگذاریم تا زمینه های ظهور هرچه زودتر فراهم شود . ما از عاشورا درس می گیریم تا عباس ع گونه در کنار امام زمان خود باشیم . در شب معرکه کم نیاوریم و از قافله امام جا نمانیم و بعد افسوس نخورم ان شاء الله .

1395/07/29 @ 11:58
نظر از: مهرپرور [عضو] 

گریه برای امام حسین(ع) از منظر آیت‌الله بهجت
به گزارش مشرق به نقل از فارس، به مناسبت ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه‌السلام، گفت‌وگوی مشروحی با حجت‌الاسلام والمسلمین علی بهجت درباره دیدگا‌ه‌های حضرت آیت الله بهجت درباره امام حسین و عزاداری انجام دادیم که گزیده‌ و مطالب مهم این گفت‌وگو از زبان حجت‌الاسلام علی بهجت تقدیم مخاطبان گرامی می‌‌شود.
گریه بر سیدالشهدا (ع) افضل مستحبات و از نماز شب بالاتر است

پدرم گریه بر سیدالشهدا علیه‌السلام را افضل مستحبات و حتی از نماز شب بالاتر می‌دانست. ایشان می‌گفت این حرف چیست که می‌گویند گریه یعنی چه؟ خیلی از انبیاء از خوف خدا بکاء داشته‌اند. آیا از شوق لقاء خدا بکاء نداشتند؟ گریه از شوق رسیدن به معشوق حقیقی عالم داشته‌اند.

خود انبیاء برای امام حسین (ع) گریه می‌کردند. آنها وقتی عظمت کار امام حسین (ع) را درک کردند، اشکشان جاری شد و توسل پیدا کردند. این مسئله، تک بودن و عظمت کار امام حسین (ع) را نشان می‌دهد.

پدرم می‌گفت: خیال می‌کنم گریه بر سیدالشهدا (ع) از افضل مستحبات باشد. گریه بر سیدالشهدا (ع) از همه مستحبات بالاتر است حتی از نماز شب!

گریه، اذن دخول و محرم شدن انسان است

پدرم می‌گفت: گریه، رابطه انسان با آن طرف عالم است. گریه، واسطه و رابطه است. وقتی که می‌خواهید وارد حرمی شوید و پا به حریمی بگذارید، طلب اجازه می‌کنید و اذن دخول می‌گیرید. می‌گویید یا خداوند وارد شوم؟ یا پیامبر وارد شوم؟ یا امام وارد شوم؟ در روایت است که اگر برای اذن دخول زیارت امام حسین (ع) اشک از چشمت جاری شد، بدان اجازه داده شده است.

پس این اشک رابطه انسان با ماوراء است. این اشک یک نشانه است. یک رمز است. فقط یک اتفاق فیزیکی نیست.

پدرم تأکید داشت خود گریه یک اذن و اجازه است. مثل چراغی است که روشن می‌شود و برای تو نشانه است. اگر اشکی آمد، علامت این است که به تو اذن داده‌اند. این عین عبارت آقاست.

1395/07/29 @ 11:00
نظر از: متین [عضو] 

نقش اشک ریختن برای سالار شهیدان در جاهای مختلفی ذکر شده است که از جمله آن زیارت اربعین امام حسین علیه السلام است .
انا قتیل العبره ، یکی از معانی این عبارت را اینگونه ذکر کرده اند که من کشته رحمت هستم ، یعنی به شهادت رسیدم تا جامعه اسلامی با اشک ریختن بر من لبریز از رحمت گردد و دلها نرم شود .۱

پس ما اشک می ریزیم که به واسطه این اشک خودمان کسب فیض کنیم نه این که امام حسین علیه السلام به اشک ریختن ما نیاز داشته باشد ، این ما هستیم که به این اشک ریختن نیاز داریم ، آیت الله بهجت در بیان فضیلت گریه برای سید الشهدا اینطور عنوان داشته اند که گریه برای سید الشهدا افضل مستحبات است مثل نماز شب ، پس وقتی گریه برای سالار شهیدان مستحب با فضیلت است یعنی ، مستحب با فضیلت قرار داده شده تا ما با این گریه به نوایی برسیم .

۱_ دیده شده در سایت پرسمان به نقل از کتاب فروغ شهادت ، استاد علی سعادت پرور ، ص۳۰۰.

1395/07/29 @ 01:41
نظر از: روشنک بنت سینا [عضو] 
4 stars

اشک میریزیم نه به این معنی که به مرگ بد از دنیا رفته باشی
و نه به این معنی که جایگاهی بدی داری
بلکه اشک رمیریزیم به این معنی است که مثل مردم کوفه در خانه نشسته ایم و منتظریم که امام به سراغ ما بیاید…
اشک میریم به این خاطر که یادمان باشد امامی دیگر را در غربت تنها نگذاریم و مایه ی شماتت آیندگان نشویم…

1395/07/28 @ 00:04
نظر از: خبیر [عضو] 

آن گونه که از متون اسلامی استفاده می شود نام حسین (علیه السلام) با گریه و ناله آمیخته است و قبل از شهادتش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنان علی (علیه السلام) و مادرش فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بر او گریسته اند. طبق رویات فراوانی، چون حضرت حسین (علیه السلام) تولد یافت جبرئیل به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نازل شد و خبر شهادت آن نوزاد را به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و پدر و مادرش داد و آنان از همان ایام برای حسین (علیه السلام) گریستند. طبق روایتی که از عایشه نقل شده است حسین (علیه السلام) کودک خردسال بود که وارد خدمت پیامبر گردید همان موقع جبرئیل به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ابلاغ کرد: زمانی نمی گذرد که این کودک را افرادی از امت تو در سرزمین «طف» از خاک عراق به قتل می رسانند «فبکی رسول الله (صلی الله علیه و آله)» اما جبرئیل افزود: «لا تبک، فسوف ینقم الله منهم، بقائمکم اهل البیت (1) «گریه نکن در آینده خداوند به وسیله قائم اهل بیت از آنها انتقام می گیرد».

«ابن عباس» می گوید به هنگام رفتن به «صفین» من همراه امیر مؤمنان علی (علیه السلام) بودم چون در کنار شط فرات به «نینوا» وارد شد، امام (علیه السلام) با صدای بلند گریست و فرمود: ای پسر عباس این محل را می شناسی؟ گفتم: نمی شناسم ای امیرمؤمنان. فرمود اگر اینجا را مثل من می شناختی هرگز از اینجا رد نمی شدی مگر این که مثل من گریه سر می دادی ابن عباس گفت: «فبکی طویلا حتی اخضلّت لحیته و سألت الدموع علی صدره وبکینا معا»: «آن حضرت گریه مفصلی کرد به طوری که اشک از روی محاسن او جاری شد ما هم همصدا با علی (علیه السلام) گریه سردادیم». بعد امام ادامه داد: وای، من با آل ابوسفیان چه کرده ام، سپس افزود: در این سرزمین که (کرب و بلا نامیده می شود) هفده نفر از فرزندان من و فاطمه به شهادت می رسند و مدفون می گردند(2).

طبق روایت امام صادق (علیه السلام) روزی فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وارد شد و آن حضرت را گریان دید ازعلت گریه اش پرسید؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: جبرئیل به من خبر داد که حسین (علیه السلام) را گروهی از امت من به قتل می رسانند! فاطمه (علیه السلام) نیز از شنیدن این خبر به شدت گریست ولی وقتی ازمقام بلند فرزندش به خاطر شهادت آگاه گردید آرامش و تسکین یافت (3)

داستان گریه و عزاداری پس از شهادت آن حضرت از سوی امامان (علیه السلام) داستانی مفصلی است که به ذکر چند مورد اکتفا می کنیم:

امام سجاد (علیه السلام) که خود در کربلا شاهد مصائب دلخراش امام حسین علیه السلام و یاران با وفایش بود پس از واقعه عاشورا تا زمانی که در قید حیات بود این واقعه سوزناک را فراموش نکرد و همیشه گریه و سوگواری نمود او هر وقت می خواست آب بنوشد تا چشمش به آب می افتاد اشک از چشمانش سرازیر می شد وقتی علت این کار را می پرسیدند می فرمود چگونه گریه نکنم درحالی که یزیدیان آب را برای وحوش و درندگان آزاد گذاشتند ولی آن را به روی پدرم بستند و او را با لب تشنه کشتند. می فرماید هر وقت کشته شدن فرزندان فاطمه (علیه السلام) رابه یاد می آورم گریه گلویم را می گیرد. وقتی هم افرادی وی را دلداری می دادند، می فرمود: «کیف لا أبکی؟ و قد منع أبی من الماء الذی کان مطلقا للسباع والوحوش» (4)

امام سجاد (علیه السلام) درعزای پدر مظلوم خویش به حدی گریست که اورا یکی از بکّائون پنج گانه تاریخ لقب دادند (5) وقتی راز آن همه گریه را از آن حضرت می پرسیدند، مصائب جانگداز کربلا را بازگو می کرد ومی فرمود: مرا ملامت نکنید، یعقوب، پس از آن که یک فرزند خود را از دست داد آنقدر گریست تا از غصه چشمهایش سفید شد در حالی که یقین به مرگ فرزندش نداشت.

از فراق روی یک یوسف اگر یعقوب سوخت

هجر هفتاد و دو یوسف کرده خونین دل مرا

در حالی که من به چشم خود دیدم که در یک نیمروز چهارده نفر از اهل بیت مرا سر بریدند انتظار دارید داغ آنها از دلم بیرون برود؟!(6)

او نه تنها در ماتم پدر بزرگوارش اشک می ریخت بلکه مومنان را نیز ترغیب به گریستن در عزای آن مظلوم می کرد: «ایما مومن دمعت عیناه لقتل الحسین حتی تسیل علی خده بواه الله بها فی الجنة غرفا یسکنها احقابا»7.

«هر مؤمنی که بر شهادت حسین (علیه السلام) آن قدر بگرید که اشک بر گونه اش جاری شود خداوند برای او غرفه هائی در بهشت آماده می سازد که تا ابد در آن اقامت خواهد کرد.»

امام باقر (علیه السلام) برای امام حسین (علیه السلام) اشک می ریخت و به هرکس هم در خانه او بود دستور می داد گریه کند. و در منزل آن حضرت مجلس عزا و سوگواری برای امام حسین (علیه السلام) تشکیل می گردید و حاضران مصیبت آن حضرت را به هم تسلیت می گفتند 8
1بحار الانوار: ج 36 ص .349

.2 بحار الانوار: ج 44 ص 253 .252

.3کامل الزیارات، ص .57

.4 مناقب: ج3، ص 303 بحار الانوار: ج 46، ص 109

.5 دیگران عبارتند از: آدم، حضرت نوح، یعقوب و حضرت فاطمه زهرا الخصال: ص 83

.6 امالی صدوق، مجلسی، 29، ص .121
7 ثواب الأعمال: ص .83

.8وسائل الشیعة: ج 10، ص .398

1395/07/27 @ 20:44
نظر از:  
5 stars

“من کشته اشک ها هستم”

اثرات گریه بر حسین علیه السلام

ا.درود خداوند
قال رسول الله صلی الله علیه وآله:"ألا وصلی الله علی الباکین علی الحسین_ علیه السلام _رحمةٌوشفقةٌ؛آگاه باشید که خداوند برگریه کنندگان برای حسین علیه السلام,ازروی رحمت ومهربانی درود می فرستد."[۱]

۲.بخشش گناهان
قال الرضا علیه السلام:"فعلی مثل الحسین علیه السلام فلیبک الباکون فإن البکاءعلیه یحط الذنوب العظام"؛برای مثل حسین علیه السلام باید گریه کنندگان گریه کنند,چرا که گریه برآن حضرت,گناهان بزرگ را محو می کند.[۲]

۳.طلب مغفرت از ناحیه حسین علیه السلام
قال الصادق علیه السلام:"إنه علیه السلام لیری من یبکیه فیستغفر له رحمة له"؛حقا كه (حسين عليه السلام)كسي راکه برای او گریه می کند,می بیندوبه خاطر رحت براو برایش استغفار می کند.[۳]

۴.دوری از جهنم
قال الله سبحانه لموسی علیه السلام:"یا موسی إعلم أنه من بکی علیه أو أبکی أو تباکی حرمت جسده علی النّار"؛ای موسی!بدان که هر کسی برای حسین علیه السلام گریه کند یا بگریاند یا وانمود به گریه کردن کند,بدنش را بر آتش حرام کردم.[۴]

۵.شادمانی در بهشت
قال رسول الله صلی الله علیه وآله:"یا فاطمه!کل عین باکیه یوم القیامة،إلّا عين بكت علي مصاب الحسين فإنها ضاحكة مستبشرة بنعيم الجنة"؛ای فاطمه علیها السلام!هر چشمی در روز قیامت گریان است,مگر چشمی که برای مصیبت حسین علیه السلام گریه کرده باشد که به وسیله نعمت های بهشت خندان وشادمان خواهد بود.[۵]

[۱]بحار الأنوار,ج۴۴,ص۳۰۴.
[۲]همان,ص۲۸۴.
[۳]بحار الأنوار,ج۲۵،ص۳۷۶.
[۴]بحار الأنوار,ج۴۴،ص۳۰۸.
[۵]همان,ص۲۹۳.

1395/07/27 @ 14:59
نظر از:  

معروف «انا قتیل العبرات؛ من کشته اشک‌هایم»؛ ارائه داد و گفت: امام حسین(ع) فقط کشته اشک نیست، امام حسین از همه این مسائل بالاتر است، او تنها کشته خود خداست. اما در عین حال، کشته اشک هم هست؛ آن هم چه اشکی؟ اشکی که بصیرت‌افزا باشد و معرفت‌بخش:
اشکی که دهد جوش بخون بدن ما
اشکی که شود عاشق شمشیر تن ما

اشکی که کند جامۀ ما را کفن ما
اشکی که دهد همّت زینب، به زن ما

اشکی که خدا باشد و دین در وطن ما
اول به مزار شهدا اشک بریزیم
آنگه بخروشیم و بدشمن به ستیزیم
تنها ملاک بر ریختن اشک در هیئت اباعبدالله(ع) نیست، چرا که اگر تنها میزان و ملاک بر این بود، عمر سعد هم در روز عاشورا گریست. اشک با معرفت و با بصیرت ملاک و معیار است، امام حسین(ع) کشته اشکی است که به انسان بصیرت دهد، امام(ع) را به واسطه آن بشناسد و راه روشن را بیابد.
حث این است که ما چرا برای امام حسین(ع) عزاداری می‌کنیم و پرچم عزای او را بالا می‌بریم؟ شاید همه بگویند به خاطر قداست امام(ع) است؛ این بخشی از فلسفه عزاداری است. مهم این است که باید این کربلا بماند.
اگر ما از این کربلا هدف، فرهنگ و بصیرت برنداریم، فقط گریه‌کن خوبی بوده‌ایم، فقط ثواب برده‌ایم. این کار ما درست مانند این است که طلای نابی را به پیش خود گذاشتیم و فقط بدان نگاه می‌کنیم. از این طلای ناب استفاده نکردیم؛ ولی وقتی از فرهنگ برآمده از کربلا، از بصیرت اباعبدالله(ع) و از فلسفه عاشورا بهره می‌بریم راه را پیدا و درست عمل می‌کنیم. با الهام از همین واقعه بود که 15 خرداد و بعد از آن هشت سال دفاع مقدس رقم خورد. شاعران آن دوران‌ها هم با استفاده از همین فرهنگ و فلسفه برای زمانه خود شعر می‌گفتند.

1395/07/27 @ 10:15
نظر از: یا امام حسن مجتبی(ع) [عضو] 

سلام علیکم با عرض تسلیت ایام
یکی از مسائل مربوط با سید الشهداءمسأله گریه است. باید مسأله گریه و خنده از چند نظر برسی شود1- از نظر اینکه از مختصات واَعراض خاصه انسان به شمار رفته اند،2-دیگر از نظرعلل و مبادی جسمی و روحی3-از نظر آثار و عوارضجسمی و روحی4-از نظر اخلاقی و عقیده علمای اخلاق و آداب5–از نظر آثار اجتماعی خنده و گریه6-انواع خندها و گریه هاو آیا همه خنده ها خوب است و همه گریه ها بد یا نه؟و اینکه نوع گریه بر امام حسین لذتبخش است و به قلب صفا و روشنی می دهد و باید مقایسه ای شود بین مکتب امام حسین و مکتبهای خنده و کمدی و اشاره ای شود به فیلمهای کمدی و فیلمهای تراژدی و اشعاری که شعرای مادر باب گریهو مدح آن گفته اندمثل اینکه:
گریه بر هر درد بی درمان دواست چشم گریان چشمه فیض خداست
در همه اینها بحث شود.
خنده و گریه مظهر شدیدترین حالات اساسی انسان است. آن وقتی که کسی بتواند مالک خنده و گریه مردمی بشود به حقیقت مالک قلب آنها شده و با عواطف آنها بازی می کند کارهای قلبی غیر از کارهای عقلی است تاکنون با قلبهای مردم از راه گریه بر سید الشهداء بازی شده بدون اینکه تحت کنترول عقل بیاید و هدف داشته باشد تنها هدف داشتن کافی نیست نظم و سازمان هم لازم است
(حماسه حسینی- ج2-*مرتضی مطهری *ص61و62

1395/07/27 @ 09:01
نظر از: معرفت حسینی [بازدید کننده]  
معرفت حسینی
5 stars

گریه بر امام حسین همان نهضت است,جهاد است.
همان نهضتی که الگوی عالم _فاطمه زهرا سلام الله علیها _داشتند,وگریه یکی از طرق نشان دادن حق وحقیقت ودفاع از مظلومیت امام معصوم ومظلوم است.
گریه کردن بر امام حسین علیه السلام یعنی تجدید بیعت با امام زمانمان ,با امام موعود است.
گریه ای که حاکی از معرفت حسینی باشد, می تواند اثرات مثبتی داشته باشد بر روح وروان انسان ورساندن او به کمال وقرب الهی است.
گریه بر امام حسین علیه السلام اگر همراه با معرفت باشد ,دل انسان را از تعلقات دنیوی خالی می کند وبه معرفت الله می رساند.

1395/07/27 @ 00:09
نظر از: vazayef [عضو] 

سلام
اولا: گریه بر امام حسین روح را جلا و دهد و قلب را رشد میدهد پس اگر کسی بخاهد در مقامات معنوی رشد کند باید از گریه بر امام حسین استعانت بگیرد
ثانیا:گریه ما بر امام حسین فریاد برمظلومیت آن بزرگوار است که مسلمانان در تاریخبه نام اسلام بر قلب اسلام تاختند.
و حدیث معروفی از امام صادق علیه الصلاه و السلام است که حضرتش فرمودند :
مَن بَکی أَو أَبکی أَو تَباکی فی مُصیبهِ الحُسین حُرِّمَت جَسَدَهُ علی النار و وَجَبَت لَهُ الجَنَّه .
هرکس در مصیبت امام حسین بگرید یا بگریاند و یا ( اگر گریه اش نیامد ) خود را به حالت گریه بزند ؛ جسدش بر آتش حرام شده و بهشت بر او واجب می گردد .

1395/07/26 @ 22:52
نظر از: لیلا نوروزی [بازدید کننده]
لیلا نوروزی
5 stars

السلام علی اسیر الکروبات وقتیل العبرات

مرحوم شیخ صدوق چنین روایت کرده است:
“حدثنا الحسین بن أحمد بن إدریس _رحمه الله_قال :حدثنا أبی,عن محمد بن الحسین بن أبی الخطاب,عن الحکم بن مسکین الثقفی,عن أبی بصیر,عن الصادق جعفربن محمد,عن آبائه_عليهم السلام_قال:قال أبو عبد الله الحسين بن علي (عليهم السلام):أنا قتيل العبرة لا يذكرني مؤمن إلّا إستعبر".[١]

مرحوم حجة السلام والمسلمين حسين عندليب همداني_رحمه الله_در كتاب گرانقدر[ثار الله] در توضیح این فقره فرموده اند:"این جملات بدان معنا نیست که امام _علیه السلام_شهید شدند تا مردم گریه کنند وبه اجر وثوابی برسند,بلکه[قتیل العبرة] حاکی از آثار قهری شهادت آن حضرت می باشد وآن سرشت فطری هر مؤمن به اوست.

[۱]امالی صدوق,ص۲۵۵.مناقب ابن شهر آشوب,ج۳,ص۲۳۹.

1395/07/26 @ 21:31
نظر از: محیصا [عضو] 

بنام خدا
سلام
ما برای امام حسین و شهدای کربلا و اسرای کربلا گریه میکنیم چون بدترین ظلم ها درباره ی بهترین انسانها صورت گرفت و این ظلم دیدن ها در راه خدا بود,برای همین برای ما مقدس هستند و موجب تأثر ما میشوند.این ظلم ها بر ایشان تحمیل شد و ایشان در برابر ظلمها ایستادگی کردند تا جان فدا کردند.این جان فدا کردن مقدس هست اما نتیجه ی ظلم ظالمان هست.حقوق امام حسین علیه السلام با اوضاع فجیع ضایع گشت و ایشان از آنچه که استحقاقشو داشتند باز داشته شدند.ایشان هر انچه داشتند فدا کردند اما نه مثل ستاره پرستان که فرزندشان را قربانی بت میکردند که هیچ تأسفی جز بخاطر جهالت و گمراهیشون ایجاد نمیکنه.اما اگر طفل امام حسین علیه السلام یا خودشان قربانی حق تعالی شدند بخاظر ظلم تحمیلی بود و این مظلومیت ها ناخوداگاه اشک هر انسان منصف و اگاه به عدل و عدالت رو درمیاره.یا اگر حضرت ابراهیم فرزندش اسماعیل رو قربانی حق میکرد ما متأسف نمیشدیم چون دستور خدا و اطاعت بنده بود و خداوند مهربان اجازه ندادند این اتفاق بیفته ,اما شهدای کربلا اطاعت از خدا را در ایستادگی و مقاومت دیدند تا جایی که جان داشتند ایستادگی کردند و شهادت و قربانی شدنشان در راه حق,, ظلم ظالمان بود.اگر معیار بندگی فقط عبد بودن باشه و لاغیر این معانی قابل درک هستند وگرنه نمیشه هضمش کرد.

1395/07/26 @ 16:29
نظر از: مدرسه امام جعفر صادق (ع) شاهرود [عضو] 

سلام و عرض احترام
سوال : چرا باید قبل از عاشورا و قبل از شهادت امام حسین علیه السلام عزاداری آغاز شود ؟

———–
پاسخ:
با سلام و احترام
معمولا بایدی در کار نیست- شیوه عزاداری تابع رسوم و فرهنگ مردم است- . عزاداری های قبل از عاشورا مقدمه ورود به عزاداری عاشورا است. اصل عزاداری برای حضرت از دستورات و مستحبات موکد اسلام است. اما شکل و شیوه و زمان آن از عادات و رسوم عرف مردم تاثیر می پذیرد. که غالبا اشکالی ندارند. به هر حال چون واقعه در سال های قبل اتفاق افتاده مراسم و عزادری ها در هر زمان انجام شود بعد از واقعه است.

1395/07/26 @ 13:47
نظر از: vazayef [عضو] 

سلام
اشک ریختن نوعی بیعت و امضا کردن پیمان و قرارداد دوستی با سید الشّهدا، نیز ابراز انزجار و تنفّر از قاتلان حضرت است. هم چنین نشانه پیوند قلبی با اهل بیت و سیدالشّهدا(ع) است. اشک، دل را سیراب میکند، عطش روح را برطرف میسازد، و نتیجه محبتی است که نسبت به اهل بیت حاصل میشود. نیز نشانه همدلی و هماهنگی روحی با ائمه اطهار است. قلبی که مهر حسین(ع) داشته باشد، بی شک به یاد مظلومیت و شهادت او میگرید.

1395/07/25 @ 18:44
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

1. برای لُوس نشدن واقعه ی عاشورا
2.روح ما صیقل داده می شود، زیرا امام سجاد علیه السلام برای اینکه واقعه ی عاشورا فراموش نشود، آب که میدیدند اشک می ریختند، اگز حیوتنی ذبح می شد، گریه می کردند.
کبری باویه زاده طلبه مرکز تخصصی تفسیر و علوم قرآنی نرجس خاتون سلام الله علیها

1395/07/25 @ 17:28
نظر از: یااباعبدالله الحسین (ع) [عضو] 
5 stars

با سلام و احترام
تسلیت ایام سوگواری اباعبدالله الحسین علیه السلام
شرمنده که پاسخ بنده کمی طولانی میشود.
آنان با شهادت به قرب الهی رسیدند و این افتخاری بزرگ است و نباید ناراحت بود.مسیحیان نیز برای کشته شدن مسیح گریه و عزاداری نمی‌کنند، بلکه حتی جشن می‌گیرند.
پاسخ :
عاشورا و حادثه کربلا از چند جنبه قابل ارزیابی و تحلیل است که هر کدام می تواند حکم خاص داشته باشد.
در ابتدا با دو چهره از عاشورا رو به رو هستیم:
اوّل: زیبایى‏ها
زیبایى‏ها یعنى عظمتى که حضرت ابا عبداللَّه (ع) و یاران ایشان در ابعاد مختلف آفریده، عالى‏ترین جلوه‏هاى کمال انسانى را با عمل خویش ترسیم نموده و بزرگ ترین درس را به بشر آموخته اند. این بُعد از حادثه عاشورا بسیار غرورانگیز و افتخارآفرین است. به راستى باید به خود بالید که در چنین مکتب درخشانى پا به عرصه وجود نهاده و در آن رشد یافته‌ایم و با آن مى‏میریم و حاضریم همة هستى خود را در راه مکتب نثار کنیم.
شهادت برای شهید یک موفقیت، بلکه بزرگ ترین موفقیت است . امام حسین (ع) فرمود : «جدم پیامبر به من فرمود : نزد خدا مرتبه‌ای داری که جز با شهادت به آن نائل نمی‌گردی.»
شهادت حضرت، عالی ترین حد کمال به حساب می آید. بر این اساس شهادت برای شهید یک پیروزی به شمار می‌آید و جشن و شادمانی می طلبد. سید بن طاووس می گوید : اگر دستور عزاداری به ما نرسیده بود ، ایام شهادت امامان را جشن می گرفتم . علی (ع) آن گاه که می بیند مرگ به صورت شهادت نصیبش شد، از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجد.(1)
حضرت بعد از ضربت خوردن می فرماید:
«والله ما فجأنی من الموت وارد کرهتُه و لا طالع أنکرتُه و ما کنتُ إلا کقارب ورد و طالب وَجَدَ و ما عند الله خیر للابرار؛(2) به خدا سوگند! هیچ امر خلاف انتظاری برای من رخ نداده؛ آن چه پیش آمده، همان است که در آرزوی نیل به آن بودم. مانند کسی هستم که در جستجوی آب در صحرایی می گردد و ناگهان چاه آبی یا چشمه ای پیدا می شود . مَثَل جوینده ای هستم که به مطلوب خود رسیده است.»
دوش در وقت سحر از غُصّه نجاتم دادند و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بودوچه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند
آری بر اساس این رویکرد ، شهادت اولیای الهی جشن و شادی دارد؛ جشن و شادی برای رسیدن به عالی ترین مرتبه کمال و لقای محبوب از طریق شهادت.
دوم: چهره غمبار
چهره دیگر عاشورا جنبه تراژدیک، غمبار و اسفبار آن است. تأسف از این که چرا امت، حق امام (ع) را پاس نداشته و ناجوانمردانه‏ترین برخورد را نسبت به محبوب‏ترین خلق خدا و شریف‏ترین انسان‏ها روا داشتند. ظلمى که بر امام (ع) و اهل بیت و یاران ایشان تحمیل شد، دل هر انسان نیکوسیرتى را به درد مى‏آورد و روح آدمى را سخت مى‏آزارد و جشن و شادی در اینجا معنا ندارد. چگونه می توان در مواجهه با این چهره از عاشورا متاثر نشد؟! امام حسین ( ع ) به واسطه شخصیت عالیقدر و شهادت‏ قهرمانانه‏اش مالک قلب‌ها و احساسات صدها میلیون انسان است.
کیست که بشنود در آن صحراى سوزان با وجود عطش جانکاه، در میان صدها مأمور دشمن حضرت ابی الفضل العباس (ع) خود را به شریعه رساند و چون در رودى عظیم و آب گوارا قرار گرفت و آب را تا دهان آورد، ولى همین که به یاد تشنگى حضرت ابی عبداللَّه (ع) و فرزندانشان افتاد، به خود اجازه نوشیدن نداد و لب تشنه با مشک پر از آب برگشت، این مردانگى و شرافت، او را به ریختن اشک وادار نسازد؟!
در حال گریه و رقت و هیجان، انسان بیش از هر حالت دیگر خود را به محبوبی که برای او میگرید نزدیک میبیند ، و در حقیقت در آن حال است که خود را با او یکسان میبیند . خنده و شادی بیشتر جنبه شخصی و در خود فرو رفتن دارد اما گریه بیشتر از خود بیرون‏ آمدن و خویش را فراموش کردن و با محبوب یکی شدن است. به تعبیر شهید مطهری «گریه بر شهید، شرکت در حماسه او و هماهنگی با روح وی و موافقت با نشاط و حرکت او است».(3)
از طرف دیگر نیز شهادت شهید برای کسانی که او را از دست داده و از فیض وجود او محروم مانده اند ، تأثر انگیز است ، در حالی که انسان ها می توانستند از برکت وجود وی، در همان عصر و در دوران آینده بهره مند گردند. در واقع این گریه بر خود ما است و نه بر شهیدی چون امام حسین که با شهادت به مقام قرب الهی نائل شد. همچنین تأثر و تأسف برای مردمانی که قدر عظمت وجود او را ندانستند و او را به شهادت رسانده و از فیض وجود حضرت بی بهره ماندند.
بنابراین عمل مسیحیان قابل توجیه نخواهد بود ؛ زیرا ما بر شخص امام که با شهادت به بالاترین مرتبه نائل شد، نمی‌گرییم . علاوه بر این که عمل مسیحیان (گریه و شادی)می تواند برخاسته از تفکر نادرستی باشد که خون مسیح را فدیه ای برای کفاره گناهان خود می دانند که با کشته شدن مسیح ، پاک گشتن فرزندان آدم از گناه تضمین شد.
عزاداری و سوگواری برای سالار شهیدان از جهات دیگر نیز قابل توجه وشایسته است که به شرح آنها می پردازیم:
أ) تولی و تبری :
تولی به معنای دوست داشتن دوستان خدا و تبری به معنای بیزاری جستن از دشمنان خدا است. در تولی دوستی پیامبر و خاندانش و در تبری دشمنی با دشمنان پیامبر و خاندانش قرار دارد.
عزاداری، نیز لعن و نفرین بر قاتلان ، ادای تکلیف تولی و تبری است که از فروع دین و تکالیف شیعه است.
اشک ریختن نوعی بیعت و امضا کردن پیمان و قرارداد دوستی با سید الشّهدا، نیز ابراز انزجار و تنفّر از قاتلان حضرت است. هم چنین نشانه پیوند قلبی با اهل بیت و سیدالشّهدا(ع) است. اشک، دل را سیراب میکند، عطش روح را برطرف میسازد، و نتیجه محبتی است که نسبت به اهل بیت حاصل میشود. نیز نشانه همدلی و هماهنگی روحی با ائمه اطهار است. قلبی که مهر حسین(ع) داشته باشد، بی شک به یاد مظلومیت و شهادت او میگرید.
در آموزه‌های اسلامی دوستی خاندان پیامبر(ص) جایگاه ویژه‌ای دارد، تا جایی که قرآن آن را مزد رسالت معرفی کرده است «قل لا أسئلکم علیه اجراً الاً المودة فی القربی»(4) در روایات نبوی نیز به دوستی پیامبر و اهل بیتش بسیار سفارش شده است،‌از جمله در منابع اهل سنت (ص) روایت شده است که پیامبر فرمود: «مسلمان می‌بایست رسول اسلام را از همه مردم و حتی از خود و پدر و مادرش، بیشتر دوست داشته باشد «لا یؤمن أحدکم حتی أکون أحبّ إلیه مِن وُلده و والده و الناس اجمعین».(5)
نیز فرمود: «فرد مسلمان می‌بایست به عترت علاقه داشته باشد،‌به گونه‌ای که آنان را از همه عزیزانش بیشتر دوست داشته باشد «لا یؤمن عبد حتی أکون أحبّ إلیه مِن نفسه و تکون عترتی إلیه أعَزّ مِن عترته و یکون أهلی أحبّ إلیه مِن أهله و تکون ذاتی أحبّ إلیه مِن ذاته».(6)
حال که باید مسلمان دوستدار پیامبر و خاندان مطهرش باشد، دوستی می‌بایست صادقانه باشد و دوستی صادقانه شرایطی دارد.
نیز دوستدار پیامبر و آلش می‌بایست نسبت به دشمنان آن خاندان تبری و بیزاری بجوید. در روایات متعددی به این امر سفارش شده است. ابن عباس از رسول خدا روایت می‌کند: «هر که بخواهد که خداوند همة‌ خیرها را برایش گرد آورد،‌ می‌بایست پس از من به علی(ع) بپیوندد و دوستانش را دوست دارد و دشمنان او را دشمنی بدارد».(7)
امام صادق فرمود: «آن کس که دوست دارد بین او و خداوند حجاب نباشد، به صورتی که او به خداوند و خدا به او نظر کند، باید آل محمد را دوست داشته باشد و دشمنان آنها را دشمن بدارد».(8)
بر این اساس عزاداری نوعی تولی و تبری است که در آموزه‌های دینی سخت مورد توجه قرار گرفته است.
همدلی و همدردی با دوستان، در زمان سوگ و اظهار سرور در شادى آنان است(9) در روایات، بر برپایى جشن و سرور در ایام شادی اهل‏بیت(ع) و ابراز حزن و اندوه در اوقات سوگ آنان، تأکید شده است.
حضرت على(ع) مى‏فرماید: «یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا و یبذلون اموالهم و انفسهم فینا،اولئک منّا و الینا؛(10) پیروان ما در شادى و حزن ما شریکند و دارایی و جان خویش را در راه ما بذل می کنند.آنان از ما هستند و بازگشتشان به سوی ما است» .
امام صادق(ع) فرمود: «شیعتنا جزء منا خلقوا من فضل طینتنا یسوؤهم ما یسؤنا و یسرّهم ما یسرّنا؛(11) شیعیان ما پاره‏اى از وجود ما هستند واز زیادى گِل ما آفریده شده‏اند؛ آن چه که ما را بدحال یا خوش‌حال مى‏سازد، آنان را بدحال و خوشحال مى‏گرداند».
بر این اساس وظیفه عقلانى و شرعى، ایجاب مى‏کند که در ایام عزادارى اهل‏بیت(ع)، محزون و غمگین بود و حزن خود را به «زبان حال» یعنى با اشک و زارى، مانند افراد غم‏زده اظهار نماییم.
ب) رشد فردی، اجتماعی و فرهنگی
از جمله حکمت و اثار بهشت عزاداری برای سرور شهیدان حسین بن علی و یاران مظلومش، این است که وسیله‌ای می‌باشد برای رشد و شکوفایی،‌ چرا که هر عزاداری پیش از آن که در غم و ماتم اهل‌بیت به سوگ بنشیند،‌می‌بایست نسبت به مصیبت دیدگان شناخت داشته باشد. در مجالس عزاداری که در آنها زندگانی و اهداف آنان یاد می‌شود. به عزادار شناخت می‌دهد. شناخت در فرد تأثیر می‌گذارد و موجب می‌شود به امام عشق بورزد و او را اسوه و الگوی خود قرار دهد. بر این اساس عزاداری برای اهل‌بیت و به ویژه سید شهیدان و یارانش در شکوفایی فرد تأثیر می‌گذارد و در او تغییر درونی ایجاد می‌کند. تغییر درونی و تأثیر گذاری مثبت، در اجتماع نمود پیدا می‌کند و باعث رشد جامعه می‌گردد.
بنابراین می‌توان ادعا کرد: یکی از فواید عزاداری، ساختن جامعه براساس الگوهای ارائه شده از سوی امامان است. در عزاداری آرمان‌های با ارزش پیشوایان مظلوم بیان می‌گردد و جان‌های تشنة حقیقت پذیرای آن می‌شود، که قدم بسیار با ارزشی است در راه حفظ ارزش‌ها و آرمان‌های اسلامی و فرهنگ‌سازی. بدون تردید همین امر نسل جدید را که در مجالس عزاداری شرکت می‌کند و با فرهنگ اهل بیت آشنا می‌گردد، از لحاظ فرهنگی، دگرگون می‌کند.
آنان با شرکت در مراسم (هم در بُعد شناختی و هم در بُعد عاطفی) به اهل بیت پیامبر وابسته می‌گردند؛ بدین وسیله فرهنگ اهل بیت و مذهب شیعه با شناخت و عاطفه به نسل جدید منتقل می‌گردد، که بهترین راه برای حیات فرهنگی مکتب اهل بیت به شمار می‌آید.
پ) زنده نگه داشتن و ترویج دائمی مکتب:
زنده داشتن نهضت عاشورا موجب زنده نگه داشتن و ترویج دائمی مکتب قیام و انقلاب در برابر طاغوت‌ها و تربیت کننده و پرورش دهندة روح حماسه و ایثار است.گریه بر مصائب سالار شهیدان باعث زنده نگه داشتن نهضت حسینی است. چنان که به اسارت رفتن خاندان امام باعث پایمال نشدن خون شهیدان کربلا شد. در اثر رساندن پیام امام به مردم کوفه و شام توسط امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) نهضت عاشورا به ثمر نشست. برپایی مجالس عزا نیز ادامه دادن رسالت پیام رسانان عاشورا است. گریستن در سوگ شهدای کربلا، تجدید بیعت با عاشورا و فرهنگ شهادت و تغذیه فکری و روحی با این مکتب است.
از این رو ائمه(ع) به گریستن بر مظلومیت شهدای کربلا تأکید کرده ‏اند. برای گریه بر مصیبت‏های امام حسین(ع) ثواب‏ها و فضیلت‏های فراوان ذکر کرده و فرموده‏اند که چشم گریان بر کربلائیان، چشمه فیض خدا است.(14)
فضیلت‏ها و ثواب‏های زیادی که برای گریه بر امام حسین(ع) در روایات ذکر شده، در صورتی است که گناه و فسق و آلودگی انسان در حدی نباشد که مانع رسیدن فیض الهی گردد.
گریه در فرهنگ عاشورائیان سلاح همیشه برّانی است که فریاد اعتراض به ستمگران را دارد. اشک زبان دل است و گریه فریاد مظلومیت. رسالت اشک پاسداری از خون شهید است. به تعبیر حضرت امام خمینی(ره) «گریه کردن در عزای امام حسین، زنده نگه داشتن نهضت است. گریه بر مظلوم، فریاد مقابل ظالم است».(15)
———————————————————————————————————
پی نوشت‌ها:
1. شهید مرتضی مطهری ، شهید (ضمیمه قیام و انقلاب مهدی) ص 117- 118 .
2.نهج البلاغه ، نامه 23.
3. مرتضی مطهری، شهید (ضمیمه قیام و انقلاب مهدی) ص 124.
4. شورى (42) آیه 23.
5. کنزالعمال، متقی هند، 1، ص 37.
6. شیخ صدوق،‌ علل‌الشرایع،‌ج1، ص 140.
7. بحار،‌ج27، ص 55.
8. حمیری، قرب الاسناد، ص 351.
9. المحبة فى الکتاب والسنه، ص 169 - 170 و 181 - 182.
10. بحارالانوار، ج 44، ص 287.
11. همان،ج65 ، ص 24.
12. سفینةالبحار ،ج3 ،ص497 ماده عشر.
13. امالی صدوق ، ص 112،مجلس27،حدیث5.
14. بحارالأنوار، ج 44، ص 286.
15. صحیفه نور، ج 8، ص 70 .


الحاقیات:
  • شماره لینک#20869 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/07/24 @ 20:11
نظر از: مدیریت استان مازندران [عضو] 
3 stars

عزاداری و گریستن بر امام حسین(ع) از سنت های مشهور ائمه اطهار(علیهم السلام) می باشد که نه تنها خود مداومت بر این امر داشته اند بلکه همگان را دعوت بر این امر می کردند.
گرسیتن بر سید الشهدا دارای ابعاد مختلفی است که یکی از آنها به خاطر مصائب مختلفی است که بر این امام و یارانش در واقعه کربلا رخ داد که شنیدن آن دل هر فرد آزاده ای را به درد آورده و گریه ها را جاری می سازد که این گریه دارای اثرات معنوی زیادی بر افراد می باشد و روایات زیادی در این باره وارد شده است.
اما در حقیقت این گریستن، به دلیل زنده نگه داشتن مکتب سید الشهدا(علیه السلام) که همان مبارزه با ظلم و زیربار نرفتن طاغوت و نثار جان در راه حفظ دین و ارزشهای آن است.
گریه بر امام حسین(ع) برای این است که به دنیا اعلام کنیم که” کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا". ما در دفاع از حریم ولایت همیشه آماده ایم و قطعا دیگر به فرموده رهبرمان دیگر صلح امام حسن(ع) تکرار نخواهد شد و عاشورای دیگر در راه است.

1395/07/24 @ 11:47
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

یکی از علت های گریه ما به خاطر نادانی و کودنی برخی از افراد است که کارشان به جایی می رسد که پیشوای هدایت را ناجوانمردانه به شهادت می رسانند.
علت دیگر احساس محبت نسبت به انسان های وارسته و دلتنگی از فراق ایشان می باشد.

1395/07/24 @ 10:08
نظر از: مدرسه امام جعفر صادق (ع) شاهرود [عضو] 
5 stars

با عرض سلام و احترام و تشکر بابت راه اندازی چنین بخش مفید و مورد نیازی ، خواهران بزرگوار پاسخ های بسیار قانع کننده و معقولی مطرح نموده اند ، اجرشان با آقا اباعبدالله.
مطرح کنندگان این شبهات به محرم و واقعه عاشورا هدفشان سطحی نشان دادن این حادثه عظیم و قابل تامل است ، چرا که هر چه موضوعی خاص را به سمت سطحی نگری پیش ببرند از عظمت آن امر کاسته خواهد شد و در جواب این پرسش :
1.مغلطه این متن، نمایش تک بعدی عاشوراست! عاشورا همزمان ابعاد مختلف زیبا و غمباری دارد!
۲.شهادت، عالیترین حد کمال است که شادمانی می طلبد، اما از جنبه های دیگر این واقعه بزرگ نیز نباید غافل شد!
۳. چهره غمبار عاشورا پاس نداشتن حرمت امام توسط امت است، آنهم با ناجوانمردانه ترین نوع برخورد نسبت به محبوب‏ترین خلق و شریف‏ترین انسان‏ها و خاندان و یارانش!
۴.شهادت شهید برای آنها که از دستش داده اند، و از برکت وجودش در همان عصر و آینده محروم شدند، تأثر انگیز است. بخشی از این گریه بر خود ماست!
۵. عزاداری و نفرین قاتلان امام حسین(ع) ادای تکلیف تولی و تبری است. دوستی پیامبر و خاندانش و دشمنی با دشمنانشان از فروع دین و تکالیف شیعه می باشد.
۶. نه تنها آیاتی از قرآن به عزاداری پرداخته، بلکه پیامبر اسلام(ص) و ائمه(ع) نیز بر اقامه عزای امام حسین(ع) توصیه و تاکید داشته اند!
۷.عزاداری امام حسین برکات و آثار متعددی از آمرزش گناهان تا بقای اسلام دارد. محروم کردن شیعیان از این برکات، انگیزه شبهه افکنان از انتشار چنین متنهایی است!
با آرزوی سربلندی برای تمامی طلبه های بزرگوار و قدرت روز افزون در پاسخگویی به شبهات ایجاد شده از سوی دشمنان .

1395/07/24 @ 08:30
نظر از: مدرسه نرجس دولت آباد [عضو] 
مدرسه نرجس دولت آباد

◾️ این گریه‌ها زنده نگه داشته مکتب سید‌الشهدا را.

▪️ امام خمینی (ره):هر مکتبی هیاهو می‌خواهد، باید پایش سینه بزنند،هر مکتبی تا پایش سینه‌زن نباشد،تا پایش گریه‌کن نباشد، تا پایش توی سر و سینه زدن نباشد،حفظ نمی‌شود.اینها اشتباه میکنند، بچه‌اند اینها!نمی‌دانندکه این نقش روحانیت و نقش اهل منبر چی هست در اسلام،خودتان هم شاید خیلی ندانید! این نقش یک نقشی است که اسلام را همیشه زنده نگه داشته، آن گُلی است که هی آب به آن می‌دهند زنده نگه داشته، این گریه‌ها زنده نگه داشته مکتب سید‌الشهدا را؛ این ذکر مصیبت‌ها زنده نگه داشته مکتب سید الشهدا را.

????صحیفه نور،جلد 8،صفحه 69-7
????حداقل برای یک☝️نفر ارسال کنید

1395/07/23 @ 19:03
نظر از: مدرسه نرجس دولت آباد [عضو] 
مدرسه نرجس دولت آباد

مثل اصل عبادات که میگوییم خدا نیازی به نماز ما ندارد پس چرا نماز میخوانیم در مورد اشک ریختن برای امام حسین علیه السلام هم همین طور هست .
امام حسین علیه السلام به اشک های ما نیازی ندارند بلکه این ما هستیم که با ریختن اشک برای اینکه مقام ورتبه ی امام را زائل کردند و پایه های دین را سست کردند میتوانیم با این محبت به اولیای خدا خود را در معرض محبت خدا قرار دهیم وخد با محبتش مارا از گناهان پاک کند گریه برای حسین نجات دهنده است.

1395/07/23 @ 10:29
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

  اولا گريه بيانگر عواطف و عشق به بنيانگذار اين مکتب است که درس شجاعت و ايمان و ظلم ستيزي به ما آموخت مگر مي شود رابطه عميق عاطفي باشد و قطره هاي اشک در مصائب آنها جاري نشود. ثانیا به اعتراف دوست و دشمن، مجالس عزاي امام حسين(عليه السلام) عامل فوق العاده نيرومندي براي بيداري مردم است و راه و رسمي است که آن حضرت آن را به پيروان خود آموخته تا ضامن تداوم و بقاي اسلام باشد. اهمّيّت برپايي اين مجالس و رمز تأکيد ائمّه اطهار(عليهم السلام) بر حفظ آن، آنگاه روشن تر مي شود که ملاحظه کنيم شيعيان در عصر صدور اين روايات به شدّت در انزوا به سر مي بردند و تحت فشارهاي گوناگون حکومت امويان و عبّاسيان چنان گرفتار بودند که قدرت بر انجام کوچکترين فعّاليّت و حرکت سياسي واجتماعي نداشتند و چيزي نمانده بود که به کلّي منقرض شوند ولي مجالس عزاي امام حسين(عليه السلام) آنان را نجات داد و در پناه آن، تشکّل و انسجام تازه اي يافتند و به صورت قدرتي چشمگير در صحنه جامعه اسلامي ظاهر شده و باقي ماند.

1395/07/22 @ 15:05
نظر از: زكي زاده [عضو] 

سلام…….
اشک در برابر حسین (ع) مثل آب در برابر چشمه جوشان است .
ما وقتی آب میخوریم برای نیاز خود ماست ….به حال چشمه فرقی نمی کند! هرچند او با سیراب کردن ،مطابق اصل ماهیت خود رفتار می کند و به ماهیت او کم و افزونی از طرف تشنگی و سیراب کردن ما نیست .ولی نوشیدن آب ما را سرحال زنده میکند حتی نیاز های ما را ارضا می کند…..
ما اشک می ریزیم برای نیاز خودمان است برای آرام شدن دل ما برای آرام شدن جوشش خون ما برای ابراز دوستی ها محبتها به حسین . برای ابراز وجود علاقه ماست اگه با اشک حرفهایمان را از دل خالی نکنیم باور کنید دل ما شیعیان منفجر می شود …این عشق ابدی باید طوری ظاهر و ابراز شود تا ما راضی و خشنود شویم …این اشکها به ما ثابت می کند که ما عاشق حسینیم….وبه خود و آخرت خود امیدوار میشویم ….


الحاقیات:
  • شماره لینک#20782 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/07/22 @ 10:17
نظر از: سردار یار [عضو] 

- حضرت موسى (ع ) در مناجات خود از پروردگار متعال براى يك نفر از بنى اسرائيل در خواست آمرزش نمود.

خداوند تبارك و تعالى فرمود: اى موسى هر كس از من در خواست آمرزش ‍ و بخشش كند من او را مى بخشم و مورد عفو خود قرار ميدهم ، مگر قاتلين حسين (ع ).
حضرت موسى (ع ) عرض كرد: پروردگارا اين حسين كيست ؟! خداوند متعال فرمود:
همان كسى است كه در كوه طور ذكرى از او شنيدى . عرض كرد: قاتلين او چه كسانى هستند؟!
خداوند متعال فرمود: گروهى از طاغيان و ظالمان امت جدش در زمين كربلا او را مى كشند و اسب او ناله مى كند و فرياد مى زند الظليمة الظليمة من امة قتلت ابن بنت نبيها (فرياد، فرياد، از امتى كه پسر دختر پيامبرشان را كشتند.) پس بدن او بدون غسل و كفن برروى ريگها مى گذارند و اموال او را بغارت ميبرند و اهل و عيال او را به اسيرى مى برند و يار و ياورانش را مى كشند و سرمقدسش را با سر ياورانش بر روى نيزه مى گذارند و مى گردانند.
اى موسى ؛ اطفال كوچكش از تشنگى ميميرند و پوست بدن بزرگانشان از تشنه گى جمع مى شود، هر چه استغاثه و امان مى خواهند كسى آنها را يارى نمى كند و امان نمى دهد.
حضرت موسى (ع ) گريه كرد و عرض كرد؛ اى پروردگارا چه عذابى براى قاتلين او هست . خداوند متعال فرمود: عذابى كه اهل آتش از شدت آن عذاب به آتش پناه ميبرند رحمت من و شفاعت جدش به آنها نخواهد رسيد و اگر براى كرامت و بزرگوارى آن حضرت نبود من همه آنها را بزمين فرو مى بردم .
حضرت موسى (ع ) فرمود ؛ پروردگارا از آنها و كسانيكه راضى بكار آنها باشند بيزارم . خداوند متعال فرمود: من براى تابعين آن حضرت رحمت قرار دادم .
و بدان : هركس كه بر او گريه كند و يا ديگرى را بگرياند يا خود را مانند گريه كنندگان در آورد، بدن او را بر آتش حرام ميگردانم .

1- بحار الا نوار: ج 44، ص 308

امام رضا عليه السلام:
فَعَلى مِثلِ الحُسَينِ فَليَبكِ الباكونَ؛ فإنَّ البُكاءَ عَلَيهِ يَحُطُّ الذُّنوبَ العِظامَ؛
بر كسى چون حسين بايد كه گریه‌کنندگان بگريند؛ زيرا كه گريستن بر او گناهان بزرگ را مى‌زدايد.
وسائل الشيعة : 10/394/8؛ ميزان الحكمه: ج7، ص410
..یاحق..

1395/07/21 @ 22:55
نظر از:  
5 stars

اشک بر سیدالشهد(ع) صرفاً برای این نیست که او از دست رفته و ما برای حسرت از دست دادن او گریانیم. اشک بر شهید و در رأس همه، سیدالشهدا(ع)، اشک عبرت و گریه سیاسی است. چون خود او فرمود: أنا قتیل العبرات، یعنی من کشته اشکم، ولی نه اشک ذلت، بلکه اشک به معنای افسوس و حسرت این‌که ما قابلیت همراهی با او را نداشتیم و این اشک به معنای مبارزه پیگیر با دشمنان او و پیمودن ادامه راه اوست. و به تعبیر امیرالمومنین(ع) اشک و گریه سیاسی نوعی مبارزه سیاسی و جهاد با دشمن است: إرحم من رأس ماله الرجا و سلاحه البکاء
یا به تعبیر امام صادق(ع): تأثیر اشک در بعضی موارد از تأثیر شمشیر بیشتر است.
خلاصه گریه بر مظلوم و اشک در رثا و مظلومیت سیدالشهدا(ع)، یعنی آمادگی برای مبارزه پیگیر با دشمنان او و پیمودن ادامه مسیر او که همان صراط مستقیم هدایت است. نمونه این اشک را می‌توان در گریه‌های حضرت زهرا(س)، امام سجاد(ع) و حضرت ام البنین(س) در مدینه نام برد.

1395/07/21 @ 20:56
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

شکی در این نیست که جایگاه ایشان در قیامت عالیست ولی ما به حال خودمان گریه می کنیم که انسان بزرگی را در دنیا با این همه سختی و گرفتاری از دست داده ایم و تنها ماندهایم و باید با شیطان بجنگیم.
واگر این گونه باشد که شما میگویید ما نباید در فراق ایشان اشک بریزیم پس در مرتبه بالاتر نیز باید بگوییم قاتلی که ایشان را به درجه شهادت رسانده و باعث شادمانی عده ای به خاطر رسیدن ایشان به مرتبه والا شده شایسته عقاب نیست!!!

1395/07/20 @ 21:54
نظر از: حکیمه سپاهان شهر [عضو] 

این بحث از دو جنبه قابل بررسی است؛ یکی جنبه ی فردی و دیگری جنبه ی اجتماعی. شهادت در اسلام از جنبه ی فردی (یعنی برای شخص شهید) یک موفقیت است، بلکه بزرگترین موفقیت است؛ آرزوست، بلکه بزرگترین آرزوست. امام حسین فرمود: جدّم پیامبر اکرم صلیالله علیه وآله به من فرموده است که تو درجه ای نزد خدا داری که جز با شهادت به آن درجه نایل نخواهی شد.(1)
پس شهادت امام حسین برای خود او یک ارتقا است، عالی ترین حد تکامل است و جشن و شادمانی نیز دارد.
اما از نظر اجتماعی، عکس العملی که مردم جامعه در مورد شهید نشان می دهند فقط به خود شهید تعلق ندارد. یعنی فقط نباید به این نکته توجه شود که برای شخص شهید موفقیت و یا شکستی رخ داده است یا نه؟!
عکس العمل جامعه مربوط است به اینکه مردم جامعه نسبت به شهید چه موضعی داشته باشند و نسبت به جبهه ی مخالف شهید چه موضعی داشته باشد.
بدیهی است که از نظر پیروان شهید که از فیض بهره مندی از حیات او محروم شده اند شهادت شهید تأثرآور است. آنکه بر شهادت شهید گریه می کند در حقیقت به نوعی بر خود می گرید و ناله می کند.
فایده ی دیگر گریه بر شهید این است که اگر بپذیریم که شهید حماسه آفریده است گریه برای او باعث هماهنگی با روح او می گردد و این نوعی هماهنگی با روح او، موافقت با نشاط او و حرکت در موج اوست؛ چرا که گریه همیشه همراه است با نوعی رقّت و هیجان؛ در حال گریه و رقّت و هیجان خاص آن، انسان بیش از هر حالت دیگری خود را به محبوبی که برای او می گرید نزدیک می بیند و در حقیقت در آن حال است که خود را با او متحد می بیند.
ائمة اطهار که به گریه بر امام حسین سخت توصیه کرده اند حکیمانه چنین دستوری داده اند. این گریه هاست که نهضت امام حسین را در اعماق جان مردم فرو می برد.(2)
به نقل از کتاب عطش عشق (پاسخ به شبهات محرم و عزاداری) روح الله زال و حسین جمالی
………………………………………………………………………………………………………………………..
1- امالی شیخ صدوق، ص150
2- برگرفته از: مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج24، ص474

1395/07/20 @ 14:37


فرم در حال بارگذاری ...

12
مهر

پرسش ها و پاسخ های محرمی (1)

تحقیقاً یکی از مهمترین امتیازات جامعه شیعه بر دیگر جوامع مسلمان، این است که جامعه شیعه، برخوردار از خاطره عاشوراست. مقام معظم رهبری

فراخوان «شور و شعور حسینی » ویژه وبلاگ نویسان سامانه کوثر بلاگ

...

  • در این فراخوان در ایام محرم و صفر،  و در فواصل زمانی مناسب، سوالی مطرح و کاربران با شرکت در بحث پاسخ های خود را ارائه می نمایند. پس از رسیدن به نتیجه مطلوب، پاسخ ها جمع بندی شده در پایگاه «شور و شعور حسینی» درج شده و تنها کاربران شرکت کننده می توانند مطلب را کپی و در وبلاگ خود باز نشر دهند.
  • پاسخ ها حتما مستند و یا مستدل باشد.
  • ضمنا کاربران می توانند سوالات و پیشنهادات خود را از طریق نظرات مطرح نمایند.

سوال اول:

آیا ترغیب به عزاداری و گریه برای امام حسین علیه السلام ترغیب به غمگینی - که حالتی منفی می باشد- نیست؟

چرا اسلام که بیان می شود کاملترین دین بشری است  ما را به حالات منفی ترغیب می کند؟

پاسخ خود را در قسمت نظرات بنویسید…


free b2evolution skin
آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(18)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
18 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)
نظر از: پشتیبانی کوثر بلاگ [عضو] 

با سلام و احترام
ضمن تشکر از کلیه شرکت کنندگان محترم، زمان پاسخگویی به این سوال پایان یافته و کاربران می توانند پاسخ را در لینک ذیل مطالعه فرمایند و نظرات تکمیلی و نقد خود را در همان لینک ارائه فرمایند. همچنین شرکت کنندگان گرامی می توانند پاسخ را کپی و در وبلاگ خود با ذکر منبع - پایگاه شور و شعور حسینی- باز نشر دهند.
http://soogvare.kowsarblog.ir/moharram1
متشکریم.

1395/07/20 @ 01:48
نظر از: مدرسه نرجس دولت آباد [عضو] 
مدرسه نرجس دولت آباد

غم و غصه دو نوع است غصه منفی و غصه مثبت
غمی که انسان را گوشه گیر کند منفی است ولی غصه برای امام حسین علیه السلام از نوع مثبت است چون تازه انسان را حرکت میدهد و باعث میشود صفات خوب محبوب در ما ایجاد شود
به قول شاعر
در پس هر گریه آخر خنده ایست
مرد آخر بین مبارک بنده ایست

بعد از گریه برای امام حسین علیه السلام تازه ما شاد میشویم
با این که زنها بیشتر دکتر میروند ولی مردها بیشتر میمیرند
چون زنها هرچه درد و غصه دارند با گریه خالی میشوند ولی مردها غصه ها را در دلشان میگذارند
غصه های منفی عبارت است از
اُفول سلامتی
2⃣ کناره گیری اجتماعی
3⃣ احساس بی ارزشی
4⃣ احساس گناه
ولی عزاداری این اثرات را در پی ندارد.

1395/07/19 @ 23:55
نظر از:  

قال الصّادقُ علیه السّلام :

کلُّ الْجَزَعِ وَ الْبُکاءِ مَکْرُوهٌ سِوَى الْجَزَعُ وَ الْبُکاءُ عَلَى الحُسَینِ علیه السّلام.

هر نالیدن و گریه اى مکروه است ، مگر ناله و گریه بر حسین علیه السّلام.

بحارالانوار ۳۱۳/۴۵

1395/07/19 @ 19:25
نظر از: مدرسه نرجس دولت آباد [عضو] 
مدرسه نرجس دولت آباد

1. مغلطه این متن، نمایش تک بعدی عاشوراست! عاشورا همزمان ابعاد مختلف زیبا و غمباری دارد!
2. شهادت، عالیترین حد کمال است که شادمانی می طلبد، اما از جنبه های دیگر این واقعه بزرگ نیز نباید غافل شد!
3. چهره غمبار عاشورا پاس نداشتن حرمت امام توسط امت است، آنهم با ناجوانمردانه ترین نوع برخورد نسبت به محبوب‏ترین خلق و شریف‏ترین انسان‏ها و خاندان و یارانش!
4. شهادت شهید برای آنها که از دستش داده اند، و از برکت وجودش در همان عصر و آینده محروم شدند، تأثر انگیز است. بخشی از این گریه بر خود ماست!
5. عزاداری و نفرین قاتلان امام حسین(ع) ادای تکلیف تولی و تبری است. دوستی پیامبر و خاندانش و دشمنی با دشمنانشان از فروع دین و تکالیف شیعه می باشد.
6. نه تنها آیاتی از قرآن به عزاداری پرداخته، بلکه پیامبر اسلام(ص) و ائمه(ع) نیز بر اقامه عزای امام حسین(ع) توصیه و تاکید داشته اند!
7. عزاداری امام حسین برکات و آثار متعددی از آمرزش گناهان تا بقای اسلام دارد. محروم کردن شیعیان از این برکات، انگیزه شبهه افکنان از انتشار چنین متنهایی است!

1395/07/19 @ 15:35
نظر از:  

بنام خدا
امام صّادقُ علیه السّلام فرمودند :

لِکُلّ شَیْئٍ ثَوابٌ اِلا الدَمْعَةٌ فینا

هر چیزى پاداش و مزدى دارد
مگر اشکى که براى ما ریخته شود که
چیزى با آن برابرى نمى کند
و مزد بى اندازه دارد

جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 548

1395/07/19 @ 15:18
نظر از: معاونت پژوهش حوزه علمیه خواهران استان فارس [عضو] 
معاونت پژوهش حوزه علمیه خواهران استان فارس

با سلام و عرض تسلیت ایام سوگواری ابا عبد الله الحسین علیه السلام
خداوند به شما توفیق دهد و در راه امام حسین ع ثابت قدم باشید .
گریه برای امام حسین(ع) از منظر آیت‌الله بهجت
آیت‌الله بهجت می‌گفت: اگر من در عمرم 50 سال مراسم عزداری برای امام حسین (ع) گرفتم، کم است و بعد از من شما باز هم برایم مراسم روضه اباعبدلله (ع) را بگیرید.
1- گریه، اذن دخول و محرم شدن انسان است

پدرم می‌گفت: گریه، رابطه انسان با آن طرف عالم است. گریه، واسطه و رابطه است. وقتی که می‌خواهید وارد حرمی شوید و پا به حریمی بگذارید، طلب اجازه می‌کنید و اذن دخول می‌گیرید. می‌گویید یا خداوند وارد شوم؟ یا پیامبر وارد شوم؟ یا امام وارد شوم؟ در روایت است که اگر برای اذن دخول زیارت امام حسین (ع) اشک از چشمت جاری شد، بدان اجازه داده شده است.

پس این اشک رابطه انسان با ماوراء است. این اشک یک نشانه است. یک رمز است. فقط یک اتفاق فیزیکی نیست.

پدرم تأکید داشت خود گریه یک اذن و اجازه است. مثل چراغی است که روشن می‌شود و برای تو نشانه است. اگر اشکی آمد، علامت این است که به تو اذن داده‌اند. این عین عبارت آقاست.(به نقل از پسرآیت الله بهجت)
2_شرکت در مجالس روضه سیدالشهدا (ع) تعظیم شعائر است
3شرکت در مراسم امام حسین (ع) همان محبت ذی‌القربی و اجر رسالت پیامبر (ص) است.

نظر شخصی : مادر طول زندگی در موقعیت های مختلفی گریه میکنیم که بنا به درخواست ها یا کمبود ها متفاوت است . یکی از گریه های مثبت و پر شور که ان شاالله با شعور همراه باشد گریه بر مصیبت امام حسین ع است که چون در راستای به دست آوردن معنویات است و باعث افزایش محبت اهل بیت در انسان میشود ودر واقع چند بعدی است یک شادی و سبکی و پاک شدن روح را به همراه دارد و باعث امید بخشی در زندگی است و تحمل سختی ها را هموار میکند . جنبه دیگر اینکه گریه یک روش تبلیغی براینشان دادن حقیقت و حق در مورد انسانهایی است که با منطق قابل هدایت نیستند ….باز این چه شورش است که در خلق عالم است

1395/07/19 @ 13:28
نظر از:  

امام رضا(ع): اشک بر حسین گناهان بزرگ را فرو می ریزد.
بحار، ج44، 284


الحاقیات:
  • شماره لینک#20730 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/07/19 @ 00:13
نظر از:  
5 stars

گریه بر دو قسم است: مثبت و منفی
1. گریه منفی: مثل گریه بر امور مادی، دنیایی، شهوانی، قدرت و …. . هیچ‌گاه اسلام چنین اشک و گریه ای را نه ترغییب و نه تأیید کرده
2. گریه مثبت: مثل گریه بر خوف خدا برای رسیدن به مقامات عالیه، گریه بر مظلوم و … . این‌ها گریه ای است که هم در قرآن تأیید شده « فَلْيَضْحَکُوا قَليلاً وَ لْيَبْکُوا کَثيراً»
آیه 82 سوره توبه
گریه بر مظلومیت سیدالشهدا نوعی اشک سیاسی و به جهت دفاع از مظلوم و نوعی مبارزه با ظالم است.
«امام صادق(ع): مَن بَکی أَو أَبکی أَو تَباکی فی مُصیبهِ الحُسین حُرِّمَت جَسَدَهُ علی النار و وَجَبَت لَهُ الجَنَّه .»
یا
«پیامبر اکرم(ص): «یا فاطمة! کل عین باکیة یوم القیامة، الا عین بکت علی مصاب الحسین فانها ضاحکة مستبشرة بنعیم الجنة»

بنابراین گریه پیامبران، اولیاء، علما و عرفا اشک‌هایی است که نه تنها ترغیب بر امر منفی و کسالت و انزوا نیست، بلکه از نوع «گریه بر هر درد بی درمان دواست/ چشم گریان چشمه فیض خداست» می‌باشد.

1395/07/18 @ 20:53
نظر از:  

http://zolalnur.kowsarblog.ir/?p=277884&more=1&c=1&tb=1&pb=1
گول قاضی شریح های زمان را نخورید

1395/07/18 @ 16:49
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

عزاداری و گریه ی صرف نیست، گریه و عزاداری لازم است ولی کافی نیست، این گریه و عزاداری باید همراه با معرفت به امام باشد و شناخت و معرفت به این معناست که ان امام را واجب الاطاعة بدانیم که در این صورت این عزاداری و گریه ها انسان را بر خط امام حسین علیه السلام قرار می دهد.
و این خود یک شادی معنوی ست که انسان محضر اباعبدالله و اهل بیت علیهم السلام شود.
حجت الاسلام دکتر علی حق شناس(استاد مرکز تخصصی تفسیر و علوم قرآنی نرجس خاتون سلام الله علیها)

1395/07/18 @ 16:21
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

السلام علیک یا قتیل العبرات
گریه و زاری کردن 2نوع است، گریه و زاری که در غم عزیزان و در فراقشان برای انسان حاصل می گردد و باعث اندوه و غم ظاهری می گردد ولی در واقع تخلیه اندوه درونی است.
گریه و زاری که از روی شوق و بی اختار برای انسان عارض می شود.
اما عزاداری و گریه بر سالار شهیدان ابا عبد الله الحسین علیه السلام گریه و زاری خاصی است که نه تنها غم و اندوه را از انسان زایل می نماید بلکه باعث پاک شدن انسان از غبارهای این دنیایی می گردد و نفس را به شادابی و طهارت می رساند این را انسان می تواند خودش امتحان نماید، پاکی حاصل از گریه و عزاداری امام حسین علیه السلام دستور و نسخه ی دینی دارد، پس قطعاً انسان را افسرده و کسل نمی کند، توصیه و تأکید بر برپایی عراداری برای ایشان خود باعث زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شجاعت ها و مظلومیت های اسلام و پرچمداران آن است که نسل به نسل با همین اشک چشم ها آبیاری شده است و نشاط دینی و تهذیب نفس و پاکی و جلای روح را به همراه دارد. انسان با از دست دادن پدر جسمی خود هر سال در سالگرد وی با برپایی مراسمی یاد او را زنده نگه می دارد و ارادت قلبی خود را به او نشان می دهد و اندوه حاصل از یاد آوری زمان حیات پدر وی را شخصی با اصل و نسب معرفی می نماید، حال چگونه می توان از پدر روحی و معنوی خود(شهید کربلا) که زندگی و حیات معنوی فرد بسته به تلاش ها و جان فشانی های او بوده است، به راحتی بتوان از یاد برد و بی اعتنا به اصالت معنوی خودگذشت.
فاطمه بلوچی(مدیر مرکز تخصصی تفسیر و علوم قرآنی نرجس خاتون سلام الله علیها)

1395/07/18 @ 15:18
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

گریه بر سید الشدا مسئله ی سیاسی است نه سید الشهدا احتیاج به این گریه ها دارد و نه این گریه ها خودش_فی نفسه_ کاری از آن می آید، کار امام حسین علیه السلام سرکوب قدرت های طاغوتی بود. حرکت امام حسین علیه السلام برای برداشتن نمادهای ظلم، زورگویی و فساد و برقراری قسط و عدل در میان جوامع بود برای نجات انسان و انسانیت و در راستای رسالت انبیای الهی؛ بنابراین مجالس عزای امام حسین علیه السلام مردم را مجتمع می کند، بسیج می کند برای یک مسأله.
بی دلیل نیست که بعضی از ائمه ما می فرمایند که برای من در منابر روضه بخوانند و یا بی دلیل نمی گویند که هر کس بگرید، بگریاند و یا حالت گریه کردن به خود بگیرد، اجرش بسیار است.
مسأله مسأله ی تباکی نیست، مسأله، مسأله ی سیاسی است. که ائمه ی ما با همان دید الهی که داشتند، می خواستند که ملت ها را با هم بسیج کنند برای آن هدف عالی که همان نجات انسان ها و انسانیت از گردن کشی، تفرعن و قدرت های شیطانی است.
هاجر انجمنی طلبه ی مرکز تخصصی تفسیر و علوم قرآنی نرجس خاتون سلام الله علیها، با استناد به فرمایشات امام (ره) و مقام معظم رهبری

1395/07/18 @ 14:50
نظر از: ياور مهدي(عج الله تعالي فرجه شريف) [عضو] 

بسمه تعالي
براي رسيدن به همراهي سيد الشهدا(عليه السلام ) دستور اول گريه است -.گريه هم درجات ومراتبي دارد كه نازلترين آن تباكي است وحد اعلاي آن جاري شدن احوال معصوم بر قلب مومن است وبر اساس هر مرتبه خاصيت خود را دارد ؛ اشك بر سيد الشهدا (عليه السلام ) شراب طهور است وباعث آمرزش گناهان مي شود .كسي بر امام حسين (عليه السلام ) گريه مي كند كه باطن اش زلال است اگر چه كه دچار گناهي بشود؛ مومن باطن اش طاهر است وقتي به سر چشمه امام وصل شد واين اتصال مبداء گريه شد اتفاقي كه مي افتد اين است كه گريه طهارت مي آمورد.
برگرفته از سخنان حجت الاسلام والمسلمين مير باقري

1395/07/18 @ 13:15
نظر از: مخلصی [عضو] 
مخلصی
1395/07/18 @ 09:16
نظر از: تسنیم [عضو] 

بسم الله النور
عرض تسلیت محضرحضرت صاحب العصروالزمان
وجوه مختلفی در این پرسش وجود دارد وجه نظر عرفانی، معرفتی
وجه نظر علمی، اجتماعی ، طبی و روانشناختی و….
برای ما که قطعا پرورده مکتب عاشورا و نهضت امام خمینی هستیم و مانوس حماسه حضرت سیدالشهداء علیه السلام هستیم از نقطه نظر عرفانی و معرفت شناختی بحث تفصیل محبوبتری دارد اما پرسش عمومی است
و نیازمند پاسخی عمیق
اولا عنصر خنده و گریه باید تبیین شود نتایج اخیر محققان مبنی بر این قرار گرفته که خنده شدید و زیاد عامل بیماریهای قلبی عروقی و … است واینکه در بین عموم مثل شده خنده بر هر درد بی درمان دواست مزاح بی اساسی است که علم غیر این را اثبات نموده است. پس اساسا اینکه گریه عامل پس رفت انسان شود که گاها شنیده می شود بی اساس است گریه بر اباعبدالله که شفاخانه قلوب شیعیان است چرا که در وجه معرفتی بنده در یک حماسه بی نظیر و ماموریت بی بدیل الهی از طرف ولی خدا هم سو با جریان حق می شود و مراتب خود را در مدار ولی خدا می افزاید و رابطه هندسی دقیقی در میران تقرب و هدایت انسان به محضر حق تعالی دارد. از اینجاست که گفته اند اشک نمایی و ریا در این بارگاه بخشیده شده که ثواب هم ذکر کرده اند چرا که حساسیت موضوع مطرح است جریان عالی حق با جریان باطل به عینیت و تمامی مقابل هم قرار گرفته اند و هر جهت گیری اینجا آزمون عملی و قطعی است نه آزمون خطا و از همین رو گفته اند کل یوم عاشورا ….
مبحث معرفتی عمیق و خارج از ضیق ظرف این صفحه است و مطالب آنقدر وفور دارد که بنده به کم کفایت می کنم.
و البته بزرگان ما تاکید کرده اند گریه بر حضرت سرور قلبی می آورد که به تجربه شخصی قطعا همه تجربه کرده ایم.
مضاف اینکه گریه اگر هدفدار باشد اگر گریه عاجز نباشد منشاء قدرت و ایمان روحی خواهد شد و همین راز 8 سال دفاع مقدس ماست هر گریه نامطلوب نیست و غم و گریه اگر برای هدفی بزرگ باشد منشاء عروج و تعالی انسان خواهد شد
منافع گریه از لحاظ جسمی نیز افزون است
نظر محققان در باب گریه احساسی : ( البته مضاف گریه احساسی باید گفت هدفدار عالی) ” هنگامی که ما دچار استرس هیجانی می شویم، مغز و بدن ما شروع به تولید ترکیبات شیمیایی و هورمونهای خاصی میکند. گریه کردن کمک میکند تا این ترکیبات شیمیایی زائد که نیازی به آنها نیست از بدن حذف گردند.

- اشکهای احساسی در واقع مواد سمی ای که در پی استرس هیجانی در خون تجمع می یابند را از بدن دفع میکند.
- اشکهای احساسی سطح منگنز بدن را کاهش میدهند. این مواد معدنی بروی خلق و خو تاثیر مستقیم میگذارد. غلظت منگنز اشک احساسی 30 برابر بیشتر از منگنز موجود در سرم خون است.
- اشک احساسی نسبت به اشک پایه و رفلکس حاوی 24 درصد پروتئین آلبومین بیشتری میباشد.

5- گریه مانند ادرار و تعریق باعث حذف مواد سمی و محصولات زائد را دفع می کند.
- گریه یک مکانیسم رایگان، طبیعی و قدرتمند برای کنار آمدن با درد، استرس و اندوه میباشد.
-هورمونهایی که پس از استرس در بدن انباشته میشوند به حد سطح سمی رسیده و باعث تضعیف سیستم ایمنی بدن و دیگر فرآیندهای بیولوژیکی میشوند. اشک های احساسی به عنوان دریچه اطمینان برای قلب عمل میکنند.
- ترکیباتی که حین استرس در بدن تجمع می یابد با اشک خارج میگردند. همین امر باعث کاهش استرس میگردد. این مواد شامل آندورفین (lucine-enkephaline)، که در کنترل درد موثر است، پرولاکتین که در تنظیم تولید شیر نقش دارد، و آدرنوکورتیکوتروپین (ACTH) که یک نشانگر مهم استرس است، میباشند. سرکوب گریه و اشک باعث افزایش استرس میگردد.
- گریه عملی طبیعی، سالم و شفا بخش است.
- گریه در کاهش و جلوگیری از بیماریهای مرتبط با استرس موثر میباشد.
- خنده و گریه دو ابزار کارآمد درکاهش استرس و رهایی از احساسات منفی میباشند.
- هنگامی که گریه سرکوب میشود، هیجانات رها نمی شوند و خصایص شخصیتی مخرب همچون پرخاشگری بروز میکنند.
- به باور دانشمندان سرکوب و امتناع از گریه کار معقولی نیست.
- انسان ها پس از گریه کردن از لحاظ جسمی و روانی احساس بهتری میکنند و در واقع سبک و خالی میشوند. (به علت دفع مواد انباشته شده که توضیح داده شد)
- گریه کمک میکند به آزاد سازی آندورفین ها به جریان خون. آندورفین ها ترکیبات شیمیایی ای هستند که باعث بهبود خلق و خو و تسکین درد میشوند.
این موارد سطح پایین مطلب برای رد این گفته است که مطلق اندوه و گریه نامطلوب است جدا از تجربه عینی جامعه بر اینکه اشک شدت اندوه را کم می کند اما مسئله اساسی بنده هم سوئی ماست در مقابله حق و باطل …
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
التماس دعا.

1395/07/17 @ 22:21
نظر از: راوی [عضو] 

گریستن در فراق عزیزان و بزرگان دین، یکی از سنت های ثابت در سیره پیامبر اسلام(ص)، اهل البیت(ع) وصحابه است، این عمل وقتی در سیره پیامبر(ص) وجود دارد، دیگر جایی برای اشکال باقی نمی‌ماند و حتی گریه پیامبر(ص) هنگام حضور بر سر مزار مادر گرامی‌شان حضرت آمنه بنت وهب(س) نشان می‌دهد که گریه پس از سه روز جایز است، بلکه هر زمان که به‌ یاد عزیزی افتادیم و یا بر سر مزارش حاضر شدیم گریستن نیکو است زیرا حداقل یادآور سرای آخرت برای خود است. گریه بر امام حسین علیه الصلاة و السلام نیز بصورت خاص در منابع روایی از سیره پیامبر نقل شده است، میتوان این برداشت را نمود که گریه بر امام حسین(ع) اقتدای به سنت و سیره صحیح پیامبر خدا است.
گریه در سنت پیامبر:
از آنجا که عملکرد رسول خدا(ص)، از مهمترین ادله تشریع و دینی بودن یک مساله در اسلام است و مواردی از سیره عملی رسول خدا اشاره می‌شود که آن حضرت در موارد مختلفی بر اموات گریسته اند.
گریستن بر درگذشتگان و عزادارى بر ایشان، امرى برخاسته از احساس است و هر مصیبت زده اى را به سمت خود می‌كشاند. رسول گرامى اسلام حضرت محمد مصطفى(ص)، چنین امرى را سزاوار و شایسته دانسته، بر گریه كردن توصیه مى‌فرمود .
«گریه نشانه نرم دلی است.»
اسامه بن زید مى‌گوید :
روزى که فرزند دختر پیامبر درگذشت، دختر غم دیده ی آن حضرت، این واقعه را به پدر خبر داد و از ایشان درخواست حضور نمود.
رسول خدا(ص) نیز به همراه سعد بن عباده، معاذ بن جبل، ابى بن كعب، زید بن ثابت و جمعى از یاران به منزل دختر غم دیده خویش رفت.
پیامبر مهربان، كودك را در بغل گرفت و بشدت گریست و اشكان مبارك سرازیر گشت…
سعد با مشاهده گریه پیامبر، با تعجب پرسید: چرا گریه مى‌كنید؟!
رسول خدا(ص) در پاسخ چنین فرمود:
رحمة یجعلها فى قلوب عباده ، انما یرحم اللَّه من عباده الرحماء
گریه رحمتی ازجانب خداست که در دل بندگانش قرار می‌دهد وخداوند بندگان رحیم خودرامورد رحمت قرار میدهد.( صحیح بخارى ، جلد 1، صفحه 431 حدیث 1224 سنن النسائى ، جلد 4 صفحه 21 حدیث 1868.)
«چرا عمویم حمزه گریه كنی ندارد؟!»
پس از پایان نبرد احد، رسول اكرم(ص) راهى شهر مدینه شد، در آن هنگام زنان انصار در سوگ شهداى خویش مى گریستند.
پیامبر با شنیدن مویه عزاداران، از شهادت و غربت عمویش حمزه یاد كرد و فرمود :
و لكن حمزة لا بواكى لهاما عمویم حمزه گریه كننده‌اى ندارد
پیامبر پس از اندكى استراحت ، صداى ناله زنان انصار را شنیدند كه براى حمزه مى‌گریستند .
ابن عبدالبر مى‌گوید : تا به امروز زنان انصار پیش از گریه بر مردگان خویش ، نخست بر حمزه مى‌گریند.)
ابن عبد البر، الاستیعاب، جلد 1 صفحه 374 ،
ابن حنبل الشیبانی مسند احمد ، جلد 2 ، صفحه 84 .
حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، جلد 1 صفحه 537 حدیث 1407)
«باید بر مثل جعفر گریست!»
همچنین پس از كشته شدن جعفر پسر ابیطالب در نبرد موته، پیامبر به خانه او رفت و با حضور خویش تسلى دل خاندان او گردید، آن حضرت به هنگام خروج چنین فرمود : على مثل جعفر فلتبك البواكى ؛ سزاوار است بر مثل جعفر گریستن ، پس گریه كنندگان بر همچون جعفر بگریند (ابن عبدالبر، الاستیعاب، جلد 1 صفحه 243، بلاذرى ، انساب الاشراف ، صفحه 43)
«بگذار گریه کنند! »
دیدگاه‌هاى افراطى و دور از احساس و عاطفه كه با گریه كردن مخالفت میكردند، در نزد پیامبر جایگاهى نداشت و آن حضرت در برابر آن موضع گیرى مى‌فرمود…
کمااینکه به گفته مورخان :
روزى رسول خدا(ص) در تشییع جنازه یكى از مسلمانان حضور یافتند و عمر نیز به همراه ایشان حركت كرد.
عمر تا صداى گریه زنان را شنید، برآشفت و آنان را از گریستن نهى كرد!
رسول خدا(ص) رو به عمر كرده، چنین فرمود :
یا عمر! دعهُنَّ ، فان العین دامعة و النفس مصابة و العهد قریب
اى عمر! كارى به آنان نداشته باش، بگذار بگریند، همانا كه چشم گریان است و نفس مصیبت زده است و پیوند با تازه درگذشته بسیار نزدیك .( مستدرك حاكم ، جلد 1 ، صفحه 537، حدیث 1406 ؛ مسند احمد ، جلد 2 ، صفحه 110 حدیث 5889 ، كنز العمال ، جلد 15 ، صفحه 975 حدیث 42475.)

سیره اهل بیت در برپایی مجالس سوگواری و گریستن و گریاندن برای مصیبت های جانسوز و عظیم کربلا و یادآوری حادثه عاشورا در زمان های مناسب
امام سجاد (ع) در طول دوران امامتش پیوسته سوگوار قصه عاشورا بود، در این مصیبت آنقدر گریست که از «بکائین» بسیار گریه کنندگان بشمار آمد و لقب گرفت. (وسائل الشیعة، ج 2، ص 922 )
علقمه حضرمی نقل می کند که امام باقر (ع) در روز عاشورا برای امام حسین (ع) در خانه اش اقامه عزا می کرد و خود آن حضرت برای جدش می گریست، تقیه نمی کرد و به کسانی که در خانه بودند می فرمود: برای آن حضرت سوگواری کنند و در مصیبت حسین (ع) به یکدیگر تسلیت بگویند. (وسائل الشیعة، ج 10، ص 398)
امام صادق (ع) به داود رقی فرمود: من هرگز آب سرد ننوشیدم جز این که به یاد امام حسین (ع) افتادم.( امالی صدوق، ص 142
از حضرت امام رضا (ع) روایت شده است: وقتی ماه محرم می شد، کسی پدرم (امام کاظم (ع)) را خندان نمی دید و اندوه و حزن بر وی غالب می شد تا روز دهم، و چون روز عاشورا فرا می رسید، آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و می فرمود: امروز، روزی است که حسین (ع) شهید شده است. مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، بخش مربوط به اعمال ماه محرم
ائمه اطهار (ع) نه تنها خود در عزای سالار شهیدان می گریستند، بلکه همواره مودم را به گریستن بر آن حضرت تشویق و ترغیب می نمودند. در روایتی آمده است: هر کس بر حسین (ع) بگرید، یا (حتی) یک تن را بگریاند، پاداشش بهشت است و هر کس حالت اندوه و گریه به خود بگیرد نیز، پاداشش بهشت است. (بحارالانوار، ج 24، ص 284)
تشویق شاعران به مرثیه سرایی، شاعرانی که مصیبت های کربلا را به شعر درآورده و در مجالس و محافل می خواندند، همواره مورد لطف و عنایت ویژه امامان معصوم (ع) قرار می گرفتند، افرادی چون کمیت اسدی، دعبل خزاعی، سید حمیری و …
اما چرایی عزاداری امام حسین علیه السلام؛
به شهادت تاریخ، قیام و شهادت امام حسین(ع)، یکی از موثرترین برنامه های الهی برای حفظ اسلام ناب است و خون امام حسین و یارانش در کربلا در آن برهه از زمان باعث شد که جان تازه ای در کالبد بیمار اسلام بدمد و حیات جاودانگی در رگ آن جاری شود.
در طول تاریخ، این قیام الگویی شد برای تمام حق خواهان و ظلم ستیزان که با انگیزه گرفتن از آن در برابر سختی ها و مشکلات ایستادگی نموده و امید به پیروزی نهایی خویش داشته باشند.
از طرفی، حاکمان ستمگر و دشمنان ازادی و آزادگی نیز در طول تاریخ قیام سرخ حسینی را مزاحم سلطه گری و استبداد خویش می‌دانستند، و برای مبارزه با آن، از هیچ کوششی دریغ نکردند، و با تمام سعی و توان خویش با نمادهای عاشورایی و عاشورائیان به مبارزه برخواستند، گاهی حسین(ع) را طاغی و باغی بر حکومت خلیفه رسول خدا معرفی کردند و جار زدند که «ان الحسین خرج عن حده فقتل بسیف جدیه» و گاهی روز عاشورا را عید وسرور انبیاء خواندند و با بدعت خواندن عزاداری و گریه بر اموات، خواستند مراسم عزای حسینی، که احیاء کننده شعار حسین علیه السلام است، را زیر سوال ببرند.
روضه و گریه، اسلام را حفظ کرده است
امام خمینی ـ قدس سره ـ در پاسخ آقای فلسفی سرآمد وعاظ و خطبای ایران، درخصوص مسئله گریستن و عزاداری امام حسین علیه السلام القائات و شبهات روز که عزادای یعنی چه و روضه و گریه کردن چه چیزی را حمل می کند و از این قبیل مطالب. بیانات بسیار جالبی بیان داشتند که همان نیز نقطه عطفی در احیای فرهنگ عاشورا بود.
بسم الله الرحمن الرحیم
من چند جمله راجع به تکالیف کلی روحانیون و اهل محراب و منبر باید عرض بکنم و بعد مشکلاتی که هست. آقایان روحانیون، و خصوص اهل منبر، خطبا، اینها سخنگوی اسلام هستند. اگر حکومتی سخنگو می خواهد، سخنگوی اسلام، آقایان خطبا هستند…. سید الشهدا به داد اسلام رسید، سید الشهدا اسلام را نجات داد. روضه سید الشهدا برای حفظ مکتب سید الشهدا است. آن کسانی که می گویند روضه سید الشهدا را نخوانید اصلًا نمی فهمند مکتب سید الشهدا چه بوده و نمی دانند یعنی چه؛ نمی دانند این گریه ها و این روضه ها حفظ کرده این مکتب را. الآن هزار و چهار صد سال است که با این منبرها و با این روضه ها و با این مصیبتها و با این سینه زنیها ما را حفظ کرده اند؛ تا حالا آورده اند اسلام را. این عده از جوانهایی که این طور نیستند که سوء نیت داشته باشند خیال می کنند حالا باید ما حرف روز بزنیم! حرف سید الشهدا حرف روز است، همیشه حرف روز است، همیشه حرف روز را سید الشهدا آورده است دست ماها داده و سید الشهدا را این گریه ها حفظ کرده است و مکتبش را، این مصیبتها و داد و قالها حفظ کرده؛ این سینه زنیها و این دستجات، و عرض می کنم اینها حفظ کرده. اگر فقط مقدّسی بود و توی اتاق و توی خانه می نشست برای خودش و هی زیارت عاشورا می خواند و تسبیح می گرداند، نمانده بود چیزی، هیاهو می خواهد.

هر مکتبی هیاهو می خواهد، باید پایش سینه بزنند، هر مکتبی تا پایش سینه زن نباشد، تا پایش گریه کن نباشد، تا پایش توی سر و سینه زدن نباشد، حفظ نمی شود. اینها اشتباه می کنند، بچه اند اینها! نمی دانند که این نقش روحانیت و نقش اهل منبر چی هست در اسلام، خودتان هم شاید خیلی ندانید! این نقش یک نقشی است که اسلام را همیشه زنده نگه داشته، آن گُلی است که هی آب به آن می دهند زنده نگه داشته، این گریه ها زنده نگه داشته مکتب سید الشهدا را؛ این ذکر مصیبتها زنده نگه داشته مکتب سید الشهدا را. ما باید برای یک شهیدی که از دستمان می رود عَلَم بپا کنیم، نوحه خوانی کنیم، گریه کنیم؛ فریاد کنیم. دیگران می کنند، دیگران فریاد می زنند وقتی یکی از آنها کشته بشود. فرض کنید که از یک حزبی یکی کشته بشود، میتینگها می دهند؛ فریادها می کنند. این یک میتینگ و فریادی است برای احیای مکتب سید الشهدا. و اینها ملتفت نیستند. توجه ندارند به مسائل.

همین گریه ها نگه داشته این مکتب را تا اینجا و همین نوحه سرایی ها، همینهاست که ما را زنده نگه داشته، همینهاست که این نهضت را پیش برده، اگر سید الشهدا نبود، این نهضت هم پیش نمی برد، سید الشهدا همه جا هست: کُلُّ أرضٍ کربلا. همه جا محضر سید الشهدا است، همه منبرها محضر سید الشهدا است، همه محرابها از سید الشهدا است.

اگر سید الشهدا نبود، یزید و پدرش و اعقابشان اسلام را مَنْسی کرده بودند. اگر نسیان نشده بود، یک رژیم طاغوتی در خارج منعکس شده بود. معاویه و یزید یک رژیم اسلامی را رژیم طاغوتی داشتند معرفی می کردند. اگر سید الشهدا نبود، این رژیم طاغوتی را اینها تقویت می کردند؛ به جاهلیت برمی گرداندند. اگر حالا من و تو هم مُسلم بودیم، مُسلم طاغوتی بودیم! نه مُسلم امام حسینی. امام حسین نجات داد اسلام را. ما برای یک آدمی که نجات داده اسلام را و رفته کشته شده هی سکوت کنیم؟ ما هر روز باید گریه کنیم، ما هر روز باید منبر برویم برای حفظ این مکتب، برای حفظ این نهضتها؛ این نهضتها مرهون امام حسین- سلام اللَّه علیه- هست. نمی فهمند اینها! بچه اند اینها، سوء نیت ندارند. بله خوب، ممکن است بعضی از آنها هم سوء نیت داشته [باشند] بعضیها هم روی نقشه کار بکنند همان طوری که زمان رضا خان. منتها او یک قدری روی نفهمی کرد، بعدها روی فهمیدگی. جلوی منبرها را همه را گرفت نگذاشت کسی منبر برود. محرابها را هم همه را یک جور دیگر کرد و گرفت. یک مجلس روضه ای نداشتیم. در همه قم- آن قدری که آن وقتها بود- می گفتند یک مجلس آقای صدوقی بود که قبل از اذان، شاید، یا قبل از آفتاب، تمام می شد، شب بود، این یک مطلبی بود. نه این است که مِنْ باب اتفاق رضا خان آمد منبرها را نگذاشت و محرابها را جلویش را گرفت و روحانیون را متحد الشکل کرد، نخیر، مسأله نقشه بود، نقشه اینکه این قوه را بکوبند، این قوه محراب و منبر که از آن می آید یکدفعه یک ملت را هول بدهد به یک طرف، و یک همچو سلطنت را از بین ببرد، این را از بین ببرند؛ این قدرت را از دست ما بگیرند.

نمی دانند این قشرهای سیاسی که چه خدمتی این منبر، این محراب، به این کشور کرده. اینها چنانچه ملی هستند- ما کار نداریم که آیا به خدا هم کار دارند یا نه- اگر ملی هستند، اگر کشورشان را می گویند می خواهیم، اگر ملت را می گویند که ما می خواهیم، اینها باید دامن بزنند به این روضه خوانیها، برای اینکه این روضه خوانیها این ملت شما را حفظ کرده، این روضه خوانیها و مصیبت و گریه است که کشور شما را حفظ کرده. بله، چنانچه یک مردمی هستند که روی همان نقشه ای که طرح شده است، که باید قدرت اسلام گرفته بشود و قدرت روحانی گرفته بشود و قدرت خطیب گرفته بشود تا راه باز بشود برای آنهایی که باید استفاده کنند و استفاده کردند، آنها یک مردم دیگری هستند که با آنها نمی توانیم حرف بزنیم. اما سایر مردم، اینهایی که مسجد می آیند، منبر را گوش می کنند، مطالب را گوش می کنند، همچو که به روضه می رسند، رد می شوند می روند، این از باب این [است ] که ملتفت نیستند چه هست آن. روضه است که این محراب، که این منبر، را حفظ کرده. اگر آن روضه نبود، این منبر هم نبود، این مطالب هم نبود، آن حفظ کرده. ما باید به شهیدمان گریه کنیم؛ فریاد کنیم؛ مردم را بیدار کنیم.

البته یک مطلبی هم که باید بین همه ما باید باشد این است که این نکته را به مردم بفهمانیم همه اش قضیه این نیست که ما می خواهیم ثواب ببریم، قضیه این است که ما می خواهیم پیشرفت کنیم. سید الشهدا هم که کشته شد، نه اینکه رفتند یک ثوابی ببرند، ثواب برای او خیلی مطرح نبود، رفت که این مکتب را نجاتش بدهد، اسلام را پیشرفت بدهد، اسلام را زنده کند. شما هم که دارید نوحه خوانی می کنید، حرف می زنید، خطبه می خوانید، نوحه می خوانید، مردم را به گریه وادار می کنید، مردم هم که گریه می کنند؛ همه روی این مقصد باشد که این اسلام را ما می خواهیم با همین هیاهو حفظش کنیم. با این هیاهو، با این گریه، با این نوحه خوانی، با این شعرخوانی، با این نثرخوانی، ما می خواهیم این مکتب را حفظ کنیم. چنانچه تا حالا هم حفظ شده. باید این نکته هم به مردم گفته بشود، تذکر داده بشود، که آقا قضیه روضه خوانی قضیه این نیست که من یک چیزی بگویم و یکی هم گریه کند، قضیه این است که با گریه حفظ شده است این، با گریه این حفظ شده، حتی «تَباکی» هم ثواب دارد. خوب، تبَاکی چرا ثواب دارد، برای اینکه تباکی کمک می کند به این مکتب؛ کمک به مکتب می کند. اینها اشتباه است که اینها یک طرف قضیه را می بینند، یک طرف قضیه را نمی بینند و مع الأسف ما همیشه- یعنی اسلام همیشه مبتلا بوده به این یک طرف دیدنها؛ همیشه مبتلا بوده.

اینکه در روایت است که اسلام غریب است، از اول غریب بوده و الآن هم غریب است، برای اینکه غریب آن است که نمی شناسند او را. در یک جامعه ای هست او، اما نمی شناسند، نمی شناسند اسلام را، هیچ وقت شناخته نشده ( صحیفه امام، ج8، ص 519 و 526-530)

پاسخ بسيار زيبايي كه مقام معظم رهبري در اين زمينه داده اند نيز مورد توجه بوده است؛ ايشان فرمودند: «اين سخن كه هميشه مردم تشويق به عزاداري شده و از شادي ها دور گشته اند حرف درستي نيست. ايام سال و تاريخ ما داراي ايام حزن و سرور مي باشد. از اين رو در روايات وارد شده، كه شيعيان ما در شادي ها شاد و در حزن و اندوه ها غمگين هستند. در اعيادي مثل عيد فطر، عيد قربان، عيد غدير، ميلاد امامان معصوم، بازگشت از سفر حج و زيارت، تولد اولاد، ازدواج و عروسي و بسياري موارد ديگر دستور به جشن و شادي و مراسم مهماني و اطعام داده شده است و در ايران نيز در بسياري از عيدهاي مذهبي تعطيل رسمي مي باشد. در مقابل هم در ايامي مثل شهادت بزرگان ديني- كه دردناك ترين آن تاسوعا و عاشورا است- دستور عزاداري داده شده و اين عزاداري چند جهت دارد:
1. جنبه عاطفي: كسي كه عزيزي را از دست مي دهد، ناخودآگاه حزين و غمناك است و نمي تواند غمگين نباشد.
2. جنبه سياسي: اگر اين عزاداري ها نبود، قيام خونين و روشنگر سيد الشهداء به فراموشي سپرده مي شد و چه بسا اصل قيام و شهادت آنان هم مورد تحريف و انكار قرار مي گرفت. در زمان صدر اسلام، شرايط اقتضا نكرد كه شيعيان براي حضرت زهرا(سلام الله عليها) عزاداري و نوحه خواني كنند و لذا در تاريخ برخي از مورخان مغرض، اصل شهادت حضرت را انكار كرده، حتي مي گويند: اگر محسن فاطمه شهيد شده پس قبرش كجاست؟ لابد اگر مي توانستند مي گفتند: اگر پيامبر دختري به نام فاطمه داشته و كشته شده پس قبرش كجاست؟
3. جنبه ديني: در ماه محرم با برپايي مراسم هاي عزاداري و سخنراني، مردم بيش از پيش با معارف الهي و اخلاق اسلامي آشنا مي شوند و اين عاشورا است كه دين ما را حفظ كرده است.
4. جنبه تربيتي: كودكان و نوجوانان از برپايي اين مراسم و يادآوري آن واقعه عظيم، شجاعت و ايثار و فداكاري را الهام مي گيرند.
البته لقاي الهي براي امام حسين (عليه السلام) زيباترين و باشكوه ترين چيزهاست. ولي در ايام مصيبت، حزن و اندوه امامان (عليهم السلام) از واقعه جانگداز عاشورا، نمي توانيم مسرور باشيم و قطعا دشمنان ائمه (عليهم السلام) در اين روز مسرور بودند.»( 39. CD پرسمان، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها مركز فرهنگي، 1373.)
پس نتيجه اينكه، حزن و اندوه در ايام عزاداري يك مسأله بسيار مهم عقيدتي سياسي است و کارکرد اجتماعی و سیاسی دارد.

1395/07/17 @ 19:31
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

درست است که در میان شیعه عزاداری رنگ و بوئی خاص دارد (که ثمرات این عزاداری را به وضوح می توان دید.) اما وجود این عزاداری ها به معنای اینکه شیعیان غمگین هستند یا اینکه مذهب شیعه با غم آمیخته است نیست. از یک سو می بینیم که افرادی که به نحوی با مسجد و مجالس امام حسین (علیه السلام) در ارتباط هستند نسبت به دیگر افراد از روحیات بالاتر برخوردار هستند و افسردگی ای که در میان دیگران دیده می شود در آنان کمتر دیده می شود و اگر گفته شود، این افراد نسبت به دیگر افراد از روحیه ی شادتری برخوردار اند سخن به گزاف گفته نشده است. از آن طرف هم باید دقت نمود که اسلام با جشن و شادی مخالف نیست بلکه اسلام تمامی نیازهای فطری انسان را در نظر گرفته و برای برطرف ساختن آن نیازها نیز برنامه دارد؛ غم و شادی هر دو نیاز فطری انسان است. به عبارت دیگر در اسلام به همه نیازهای انسان توجّه شده است از جمله نیازهای طبیعی انسان احتیاج به تفریح و شادی و استراحت است که روایاتی نیز در این زمینه داریم از جمله این‌که حضرت فرمودند: «مؤمن باید ساعات خود را به سه بخش تقسیم کند… و یک بخش آن را در لذّت حلال و تفریح قرار دهد». روایاتی هست که از کسالت بپرهیزید و نگذارید به شما نزدیک شود و فرموده‌اند: «ایّاک و الکسل والضّجرفانّهما یمنعاک عن حّظک من الدنیا و الاخرة» یعنی از کسالت دوری کنید زیرا آن از بهره دنیا و آخرت شما را باز می‌دارد. چه دستورات فردی و چه دستورات اجتماعی اسلام همگی براساس رضایت، شادی، ‌نشاط و تحرک است. دقت در این احکام، جدا از عنصر رضایت که شادمانی همیشگی را تضمین می‌کند، نشان‌دهنده رفتارها و اعمال شادی بخش و نشاط‌ آور است. اعیاد اسلامی مانند عید فطر، عید قربان، عید غدیر، رفتارها و اندیشه‌های شادمانه زیستن را القاء می‌کنند. با صحه‌گذاشتن اسلام بر عید نوروز و تأیید و تکمیل آن، نیز تاکید بر رفتارها و لحظه‌های شادی کردن برای انسان‌ها است. خود گریه هم در مواقعی موجب خالی شدن دل از غم ها و غصه ها شده و موجب نشاط روحی می شود.

1395/07/16 @ 21:29
نظر از:  
5 stars

ترغیب اسلام به گریه:
آیه:(فلیضحکوا قلیلا ولیبکوا کثیرا)[1]
وقتی که انسان می خندد که مسبوق به یک سرور وخوشحالی است,تعلقش به جهان بیشتر می شود.اما در گریه,یک
نا امیدی از این جهان است.حالا وقتی تعلقت قطع شد,روحت متوجه حق تبارک وتعالی می شود.بنا براین گریه مظهر وسمبل قطع تعلق از این دنیاست.
هر چه گریه بیشتر باشد,یعنی تعلقات از این جهان کمتر می شود وهر چه تعلقات کمتر باشد قرب شما به حق تعالی بیشتر می شود,سرّش این است والا خنده وگریه دو خصلت آدمی است.
گریه یک مفهوم عرفانی دارد که وقتی انقطاع حاصل می شود وارتباط انسان با تعلقات قطع می شود,یک انبساط به او دست می دهد واین نشانه انبساط قلب است وجوششی دارد به نام اشک,همانطور که از چشمه ها آب می جوشد.
بنابراین گریه وخنده معمول مراد نیست ؛بلکه این انبساط قلب است که در واقع درهای رحمت را باز می کند.[2]

امام علی علیه السلام می فرماید:المؤمن بشرهُ في وجهه وحزنهُ في قلبه[3]؛مومن کسی است که شادیش در رخسار او واندوهش در دل است؛ آن حزن انقباض نسبت به دنیاست وانبساط نسبت به حق.
(واذكر ربك في نفسك تضرعا وخفية……)[4]؛پروردگارت را در دل خود,از روی تضرع وخوف یاد کن.
این مطلوبی نفس تضرع از این جهت است که هر چه تضرع بیشتر باشد انقطاع از این عالم بیشتر است.

روایت
قال الباقر عليه السلام:(ثم ليندب الحسين ويبكيه يأمر من في داره بالبكاء عليه ويقيم في داره مصيبة بإظهار الجزع عليه ويتلاقون بالبكاء بعضهم بعضا في البيوت وليعز بعضهم بعضا بمصاب الحسين عليه السلام)[5]؛امام باقر علیه السلام
نسبت به کسانی که در روز عاشورا نمی توانند به زیارت آن حضرت بروند,اینگونه دستور عزاداری دادند وفرمودند:برحسین علیه السلام ندبه وعزاداری وگریه کند وبه اهل خانه خود دستور دهد که بر او بگریند ودر خانه اش با اظهار گریه وناله بر حسین علیه السلام ,مراسم عزاداری بر پا کنند ویگدیگر را با گریه وتعزیه وتسلیت گوئي در سوگ حسین علیه السلام در خانه هایشان ملاقات کنند.

پی نوشت:
[1].سوره توبه,آیه ۸۲.
[2].آثار واندیشه های دکتر دینانی در برنامه معرفت.
[3]مجموعه رسایل در شرح احادیثی از کافی,ج۲,ص۲۴۱.
[4]سوره ی اعراف,آیه۲۰۵.
[5]کامل الزیارات,ص۱۷۵.

1395/07/16 @ 17:07
نظر از:  

خداوند چگونه شمر ملعون را عذاب می‌کند؟

علامه امینی تعریف کرده است که: مدتها فکرمی‌کردم که خداوند چگونه شمر ملعون را عذاب می‌کند؟ و جزای آن تشنه لبی و جگر سوختگی حضرت سیدالشهدا(ع) را چگونه به او می‌دهد؟

تا اینکه شبی در عالم رویا دیدم که امیرالمؤمنین(ع) در مکانی خوش آب و هوا، روی صندلی نشسته و من هم خدمت آن جناب ایستاده‌ام،
در کنار ایشان دو کوزه بود،
فرمود: این کوزه‌ها را بردار و برو از آنجا آب بیاور و اشاره به محلی فرمود که بسیار باصفا و با طراوت بود،
استخری پرآب و درختانی بسیار شاداب در اطراف آن بود که صفا و شادابی محیط و گیاهان قابل بیان و وصف نیست.

کوزه‌ها را برداشته و رو به آن محل نهادم آنها را پرآب نموده حرکت کردم تا به خدمت  امیرالمومنین(ع) باز گردم.

ناگهان دیدم هوا رو به گرمی نهاده و هر لحظه گرمی هوا و سوزندگی صحرا بیشتر می‌شد، دیدم از دور کسی به طرف من می‌آید و هرچه او به من نزدیکتر می‌شد هوا گرمتر می شد گویی همه این حرارت از آتش اوست، در خواب به من الهام شد که او شمر، قاتل حضرت سیدالشهدا(ع) است.
وقتی به من رسید دیدم هوا به قدری گرم و سوزان شده است که دیگر قابل تحمل نیست، آن ملعون هم از شدت تشنگی به هلاکت نزدیک شده بود،
رو به من نمود که از من آب بگیرد،
من مانع شدم و گفتم:
اگر هلاک هم شوم نمی گذارم از این آب قطره‌ای بنوشد.

حمله شدیدی به من کرد و من ممانعت می نمودم،
دیدم اکنون کوزه‌ها را از دست من می‌گیرد لذا آنها را به هم کوبیدم،
کوزه‌ها شکسته و آب آنها به زمین ریخت چنان آب کوزه‌ها بخار شد که گویی قطره آبی در آنها نبوده است،
او که از من ناامید شد رو به استخر نهاد،
من بی‌اندازه ناراحت و مضطرب شدم که مبادا آن ملعون از آب استخر بیاشامد و سیراب گردد،
به مجرد رسیدن او به استخر، آب استخر خشک شد
چنان که گویی سالهاست یک قطره آب در آن نبوده است.
درختان هم خشک شده بودند
او از استخر مأیوس شد و از همان راه که آمده بود بازگشت.
هرچه دورتر می‌شد،
هوا رو به صافی و شادابی و درختان و آب استخر به طراوت اول بازگشتند.

به حضور امیرالمؤمنین(ع) شرفیاب شدم،
فرمودند: خداوند متعال این چنین آن ملعون را جزا و عقاب می‌دهد،
اگر هم یک قطره آب آن استخر را می‌نوشید از هر زهری تلخ تر و هرعذابی برای او دردناک تر بود.
بعد از این فرمایش از خواب بیدار شدم.

لعن الله قاتلیک یا اباعبدالله الحسین (ع)

???? منابع:
۱-البدایه النهایه، ج ۸، ص ۲۹۷
۲-یادنامه علامه امینی ص ۱۳ و ۱۴
۳-سرنوشت قاتلان شهدای کربلا، عباسعلی کامرانیان

1395/07/16 @ 13:59
نظر از: محمدی [عضو] 
1395/07/16 @ 08:38
نظر از: دارابي [عضو] 
5 stars

با سلام و احترام خدمت شما بزرگواران
غم و غمگینی خیلی عام است و شامل همه موارد از دنیوی تا اخروی میشود. برخی غم ها نکوهیده اند و دین آنها را توصیه نمیکند. مانند غمهایی که در اثر رذائل اخلاقی، مثل حسد و کینه و دروغگویی و … بر نفس عارض میشود. اما غمی که از سر درد عمیق انسانی باشد و بخاطر مرگ ارزشهای الهی ، بر روح انسان حاکم میشود حتی توصیه هم شده. در رثای قهرمانان الهی گریستن و محزون بودن نه تنها ناپسند نیست و آثار مخرب غمهای واهی را ندارد بلکه در لسان روایات به آن توصیه هم شده. از جمله در کلام امام جعفر صادق علیه السلام در ثواب گریه بر مصائب اهل بیت علیهم السلام آمده “مَن ذُکِرَنا عنده ففاضَت عیناه و لو مِثل جَناحِ الذبابه غفر اللهُ له ذنوبه ولو کانت مثل زَبَدِ البحر” کسی که به یاد ما چشمانش اشک آلود شود گرچه به اندازه بال مگسی باشد خداوند گناهانش را میبخشد هرچند به اندازه کف دریا باشد. و روایات بیشمار دیگری که در این زمینه داریم. چرا که این حزن و گریستن ، قلب انسان را رقیق و روح را لطیف میکند. از طرفی گریستن محض هدف این توصیه ها نیست و پی بردن به انگیزه ها و اهداف شهادت یا مصائب وارده بر آنها ، بنده را به ارزشها رهنمون میسازد و به قوام و ثبات اعتقادی میرساند.

1395/07/15 @ 18:09
نظر از: متین [عضو] 
5 stars

ترغیب به عزاداری ترغیب به غمگینی نیست چرا که همه انسان ها می توانند شاد رندگی کنند اما با شادی محض انسان نه شهادت طلبی می آموزد و نه شجاعت و غیرت ، بلکه عزاداری آن هم عزاداری با انگیزه گریه برای مظلوم انسان را به وارستگی از دنیا سوق می دهد و او را حتی برای زمانی کوتاه سبکبال می کند . و این خود بهترین شادی است که نصیب یک عزادار می شود ، در همین راستا آیت الله مصباح توضیح می دهند که چرا به جای شادی و پخش نقل و نبات و شیرینی باید عزاداری کنیم :

«احساسات و عواطف انواع مختلفی دارد . تحریک هر نوع احساسات و عواطف ، باید با حادثه مربوط متناسب باشد . حادثه ای که بزرگترین نقش را در تاریخ اسلام ایفا کرد ، حادثه شهادت ابی عبدالله علیه السلام بود . او بود که مسیر تاریخ را عوض کرد . او بود که درسی برای حرکت ، برای نهضت ، برای مقاومت و برای استقامت تا روز قیامت به انسان ها داد .

برای آن که آن خاطره تجدید شود ، فقط مجلس جشن و شادی کافی نیست ، باید کاری متناسب با آن حادثه انجام شود ، یعنی باید کاری کرد که حزن مردم برانگیخته شود ، اشک در دیده ها جاری شود ، شور و عشق در دل ها پدید آید و در این حادثه چیزی که می تواند چنین نقشی را بیافریند ، همین عزاداری و گریستن و گریاندن دیگران است ؛ در حالی که خندیدن و شادی کردن هیچ وقت نمی تواند این نقش را ایفا کند .

خندیدن هیچ وقت آدم را شهادت طلب نمی کند ، هیچ وقت انسان را به شلمچه نمی کشاند ، هیچ وقت نمی توانست سختی ها و مصیبت های هشت ساله جنگ را بر این مردم هم ار کند .

این قبیل مسائل عشق دیگری می خواهد که از سوز و اشک و شور پدید می آید . راه آن هم همین عزاداری هاست .

دیده شده در کتاب مشکات ، آذرخش دیگر در آسمان کربلا ، آیت الله محمد تق مصباح یزدی ،انتشارات موسسه آموزش و پرورش امام خمینی ، ص ۳۲.

1395/07/15 @ 17:36
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

خیر هرگز ترغیب به غمگینی به حالت منفی نیست، چرا که نشاط آور است و باعث تلطیف روح و رقت قلب می گردد. البته اگر نبود مصائبی که بر اهل بیت عصمت و طهارت رفته است، هیچ حجتی برای غم و گریه در دین نداشتیم همان طور که خداوند در قرآن منافقین را نفرین می کند که همواره در حال گریستن باشید.
بنابراین گریه بر امام حسین علیه السلام بروز بیرونی آن واقعه ی درونی است، که برای اشخاص اتفاق می افتد و آن بصیرت و آگاهی از جهلی است که حاکم بر جامعه و مردم زمان بوده است؛ غفلت و ناآگاهی که حقیقت بزرگی چون امام معصوم را به مقتل می برد.
چنین می شود که اشک بر حسین علیه السلام چون از سر بصیرت و فهم آن مصیبت عظمای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زمان اوست ، اجر فراوان می یابد تا برای همه ی نسل ها و همه ی اعصار محل عبرت و پند آموزی باشد.
پس هرگز مکتب حقه و کامل دین خاتم مروج غم و مشوق اندوه نبوده است بلکه حامی آن اشکی است که از سر درد و شناخت مسأله ناخود آگاه جاری می گردد و نشان دهنده ی مظلومیت و معصومیت جبهه ی حق و خباثت فراوان طرف باطل است.
(هاجر انجمنی، طلبه ی مرکز تخصصی تفسیر و علوم قرآنی نرجس خاتون سلام الله علیها)

1395/07/15 @ 16:30
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

پی‌نوشت‌های مطلب قبل:

[1] . تحف العقول، ص 358

[2] . شیخ مفید، امالى، ص 338

[3] . حاجی نوری، مستدرک الوسائل، ج 10ریا، ص 318

1395/07/15 @ 13:24
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

غم واندوه برای امام حسین حالت منفی در انسان ایجاد نمی کند . غم مطلقا نا پسند نیست.وافرادی غم را به طور مطلق ناپسند میدارند در اشتباه هستند.
اشتباه آنها اینجاست که بین انواع غم فرق نگذاشته‌اند. اگر آنها انواع و اقسام غم و اندوه را می‌شناختند چنین پرسشی برای آنها ایجاد نمی‌شد.

انواع غم

غم چهار نوع است:

1- غم مَرَضی: یکی از انواع غم که در اصل یک بیماری است و نیاز به درمان دارد، غم مرضی است. این غم هیچ ارزشی ندارد و باید به سرعت درمان شود. در این نوع غم ما شاهد آن هستیم که فرد به یک نوع مریضی روحی دچار شده است و مدام ناراحت و اندوهگین است. مثل غمگین بودن به سبب بیماری روانی حسادت که اگر این صفت ناشایست از بین برود، فرد دیگر غمگین نخواهد بود.

2- غم طبیعی و دنیوی: در این نوع غم، اندوه فرد به خاطر مسائل دنیایی و مادی است. مثلاً شخص دوست دارد از ثروتمندان باشد، ولی چون به مراد دل خود نرسیده است، ناراحت است. امام صادق (ع) نیز در این موضوع فرموده‌اند: «اَلرَّغْبَةُ فِی اَلدُّنْیَا تُورِثُ اَلْغَمَّ وَ اَلْحَزَنَ وَ اَلزُّهْدُ فِی اَلدُّنْیَا رَاحَةُ اَلْقَلْبِ وَ اَلْبَدَنِ[1] رغبت به دنیا، غم و اندوه به بار مى آورد و بى اعتنایى به دنیا، مایه آسایش تن و جان است.»

3- غم انسانی: وقتی انسان به دلیل خواهش‌های فطری خودش چیزی را باارزش و هدف به حساب بیاورد ولی امکان دستیابی به آن را نداشته باشد؛ غم انسانی رخ می‌دهد. مثلاً انسان دوست دارد در دنیا جاودانه باشد، ولی امکان آن وجود ندارد؛ پس فرد اندوهگین می‌شود.

4- غم عالی: آخرین نوع غم، غم عالی است. این غم است که واقعاً باارزش است و موجب سعادت می‌شود و پاداش دنیوی و اخروی نیز دارد. در این زمینه نیز امام صادق (ع) فرمودند: «نَفَسُ المَهمُوم لِظُلمِنا تَسبیحٌ وَ هَمُّهُ لَنا عِبادَة[2] نفس کسى که بخاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش براى ما، عبادت است.»

در کنار این احادیث، برخی روایات خاص نیز وجود دارد که بیانگر ارزش والای عزاداری برای اباعبدالله الحسین (ع) است. غم شهادت امام حسین (ع) از آنجا که از نوع غم عالی است، مقایسه آن با دیگر غم‌ها بسیار غلط و نابجا است. غمی که در اصل نشانی حک شده بر قلب‌های مؤمنان است.

از این رو پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةٌ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً[3] همانا برای شهادت حسین (سلام‌الله‌علیه) آتشى در دل مؤمنان قرار دارد که هرگز سرد نخواهد شد.»

1395/07/15 @ 13:23
نظر از: حيدري [عضو] 

http://saffat.kowsarblog.ir/?p=275982&more=1&c=1&tb=1&pb=1


الحاقیات:
  • شماره لینک#20631 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/07/15 @ 09:24
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

اين كه سفارش فراوان به اشك ريختن و عزاداري كردن نموده‌اند براي آن است كه اشك بر شهيد اشتياق به شهادت را به همراه دارد، خوي حماسه را در انسان زنده و طعم شهادت را در جان او گوارا مي‌گرداند.

چون اشكْ رنگ كسي را مي‌گيرد كه براي او ريخته مي‌شود و همين رنگ را به صاحب اشك نيز مي‌دهد. از اين‌رو انسان حسيني‌منش، نه ستم مي‌كند و نه ستم مي‌پذيرد.

حماسه و عرفان، ص312

1395/07/15 @ 07:52
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars

گریه، نشان دهنده ی حال و هوای دل می باشد گاهیاز غم است گاهی از شوق؛ خواه «حبّ الله» باشد و خواه «حبّ الدنیا». خواه از خوف الله باشد یا از خوف دنیا، خواه از شوق او باشد یا شوق دنیا پس حتما ترغیب به غمگینی و حالتی منفی نیست
پس، گریه از «محبّت» است که پس از «معرفت و شناخت» حاصل می‌گردد و هر دلی محبوبی دارد؛ تفاوت فقط در محبوب‌هاست. چنان چه خداوند متعال در خصوص بندگانش فرمود:
«وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ …»(البقره، 165)
ترجمه: و برخی از انسان‌ها به جای خدا همانندهایی بر می‌گزینند، آنها را دوست دارند مانند دوست داشتن خدا، [اما] کسانی که ایمان آورده‌اند، شدت (نقطه اوج و کمال) محبّت شان‌الله است.
اما گریه نیز مانند محبّت‌ها و بغض‌ها، حق و باطل دارد. گریه حق که از محبّت به حق نشأت می‌گیرد، آثاری دارد که از اهمّ آنها همان توجه عقلی و قلبی به حق و حقیقت است. این توجه و گریه، دل را صاف‌تر و بیدار می‌کند – آینه دل زنگ زده از رسوبات توجه و محبت به دنیا را صیقل می‌زند تا حقیقت نماتر گردد. صیقل دل [که جایگاه حبّ و بغض است]، فقط یاد و ذکر محبوب است که اگر شدت یابد «گریه» می‌آورد. لذا به هنگام تلاوت قرآن، اقامه نماز، دعا، زیارت و … نیز گریه دست می‌دهد.

همین شدت توجه و محبّت سبب حرکت در خط محبوب و به سوی او می‌گردد. محبّت انگیزه و موتور حرکت است و انسان در هر حال و حالتی به سوی «محبوب» می‌رود و نه به سوی «معقول». به سوی کسی یا چیزی که دوستش دارد می‌رود و نه به سوی کسی یا چیزی که می‌شناسدش. هر چند که شناخت شرط لازم محبت است.

از این رو به پیامبرش فرمود به مردم بگو هر کس مرا دوست دارد، از تو تبعیت کند، نه هر کس مرا می‌شناسد؛ و البته اجر و پاداش او نیز محبت الله است و نه بهشت و قصر و حورش:
«قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» (آل عمران، 31)
ترجمه: بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد و خداوند آمرزنده مهربان است.
اَنَا قَتیلُ العَبَرات – من کشته اشک‌ها هستم:
امام حسین (ع) در مورد شهادت جانگداز خود فرمودند «انا قتیل العبرة لا یذکرنی مؤمن الا استعبر» - یعنی: من کشته اشک‌ها هستم، مؤمنی (نه هر کسی) به یاد من نمی‌افتد، مگر آن که اشک بریزد. (امالی صدوق‌، ص200 - مناقب ابن شهر آشوب، ج3ص239 - بحار‌الانوار‌: ج98 ص295 - روضة‌الواعظین، فتال نیشابوری،ص170)
یعنی کشته شدم تا دل‌ها بیدار شوند، کشته شدم تا با توجه و یاد من، زنگارها از دل‌ها زدوده شود و قلب‌ها صیقل یابند – کشته شدم تا قلب‌ها آیینه حق‌نما گردند، کشته شدم تا محبّت به اوج رسد و سبب حرکت در این مسیر و قرب الهی گردد.

1395/07/15 @ 07:35
نظر از: یااباعبدالله الحسین (ع) [عضو] 
5 stars

در فرهنگ اسلامی و روایات معصومان علیه السلام، ترغیب فراوانی به گریه شده و برای آن، ثواب ها و پاداش های زیادی بیان شده است.(مجلسی، بحارالانوار، ج 44، ص 291)
1. هر گریه ای، نشان از غم و اندوه ندارد و گریه، اقسام متعددی دارد که باید بر اساس نوع آنها قضاوت شود.

2. هر گریه غم گسارانه ای، منفی و نابهنجار نیست.
گریه کردن غیر از غم نابهنجار و غمگین بودن بیمارگونه است که شما ازآن به حالتی منفی، تعبیر می کنید. تعریف و حدود معنای ماتم و حالات غمگین همراه با آن، در زبان علمی، چندان مشخص و صریح بیان نشده است و ماتم، غم، داغ دیدگی و عزاداری، هریک به جای دیگری به کار می روند و فاقد حوزة کاربردی متمایز هستند. با این توصیف، می توان هریک از حالات مذکور را این گونه تعریف کرد:

ماتم، نشان بالینی است که پاسخ های فیزیولوژیک، روان شناختی، رفتاری و… در برابر داغ دیدگی را مشخص می کند و ممکن است تظاهرات حاد و مزمنی پیدا کند.

داغ دیدگی، به علت فقدان ناشی از مرگ اطرافیان یا موضوع (خاص) دیگری است که نسبت به آن دل بستگی های عاطفی وجود دارد. «عزاداری» نیز جلوة اجتماعی رفتار و اعمال، پس از داغ دیدگی است و این معنا با مفهوم روان کاوانه عزاداری - که به عنوان روندی درون درمانی است - تفاوت دارد.

غم، وضعیت و حالتی عاطفی است که در نتیجة از دست دادن یک شی ء مهم، پیدا می شود. غمگینی می تواند واکنشی نسبت به یک رویداد رنج آور باشد و معادل افسردگی نیست؛ اما بی تردید، افسردگی، شامل حالت غمگینی می شود که بر فعالیت های شخص در زندگی کنش های ابتدایی او (مانند خواب و خوراک) اثر می گذارد.

حال آیا هر نوع غم و اندوهی - به تعبیر شما - منفی و به بیان دیگر، نابهنجار و مرض تلقی می شود؟

از دیدگاه علمی - به ویژه بر اساس رویکرد روان شناختی - هر نوع غمگینی و غمگین بودنی، مرض، بیماری و نابهنجاری، تلقی نمی شود. غمگینی، هنگامی مرض محسوب می شود که از لحاظ شدت و طول مدت، با در نظر گرفتن اهمیت این رویداد (رنج آور)، جنبة افراطی پیدا کند؛ به ویژه وقتی که بدون علت ظاهری آشکار شود. ماتم و غمگینی نابهنجار، هنگامی ایجاد می شود که شدت ماتم به اندازه ای باشد که فرد را تحت فشار قرار دهد؛ به طوری که به رفتارهای غیر تطابقی، پناه برد و یا این که شخص، مدتی طولانی، اسیر ماتم باشد؛ بدون این که با گذشت زمان، ماتم، پایان پذیرد و به بیان دیگر، اگر غمگین بودن و عزاداری، با علائم زیر همراه باشد، باید آن را یک غم بیمارگونه و بیماری تلقی کرد:

1. افول سلامتی.

2. کناره گیری اجتماعی.

3. احساس بی ارزشی.

4. احساس گناه.

5. قصد خودکشی.

6. بیش فعالی بدون هدف.

7. طولانی بودن نشانگان غم.

8. بروز و ظهور نشانگان به طور ناگهانی.

حال می توان قضاوت کرد که آیا غمگین بودن شیعیان در عزای سرور شهیدان، با علائم جسمی و روحی فوق، همراه است یا نه؟ تجربة شخصی شما چیست؟ آیا عزاداری برای امام حسین علیه السلام با از دست دادن سلامتی و افت سطح سلامت، انزواطلبی، گوشه گیری، احساس بی ارزشی و عدم کفایت، قصد خودکشی و احساس گناه، همراه است؟ شما با چه احساسی به عزاداری می پردازید و به هنگام عزاداری برای سالار آزادگان، چه احساسی دارید؟

از دیدگاه علمی، سوگواری برای سیدالشهدا علیه السلام، کاملاً از شرایط یک عزاداری و غمگینی طبیعی، برخوردار است و با رفتارهای اجتماعی مبتنی بر شناخت، انجام می شود. از این رو، بدون تکیه و اصرار بر قالب رفتاری خاص و بر اساس فرهنگ دینی و اجتماعی مردم، برگزار می شود و بر شناخت و آگاهی، استوار است و تنها یک رفتار نمادین و عزاداری بی روح و خشک نمی باشد. عزاداری مسلمانان بر اساس شناختی که عزاداران از حسین بن علی علیهما السلام و اهداف عالی آن حضرت و حرکت منتهی به شهادت او دارند، انجام می پذیرد. به همین دلیل در حین مرثیه سرایی، سوگواری روشن گرانه دارند؛ نه شیون بی هدف. بلکه آنان با عزاداری، به تمام زندگی خود، هدف می بخشند و حیات خود را حسینی می سازند و کسب نشاط می کنند و از مرگ ذلّت آفرین، فرار می کنند و به سوی زندگی با عزت و شرافت، گام برمی دارند.

بنابراین، اشک ریختن و عزاداری برای امام حسین علیه السلام، غمگینی و ماتم نابهنجار و بیمارگونه نیست؛ بلکه عین هنجارهای دینی و اجتماعی و مساوی با سلامت روح و روان است. اگر اشکی که ما برای امام حسین علیه السلام می ریزیم، در مسیر هماهنگی روح ما باشد، پرواز کوچکی است که روح ما با روح حسینی، همراه می کند.

از دیدگاه علمی و روان شناسی، شاید بتوان گفت که اگر این نوع واکنش های عاطفی از یک مسلمان بروز نکند، نشان بیماری و مرض باشد؛ همان گونه که فقدان علائم غمگینی وعدم ظهور رفتارهای عزاداری و ماتم سرایی، نشان بیماری تلقی شده است. شاید تصور شود که برخورداری از این روحیه، قابل ستایش است که افرادی – با وجود داغ دیدگی و رابطة نزدیک با چیزی یا فردی از دست رفته - هیچ یک از علائم ماتم و غمگینی را نشان نمی دهند و در یک نگاه سطحی، ممکن است روحیة این افراد، قابل تحسین به نظر آید؛ اما در حقیقت و در ژرفای این برخورد سطحی، آنان دچار استفاده بیش از حد از مکانیزم های دفاعی و انکار غم شده اند.

این مکانیزم شاید در کوتاه مدت، به شخص کمک کند؛ اما همین افکار و مقاومت، اگر بیش از دو هفته به طول انجامد، نقشی مخرب خواهد داشت و نه تنها فقدان رفتارهای عزادارانه، بلکه تأخیر در ظهور آنها، خود علامت بیماری است.

همان گونه که وجود هشت علامت یاد شده، به هنگام بروز ماتم و عزا، موجب می شود که آن عزا و ماتم را نابهنجار و نوعی بیماری تلقی کنیم، افرادی که فقدان نشانگان عزا یا منع از بروز نشانگان و یا تأخیر در بروز نشانگان عزاداری را نشان دهند نیز بیمار شمرده می شوند. بنابراین، از دیدگاه روان شناختی، هر که نشانگان عزا و ماتم را بروز ندهد، باید بیمار شمرده شود.

شاید بگویید که لازمة این سخن، آن است که هر شخصی که در عزای امام حسین علیه السلام سوگواری نکند، بیمار است و باید چنین فردی را بیمار نامید. نه، هرگز چنین نمی گوییم که هر شخصی که علائم سوگواری را در حق امام حسین علیه السلام بروز نمی دهد و برای آن حضرت گریه و زاری نمی کند و ماتم سرای وی نیست، از نظر روان شناسی علمی، بیمار شمرده می شود؛ بلکه شاید او به سیدالشهدا علیه السلام دل بستگی ندارد تا از فقدان و شهادت آن حضرت و مصایب وارده بر اهل بیت علیهم السلام، احساس غم نماید و چون وی به امام حسین علیه السلام دل بستگی ندارد و از آن حضرت، جداست، نمی تواند احساس رنج و غم کند و همان گونه که در تعریف غم و ماتم گذشت، باید بین آن شخص و یا شی ء از دست رفته و شخص مورد نظر، یک دل بستگی و تعلّق خاطر باشد؛ تا موجب بروز حالت غم و اندوه گردد و چنین شخصی اصلاً به امام حسین علیه السلام، دلبستگی ندارد، تا از شهادت آن حضرت و محرومیت از فیض وجودش، دردناک شود. اگر این شخص به اباعبدالله علیه السلام دل بستگی داشته باشد - حداقل مسلمان باشد - ولی با این وجود، فاقد نشانگان غم باشد و یا منعی از بروز نشانگان در وی وجود داشته باشد و یا در بروز نشانگان عزا و سوگواری، دچار تأخیر گردد، این شیوة رفتاری او، نابهنجار تلقی می شود.

اگر وجود این علائم سه گانه، به واسطه عدم دل بستگی به امام حسین علیه السلام باشد، از نظر روان شناسی، فرد، سالم و رفتارش، بهنجار شمرده می شود؛ ولی از نظر دینداری و تعلق به دین و اولیای دین، باید در خود تأمل کند! او چگونه مسلمانی است که ذره ای دل بستگی و تعلق خاطر به امام و مقتدای خود ندارد و از انبوه مصایب او، اندکی احساس رنج و اندوه نمی کند؟

این افراد در دایره وصف امام صادق علیه السلام نمی گنجند که می فرماید: «شیعیان ما، از سرشت ما خلق شده اند و به نور ولایت ما، آمیخته اند و به امامت ما، دل خوش دارند و ما نیز به پیروی و دوستی آنان، راضی هستیم. مصیبت های ما، به آنان سرایت می کند و رنج و گرفتاری ما، آنان را می گریاند و اندوه ما، آنان را اندوهگین می سازد و شادمانی ما، آنان را شادمان می کند. ما نیز از حال آنان، با خبر و با آنها هستیم و رنج و پریشانی آنان، ما را رنجیده خاطر می سازد و آنان از ما جدا نمی شوند و ما نیز از آنان جدا نمی شویم».(بحارالانوار، ج 51، ص 151)
پس غمگین بودن برای امام حسین علیه السلام، نشان سلامت است؛ نه بیماری و حالتی منفی و نابهنجار نیست و چه بسا غمگین نبودن و سوگواری نکردن برای یک فرد مسلمان، نشان بیماری و یا رفتاری نابهنجار تلقی شود و افزون بر این، سوگواری، نشانة سلامت و تأمین کنندة سلامت است؛ زیرا گریستن، برای شخص مصیبت زده و غم دیده، اثر شفا بخشی دارد.

گریستن، موجب رهایی از فشارهای هیجانی می شود؛ در حالی که فشارهای روحی و روانی ناشی از داغ دیدگی، موجب به هم خوردن تعادل شیمیایی بدن می شوند و گریستن، این تعادل شیمیایی را به او باز می گرداند. برخی معتقدند که گریستن، موجب خروج مواد سمی از بدن می شود و تعادل حیاتی را برقرار می کند.

نگاه ما به حادثة کربلا، تنها یک نگاه علمی، از دریچة یافته های روان شناسی نیست؛ تا برای این حادثة الهی، توجیه زمینی و بشری مستند به علم، ارائه کنیم و مثلاً برای گریستن و سوگواری برای امام حسین علیه السلام، توجیه روان شناختی داشته باشیم! نگاه صرفا بشری و تحلیل طبیعی و زمینی از یک حادثة الهی و آسمانی و ماورای فکر انسانی، بی تردید بی ثمر و ناصحیح است؛ بلکه مقصود آن است که بگوییم شکل سوگواری و غم گساری برای امام حسین علیه السلام، با نظریه های دقیق روان شناختی در مورد غم و ماتم و داغ دیدگی نیز کاملاً مطابقت دارد و موجب از بین رفتن تمام پیامدهای منفی غم و اندوه می شود.

از این رو، مشاهده می کنیم که تمام اشکال سوگواری و ماتم سرایی، در عزای سرور شهیدان، بر پایه های صحیح روان شناسی داغ دیدگی و مصیبت زدگی استوار است که در این جا به چند شکل صحیح علمی و مذهبی اشاره می کنیم:

1. اگر در سوگواری برای سرور آزادگان، به ذکر حادثة جانگداز کربلا می پردازیم و خاطرة کشته شدن امام شهیدان علیه السلام و اسارت خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام را مرور می کنیم، از این روست که مرور خاطرات، یکی از راه های کاهش آلام و تسکین درد جانکاه شهادت و اسارت اهل بیت علیهم السلام است. آن گونه که صحبت کردن دربارة شخص مورد علاقه و بیان ویژگی های خوب او در تسکین داغ دیدگی، بسیار مؤثر است.

البته زنده نگه داشتن حادثة کربلا در اندیشة دینی، تنها به این سبب نیست؛ بلکه دمیدن لحظه به لحظه فرهنگ حسینی در شریان های زندگی و ابلاغ دین و استمرار خط رسالت است. محفل سوگواری اباعبدالله علیه السلام، مکتب اوست و دراین مکتب، درس دین داری، آزادگی و جوانمردی، تعلیم داده می شود و تنها مرهم نهادن بر دل داغ دیدگان نیست. از این رو، هم «شعر» است و هم «شعور»؛ هم «احساس» است و هم «ادراک».

2. عزاداری و سوگواری برای امام حسین علیه السلام از دو منبع «سنت های الهی و آیین های مذهبی» و «آداب و رسوم بومی و ملی»، شکل می گیرد؛ یعنی هم دینی و الهی است و هم مطابق سیلقة مردم و ابتکارات مشروع قومی و محله ای است. این نوع ابزار سوگواری و عزاداری، خود راهی دیگر جهت تسکین دل ماتم زده و غم دیده است؛ آن گونه که برگزاری مراسم مذهبی و آیین دینی، خود راهی برای درمان داغ دیدگی و کاهش آلام داغ دیدگان معرفی می شود.

مرثیه سرایی واعظان و روضه خوانی به سبکی که ائمه علیهم السلام آن را تعلیم داده اند و اکنون مرسوم است، از بهترین و دقیق ترین آیین های مذهبی و دینی در عزاداری و سوگواری شمرده می شود. این آیین از تمام رفتارهای بی هدف و کنش های افراطی شیون گونه، به دور است و خود یکی از راه های التیام بر دل های شکسته از غم امام حسین علیه السلام می باشد.

3. در محفل سوگواران اباعبدالله حسین علیه السلام نشستن و احساس اندوه و غم نمودن و دل محزون را در فضای غم آلود وارد کردن، خود راه دیگری برای کاهش درد داغ دیدگی است. شخصی که غم دیده است، از حضور در محفل اهل غم، احساس آرامش می کند؛ اما حضور در جمع انسان های شاد و یا افرادی که با احساسات وی بیگانه و نسبت به غم او بی تفاوتند، نه تنها به او آرامش نمی بخشد، بلکه غم او را افزایش می دهد. از این رو، باید احساس غم و اندوه کند و دل غم دیده را از راه های احساسی، با غم درونی، همسو کند؛ تا آرامش یابد.

آن که از غم سالار شهیدان، دل پر التهاب دارد و اسیر مصایب شهیدان و اسیران اهل بیت علیهم السلام است، حتی با تباکی و خود را به گریه زدن، بهتر می تواند خود را آرام سازد؛ مگر این که دلش از این شور و شیون حسینی، تهی باشد که خود مسئلة دیگری است و باید برای آن دل، راهی جست وجو کرد (چون آن دل، از بی دردی، بیمار است).

بنابراین، نه تنها عزاداری و سوگواری برای امام حسین علیه السلام، حالتی منفی نیست، بلکه بی غم بودن، بیماری است و راه تسکین دل اسیر غم امام حسین علیه السلام، شرکت در محافل عزاداری و ماتم سرایی و انجام دادن آیین دینی سوگواری و یا حداقل تباکی کردن و خود را به گریه زدن است. علاوه بر این، عزاداری برای آن حضرت، موجب ثواب اخروی و دارای فواید دنیوی - مانند نشاط و حرکت پر انرژی در مسیر نهضت حسینی و زنده نمودن روحیة ایثارگری، شهادت طلبی، شهامت، حق طلبی و حقیقت جویی - می باشد.

4. گروه درمانی و شرکت در مجالس و محافل، یکی از راه های کاهش فشارهای ناشی از داغ دیدگی و غم است. عوامل مؤثر در کاهش درد و فشار روانی ناشی از داغ دیدگی و …- که در پرتو گروه، مؤثر واقع می شوند - عبارتند از: ایجاد امید، انتقال اطلاعات، عمومیت دادن به مشکل (هر گاه مشکل عمومیت یابد، تحمل آن سهل تر می گردد)، بروز رفتارهای تقلیدی، یادگیری هم نشینانه، تخلیة روانی، نوع دوستی و … . این عوامل در تأثیر و عمل، جدا از هم نیستند و در مجموع، دست به دست هم داده، کاهش فشار و غم را در پی دارند.

حال در مجلس عزای حسینی - که گروهی از شیعیان ماتم زدة اهل بیت علیهم السلام شرکت می کنند - تمام عوامل یاد شده، در یک مشارکت گروهی، به خدمت گرفته می شوند تا فراق و رنج ناشی از دل بستگی به امام حسین علیه السلام را بیان کنند و شخص مؤمن مبتلا به اندوه اهل بیت علیهم السلام را آرام سازند.
انسان و مرگ، نشر مرکز، 1372 ، غلامحسین معتمدی
روان درمانی داغدیدگی، انتشارات نقش هستی، 1374 ، زهره خسروی
حماسه حسینی، انتشارات صدرا، 1367 ، مرتضی مطهری
هیجان ها، انتشارات آستان قدس رضوی، 1371 ، محمود رمضان زاده
روان شناسی مرضی، انتشارات سمت، 1376 ، دادستان پریرخ

1395/07/14 @ 15:10
نظر از: یااباعبدالله الحسین (ع) [عضو] 
5 stars

عزاداری برای امام حسین علیه السلام فایده هم دارد
بله :
اوّل: آمرزش گناهان
اوّلین نتیجه عزاداری‌، آمرزش گناهان است. طبق روایات، اگر کسی وارد جلسه عزای امام حسین «سلام‌الله‌علیه» شود و عزاداری کند، گناهان او آمرزیده می‌شود.[1] چنانکه از پیامبر«صلّی‌‌‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و ائمّه طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» روایاتی در اهمیّت عزاداری و اینکه گریه بر مصائب اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» بهشت را واجب می‌گرداند، وارد شده است. بحمدالله همیشه جلسات عزاداری رونق داشته و سزاوار نیست کسی خود را از فیض آن و نتایج مفید آن محروم سازد.

دوّم: ثواب فراوان
در روایات معصومین«سلام‌الله‌علیهم» برای عزاداری‌ و زیارت امام حسین«سلام‌الله‌علیه»، ثواب حج و عمره بیان شده است.[2]
حتّی در روایات آمده است که افضل از همه اعمال است.[3] همچنین در روایات فرموده‌اند ثواب عزاداری‌ و زیارت ابی عبدالله الحسین«سلام‌الله‌علیه» مانند آن است که خدای سبحان را در عرش زیارت کند.[4]
البته خداوند متعال مجسّم نیست که روی عرش و کرسی بنشیند. پس معنای عرش خدا، استیلای خداوند بر عالم وجود است و این روایت از باب کنایه و تأکید بیان شده است. بر این اساس، ثواب زیارت امام حسین«سلام‌الله‌علیه»، از دور یا نزدیک، مانند آن است که اگر پروردگار متعال عرشی داشت و شما می‌توانستید خدا را زیارت کنید، از چنان ثوابی بهره‌مند می‌شدید.

تحلیل آمرزش گناهان و اعطای ثواب در عزاداری
عزاداری و گریه برای امام حسین«سلام‌الله‌علیه» یکی از اسباب آمرزش گناهان است و ثواب‌ها و پاداش‌های شگفت‌آوری نیز برای آن وضع شده است. تحلیل این مطلب آن است که عزادار امام حسین«سلام‌الله‌علیه» باید با آن حضرت رابطه عاطفی برقرار کند؛ به این معنا که به اندازه عشق و محبّتی که به ایشان و شعائر حسینی دارد، از گناهانش افسرده و ناراحت بوده، به پیروی از اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» علاقه داشته باشد. پس، به تعبیر دیگر، معنای روایت چنین می‌شود که: اگر کسی برای عزاداری امام حسین«سلام‌الله‌علیه» وارد جلسه عزا شد و توبه کرد و از گناهان خود پشیمان شد، گناه او هرچه بزرگ و فراوان باشد، آمرزیده می‌شود.
بنابراین برقراری رابطه عاطفی و رابطه عملی با امام حسین«سلام‌الله‌علیه»، نوعی توبه به شمار می رود و طبق تصریح قرآن کریم، گناه هرچه بزرگ و فراوان باشد، با توبه، ‌آمرزیده می‌شود:
«قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ»[5]
سوّم: دستیابی به حسن عاقبت
فایده سوم عزاداری، عاقبت به خیری است. به عبارت دیگر، دست عنایت امام حسین«سلام‌الله‌علیه» روی سر عزاداران قرار می‌گیرد و به این واسطه، از عاقبت سوء و سرنوشت بد، مصون و در امان خواهند ماند. حسن عاقبت سه معنا دارد: اوّل اینکه ذلت بعد از عزت پیدا نمی‌کند. دوّم اینکه تا آخر عمر، حالت انحراف برای او پدید نمی‌آید و سوّم اینکه هنگام مرگ، اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» را می‌بیند، آن بزرگواران به فریاد او می‌رسند و او نزد ایشان سربلند است. جلسات عزاداری، هر سه معنای حسن عاقبت‌ را برای عزاداران پدیدار می‌سازد. به تجربه هم اثبات شده افرادی که با مسجد، روحانیّت و جلسات عزاداری رابطه دارند، عاقبت به خیر می‌شوند.
حسن عاقبت، از دنیا و آنچه در دنیاست، ارزش‌مندتر است. اینکه انسان بعد از عمری عزّت، ذلیل شود، یا پس از عمری دین‌داری، با یک شبهه، دچار انحراف گردد و به تشیّع شک کند، یا هنگام مرگ، معصومین«سلام‌الله‌علیهم» به بالین او نیایند، خسارت بزرگی است و عزاداری‌، رافع این خسارات است.

چهارم: ابقای اسلام و احیای تشیّع
فایده چهارم عزاداری، که از فواید قبلی بالاتر و ارزشمند‌تر است، این است که عزاداری، عامل بقای اسلام و احیای تشیّع است. امام حسین«سلام‌الله‌علیه» برای احیای اسلام و تشیّع به کربلا آمدند. در آن زمان، اسلام در خطر و تشیع در حال نابودی بود و شیعیان نمی‌توانستند ابراز عقیده کنند، امّا شهادت امام حسین«سلام‌الله‌علیه» ورق را برگرداند؛ اسلام باقی ماند و تشیّع زنده شد. در واقع، زحمات رسالت پیامبر اکرم«صلّی‌‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» در تبلیغ اسلام و معرفی تشیّع که پس از جریان نامبارک سقیفه بنی ساعده، در حال از بین رفتن بود، زنده شد. در آن دوران، حتّی امیرالمۆمنین«سلام‌الله‌علیه» چه قبل از خلافت و چه بعد از آن، به شدّت در تنگنا بودند.
پس از ایشان نیز امام مجتبی«سلام‌الله‌علیه» تنها بودند و بدین سبب محبور به صلح با معاویه شدند. امام حسین«سلام‌الله‌علیه» تا زمان مرگ معاویه، به صلح برادر خویش پای‌بند بودند. امّا پس از آن و با روی کار آمدن یزید که عهدشکنی آشکاری بود، اقدام به قیام کردند، زیرا می‌دانستند با وجود یزید، باید فاتحه اسلام را خواند، لذا فرمودند: اگر کسی مثل یزید حاکم باشد، اسلام نابود می‌شود: «عَلَى الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ یَزِید»[6]
لذا قیام کردند و طبق گواهی تاریخ، پس از شهادت ایشان، طولی نکشید که ریشه بنی‌امیّه خشکید و اسلام عزیز باقی ماند.
در واقع، حرکت حسینی، ابتدا با اسارت خاندان رسول خدا «صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله‌ و سلّم» و سپس با عزاداری شیعیان، جاودان و سراسری ‌شد و همیشه باقی خواهد ماند. از این رو می‌توان گفت: شهادت، اسارت و عزاداری در یک راستا هستند.
به عبارت دیگر، استمرار عزاداری، تا روز قیامت، سبب و عامل بقای اسلام و احیای تشیّع است. بنابراین اگر ثواب آن از حج و عمره بالاتر باشد، تعجّب ندارد.
تأکید مکرّر تعالیم دینی بر عزاداری نیز به خاطر نقش مۆثر آن بر بقای تشیّع است. در روایات می‌خوانیم کسانی که به عزاداری اهمیت می‌دهند، مانند اصحاب اباعبدالله در روز عاشورا هستند. امام حسین «سلام‌الله‌علیه» به اصحاب خود فرمودند: مثل شما نیامده و نخواهد آمد. حال اگر کسی در این مجالس شرکت کند، مثل اصحاب امام حسین«سلام‌الله‌علیه» می‌شود. مثلاً عزاداران می‌توانند با شرکت در عزاداری، حالت توبه و انابه پیدا کنند و مثل حرّ، فایده اوّل، یعنی آمرزش گناهان را ‌ببرند.

پنجم: استجابت دعا
از دیگر فوائد عزاداری، استحابت دعا است. بحث دعا و استجابت آن در جلسات عزاداری مفصّل است و ان‌شاء‌الله در آینده به آن خواهیم پرداخت و در این جلسه، صرفاً به بیان یک نمونه از موارد متعدّد استجابت دعا در مجالس عزاداری بسنده می‌کنیم: مرحوم آیت الله دستغیب «ره» نقل می‌کنند: در شیراز حصبه آمده بود و بسیاری از افراد مبتلا شده بودند. در آن زمان، حصبه دارویی نداشت و همه دم مرگ رفته بودند. آقای دستغیب از قول یکی از افرادی که خانواده او دچار حصبه شده بودند، نقل می‌کنند که گفته بود: روزی همسایه ما جلسه روضه داشت. من به آن جلسه رفتم و برای امام حسین«سلام‌الله‌علیه» گریه کردم و از حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» شفای زن و بچه‌ام را خواستم. وقتی به خانه آمدم، دیدم که زن و بچه‌ام نشسته و غذا می‌خورند و سالم هستند. تعجب کردم. دخترم گفت: پدر جان، حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» در این اتاق آمدند و سیاه‌پوش بودند. وقتی نشستند، به امام حسین«سلام‌الله‌علیه» گفتند: روی سر اینها دست بکش تا خوب شوند. امام حسین«سلام‌الله‌علیه» روی سر ما دست کشیدند و همه خوب شدیم، اما روی سر مادر دست نکشیدند. حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» فرمودند: چرا روی سر مادرشان دست نکشیدی؟ امام حسین«سلام‌الله‌علیه» فرمودند: مادر جان! او نماز نمی‌خواند. فرمودند: شوهرش شفای آنها را از من خواسته است، پس روی سر او هم دست بکش. پس آن حضرت روی سر مادرم دست کشیدند و او هم خوب شد.
این وقایع به تجربه اثبات شده و حاکی از عنایت خاص معصومین«سلام‌الله‌علیهم» به عزاداران است.
همچنین در عزاداری‌ها، دعا برای سلامتی حضرت ولیّ عصر«ارواحنافداه» و تعجیل در ظهور آن حضرت فراموش نشود تا انشاء الله مورد نظر لطف آن حضرت قرار گیرید.
پیامبر«صلّی‌‌‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و ائمّه طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» روایاتی در اهمیّت عزاداری و اینکه گریه بر مصائب اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» بهشت را واجب می‌گرداند، وارد شده است. بحمدالله همیشه جلسات عزاداری رونق داشته و سزاوار نیست کسی خود را از فیض آن و نتایج مفید آن محروم سازد
1. ر.ک: تفسیر القمی، ج 2، ص 292؛ بحار الانوار، ج 45، ص 257
2. كامل الزیارات، ص 156
3. كامل الزیارات، ص 146
4. كامل الزیارات، ص 147
5. زمر / 53
6. اللهوف، ص 24

1395/07/14 @ 14:57
نظر از: یااباعبدالله الحسین (ع) [عضو] 
5 stars

تمامی جوابهایی که داده میشود مستند هستند و برداشت نویسنده از متن های مختلفی است که خوانده است .

1395/07/14 @ 14:51
نظر از: یااباعبدالله الحسین (ع) [عضو] 
5 stars

عزاداری و گریه انواع مختلف :
گریستن
تباکی و اظهار تأسف
ضجه و ناله زدن
شیون شدید (صرخه)
مهموم و مغموم بودن
سینه زدن
لباس سیاه پوشیدن
گریبان‌چاک زدن
سر و پا برهنه کردن
خاک بر سر ریختن
لطمه زدن
گِل مالی
مرثیه‌خوانی و نوحه‌سرایی

1395/07/14 @ 14:50
نظر از: یااباعبدالله الحسین (ع) [عضو] 
5 stars

غمگینی و عزاداری و گریه مترادفند؟
شما هم این سؤال و شبهه را بارها شنیده باشید که اسلام و مسلمانان بیشتر طرفدار گریه و عزا و سیاهی و سوگواری اند تا شادی و خنده! کم نیستند افرادی که می گویند و گمان می کنند که عبوس بودن ما جدّی برخورد کردن، ترک خنده و شوخی و شادی، خشک و انعطاف ناپذیر نبودن را از مشخصه های افراد به اصطلاح متدین می باشد. نوجوانی می گفت: مساجد همیشه جای عزا و سوگواری بوده و هست. همه چیز در مساجد که محل اجتماع نمازگزاران است سیاه است. در و دیوار و پرچم و چای و خرما و لباس نمازگزاران.
1. برخی از مدعیان مقدمه مذکور به این آیه شریفه اشاره می کنند که: «فلیضحکوا قلیل و لیبکوا کثیراً جزاءً بما کانوا یکسبون»(سوره توبه/81 و 82)؛ پس برای آنچه کسب می کردند باید کم بخندند و بسیار گریه کنند.
پاسخ مختصره: آیات یاد شده، محک رویکرد کلی برای همه مسلمانان نیست. این آیات درباره کسانی است که فراخوان رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) را برای اعزام به جبهه های جنگ و جهاد علیه دشمنان اسلام و مسلمین لبیک نگفته و به بهانه های مختلف از همراهی رسول خدا طفره رفته و به زندگی روزمره و حقیر خود ادامه دادند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خطاب به آنان فرمود: از این پس شما بیشتر می گریید و کمتر می خندید.
2. نکته اساسی این است که شادی و خنده از جمله نیازهای مهم روانی و حیاتی انسان بوده آثار و برکات بسیار مهمی را در ذهن و زندگی انسان داشته و دارد، که اشاره ای فهرست وار به آنها خالی از لطف نخواهد بود.
هنگام خنده 15 ماهیچه صورت به حرکت در می آیند.
قدرت دفاعی بدن افزایش می یابد.
ضربان قلب بیشتر می شود. اکسیژن گیری مغز افزایش می یابد لذا احساس آرامش بیشتری حاصل می شود.
نوعی ورزش به شمار می آید. 1 دقیقه خنده برابر 40 مرتبه نفس کشیدن و معادل 45 دقیقه ورزش است.
در کنترل فشار خون نقش دارد. خطر بیماری قلبی را کاهش می دهد. اشتها را زیاد می کند. هضم غذا را افزایش می دهد.
ریه ها پر از هوا شده و جرم گیری می شوند. کبد مواد زاید را بیرون می ریزد. پوست شاداب می شود.
قدرت یادگیری را افزایش می دهد.
خنده ترشح هورمونی به نام آندروفین را زیادتر می کند و این ماده کُشنده دردهاست. آندروفین مشابه مرفین است که در بدن ساخته می شود. مقدار این ماده در خون هنگام ورزش یا فعالیت های نشاط آور بالا می رود. خنده موجب تقویت روابط اجتماعی و اعتماد به نفس می شود.
فراموش نکنیم که همه جمعه ها عید مسلمین، همه روزهای ولادت معصومین علیه السلام، همه لحظات و حالات ملکوتی در زمان نماز و افطار و همه روزهایی که در آن گناه صورت نگیرد عید است و عید با شادی و خنده و شادابی همراه است
درگیری را کمتر، صمیمیت و نفوذ در دیگران را بیشتر می کند.
با توجه به آثار جسمی، روحی، روانی و اجتماعی موثر و مفیدی که خنده و شادی دارد، و با تأکید بر این مهم که اسلام با هر آنچه در مسیر رشد و بالندگی انسان مفید باشد را مورد تأیید و تصویب و تشویق قرار می دهد. این نتیجه مهم حاصل می شود که اسلام و آموزه های معصومین علیهم السلام، نه تنها با خنده و شادی مخالف نیست بلکه آن را به عنوان یکی از ضروریات حیاتی زندگی بشر مورد تایید قرار داده اند.
3. چه کسی می تواند درباره اسلام بگوید، اسلام دین غم و اندوه و گریه و زاری و بی نشاطی است. درست به عکس است. اسلام دین نشاط است. عبارت مذکور از شهید مظلوم دکتر بهشتی نقل شده، تا ضرورت چندانی به توضیحات نگارنده نباشد.
4. فراموش نکنیم که همه جمعه ها عید مسلمین، همه روزهای ولادت معصومین علیهم السلام، همه لحظات و حالات ملکوتی در زمان نماز و افطار و همه روزهایی که در آن گناه صورت نگیرد عید است و عید با شادی و خنده و شادابی همراه است. اینکه می گوییم رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله همواره تبسم بر لبان مبارکشان نقش می بست و اینکه در قرآن می خوانیم افراد پرهیزگار و صالح نه می ترسند و نه غمگین و اندوهگین می شوند (اعراف/35)، اسناد معتبری است بر مدعای فوق.
5. این نکته مهم و کلیدی نباید مورد غفلت واقع شود که: خنده و شادی با توجه و عنایت به مکان و زمان، مدیریت می شود. بدیهی است به هنگام حزن و اندوه برادران دینی خنده و شادی، نوعی حماقت و نادانی است. خنده نباید موجب تحقیر و تمسخر دیگران و یا محصول گناه و لهو و لعب باشد.
6. خنده و شادی زمانی پایدار و خداپسندانه است که پیامد زخارف و مظاهر دنیا و دنیاپرستی نباشد. مبنای خنده و شادی اگر ماندنی باشند، خنده نیز پایدار و ماندگار و توأم با اعتدال، وگرنه زودگذر و ناپایدار و خروج از اعتدال خواهد بود.

1395/07/14 @ 14:47
نظر از: پشتیبانی کوثر بلاگ [عضو] 

با سلام و احترام
کاربران محترم برای پاسخ به این سوال باید سوال را حداقل در ذهن خود به موارد ذیل تجزیه کنند و پاسخ دهند تا به پاسخ مناسب برسند
آیا اسلام چنین ترغیبی دارد یا خیر؟ اگر دارد کجا؟ - آیه ، روایت و …
آیا غمگینی و عزاداری و گریه مترادفند؟ آیا عزاداری و گریه انواع مختلف دارد یا نه؟ نشانه های غمگینی ناهنجار چیست؟ عزاداری برای امام حسین علیه السلام فایده هم دارد؟ آیا این جلسات یک بعدی است؟ و …

1395/07/12 @ 19:25


فرم در حال بارگذاری ...

11
مهر

تجمع مجازی زینبیون

از واقعه عظیم عاشورا بسیار سخن به میان آمده است. از بالندگی عشق در محضر ربوبی، از عبودیت و بندگی در سایه لطف حضرت حق. از سپر شدن جان هایِ عاشقِ حسین(علیه السلام). اما…

 از زینب چه شنیده ایم…؟ غصه و غم…؟ ماتم و اندوه…؟ گریه و شیون…؟ چه مظلوم است پیغام رسانِ کربلا و چه غریب است تنها یادگار حسین؛ آن شیرزن کربلا، چه غریب است صدای رسایِ خفته در گلو و چه جانکاه است صبوریِ قلب نازنینش.

براستی اگر او را این گونه شناخته ایم؛ پس ولیه الله العظمی کیست؟ عقیله بنی هاشم کیست؟ عالمه غیر معلّمه کیست؟ فهِّمه غیر مفهِّمه کیست؟ هزاران افسوس بانویم؛ که تو را نفهمیدیم… و ندای «مَارَأَیتُ إِلَّا جَمِیلَا» تو را نشنیدیم… .

روابط عمومی مدیریت حوزه علمیه خواهران استان گلستان با همکاری مرکز فناوری اطلاعات:

اولین «تجمع مجازی زینبیون» ویژه وبلاگ نویسان کوثر بلاگ با هدف شناساندن چهره حقیقی الگوی زن مسلمان و مقام بی بدیل شیرزن کربلا در حمایت از مدافعین حرم و محافظین حریم کبریائی ایشان

 

...

  • شیوه مشارکت:

کاربران علاقمند مطالب خود را حول محورها و موضوعات معرفی شده در وبلاگ خود ثبت نموده و لینک هر مطلب را جهت مشاهده و بررسی، در قسمت نظرات اعلام فرمائید.

  • زمان مشارکت:

اول محرم إلی پایان صفر – سال 1395

  • اعلام نتایج:

27 آذر {همزمان با ولادت رسول بیداری حضرت محمد مصطفی(صل الله علیه و آله وسلم) و امام جعفر صادق(علیه السلام)}

  • امتیازات و جوائز:

- به 3 نفر از برگزیدگان کارت هدیه 40000 تومانی از طرف مدیریت استان گلستان اهدا می شود.

- به 2 نفر از مربیان و نمایندگان وبلاگی در استان گلستان، که بهترین و بیشترین وبلاگ ها را راه اندازی کرده و آموزش داده و در این طرح فعال نمایند، جوایزی اهدا خواهد شد.

- به 5 نفر از وبلاگ نویسان برگزیده استان گلستان نیز جوایز نقدی اهدا خواهد شد.

  • محورهای مسابقه:
  1. معرفی منابع (کتاب، پایان نامه و مقاله)
  2. بیان مقتل (موثق و معتبر)
  3. سخنرانی ها (متن مکتوب و جملات کلیدی از سخنرانی های مراجع و علماء بنام)
  4. ادبی (شعر، دلنوشته، قطعه ادبی، داستان های اخلاقی- تربیتی برگرفته از سیره حضرت زینب(سلام الله علیها)
  5. عکاسی (تولیدی با موضوع عفاف و حجاب و حضور اجتماعی زنان)
  6. برداشت آزاد (از منابع دست اول و کتب معتبر)
  • موضوعات پیشنهادی (در راستای محورها):
  1. ولایت، بصیرت، صبر زینب سلام الله علیها
  2. خردورزی در سیره حضرت زینب سلام الله علیها
  3. بصیرت مهم ترین راه مدیریت بحران ها
  4. جایگاه امامت و ولایت در اندیشه و عمل حضرت زینب سلام الله علیها
  5. مقاومت و پایداری در سیره حضرت زینب سلام الله علیها
  6. زن، اجتماع، حریم زینب سلام الله علیها
  7. عزت مداری در واقعه عاشورا و تبلور آن در سیره حضرت زینب سلام الله علیها
  8. عفاف و حجاب در سیره حضرت زینب سلام الله علیها
  9. حریم زینبی سلام الله علیها و نحوه تعامل با نامحرم
  10. جوانی، تربیت، حب زینب سلام الله علیها
  11. سبک زندگی علمی و عملی حضرت زینب سلام الله علیها
  12. تربیت اسلامی با تأکید بر سیره حضرت زینب سلام الله علیها
  13. جوانی و رعایت اخلاق در خانه حضرت زینب سلام الله علیها
  14. تجزیه و تحلیل خطبه های حضرت زینب سلام الله علیها در کوفه و شام
  15. بررسی استنادات قرآنی حضرت زینب سلام الله علیها در خطبه های کوفه و شام و..
  16. سیمای روایی حضرت زینب سلام الله علیها
  17. شیوه های تبلیغی حضرت زینب سلام الله علیها
  18. اصول و راه کارهای احیاگری در شیوه حضرت زینب سلام الله علیها
  • نکات:

- تمامی وبلاگ نویسان کوثربلاگ می توانند در این فراخوان شرکت کنند.

- مطالب ارزشمند و گزینش شده، در وبلاگ تخصصی «محافظین حریم زینبی(سلام الله علیها)» همراه با لینک و نام وبلاگ نویسنده ثبت خواهد شد.

- مطالب بهتر است تولیدی باشند یعنی کپی شده از سایت ها و منابع اینترنتی نباشند.

- برای مطالب تولیدی، یا خودتان اقدام به نوشتن کنید یا از منابع و مطالب غیراینترنتی استفاده کنید.

- تحت هر شرایط (مطالب تولیدی و غیرتولیدی)، حتماً کلیدواژه های مناسب تعریف کنید.

- تعریف کردن کلیدواژه ها در کادر مربوطه (هنگام ثبت مطلب) در بالارفتن بازدید مطالب شما بسیار موثر است.


free b2evolution skin
آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(101)
4 ستاره:
 
(8)
3 ستاره:
 
(23)
2 ستاره:
 
(24)
1 ستاره:
 
(4)
160 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
4.1 stars
(4.1)
نظر از:  
1395/09/10 @ 18:55
نظر از:  
5 stars
1395/09/10 @ 18:44
نظر از: كوثر [عضو] 
5 stars
1395/09/10 @ 15:54
نظر از:  
زهرا آرمان
1395/09/09 @ 11:39
نظر از:  
فاطمه یاقوتی اشتلق
1395/09/09 @ 11:08
نظر از:  
1395/09/09 @ 10:46
نظر از:  
مريم فندرسكي
1395/09/09 @ 10:39
نظر از:  
زهرا حق پناه سياسر
1395/09/09 @ 10:22
نظر از: شهیده...ان شاءالله [عضو] 
1395/09/08 @ 21:28
نظر از: شهیده...ان شاءالله [عضو] 
1395/09/08 @ 21:26
نظر از: شهیده...ان شاءالله [عضو] 
1395/09/08 @ 21:24
نظر از: شهیده...ان شاءالله [عضو] 
1395/09/07 @ 22:40
نظر از: شهیده...ان شاءالله [عضو] 
1395/09/07 @ 21:33
نظر از:  
زهرا نقابي
1395/09/07 @ 13:25
نظر از:  
1395/09/07 @ 11:23
نظر از:  
5 stars
1395/09/07 @ 11:09
نظر از:  
فاطمه ناظوری
1395/09/07 @ 11:05
نظر از:  
انسيه باستاني كتولي
1395/09/07 @ 10:44
نظر از:  
زهرا جهش
1395/09/07 @ 10:27
نظر از:  
فاطمه مهاجروطن
1395/09/07 @ 10:15
نظر از:  
1395/09/06 @ 12:33
نظر از:  
1395/09/06 @ 12:18
نظر از:  
1395/09/06 @ 12:17
نظر از: گل افشان [عضو] 
1395/09/06 @ 11:21
نظر از: گل افشان [عضو] 
1395/09/06 @ 11:20
نظر از: ترنج [عضو] 
5 stars
1395/09/05 @ 16:31
نظر از:  
1395/09/03 @ 13:15
نظر از:  
1395/09/03 @ 13:14
نظر از:  
1395/09/02 @ 13:37
نظر از:  
1395/09/02 @ 13:31
نظر از:  
1395/09/02 @ 13:31
نظر از:  
1395/09/02 @ 13:30
نظر از:  
1395/09/02 @ 13:29
نظر از:  
1395/09/02 @ 13:16
نظر از:  
1395/09/02 @ 13:09
نظر از: كوثر [عضو] 
5 stars
1395/09/01 @ 21:33
نظر از: کشیری [عضو] 
2 stars
1395/09/01 @ 20:42
نظر از: قانعی زارع [عضو] 
3 stars
1395/09/01 @ 20:09
نظر از: افسر جوان...نوری [عضو] 
5 stars
1395/08/30 @ 20:51
نظر از: كوثر [عضو] 
5 stars
1395/08/30 @ 20:24
نظر از: حسینی واعظ [عضو] 
1395/08/29 @ 20:31
نظر از: ترنم گل [عضو] 

قصیده بلند مودت
http://taranomegol.kowsarblog.ir/?p=295118&more=1&c=1&tb=1&pb=1


الحاقیات:
  • شماره لینک#22191 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/08/27 @ 11:00
نظر از:  
زهرا رجني
1395/08/24 @ 12:44
نظر از: کوثرشیخی [عضو] 
5 stars
1395/08/24 @ 12:34
نظر از:  
1395/08/24 @ 10:27
نظر از:  
1395/08/24 @ 10:27
نظر از:  
1395/08/24 @ 10:20
نظر از: ترنم گل [عضو] 

http://taranomegol.kowsarblog.ir/?p=293382&more=1&c=1&tb=1&pb=1
مروارید غلطان 13


الحاقیات:
  • شماره لینک#21995 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/08/24 @ 09:44
نظر از: ترنم گل [عضو] 

http://taranomegol.kowsarblog.ir/?p=292839&more=1&c=1&tb=1&pb=1

مروارید غلطان 12


الحاقیات:
  • شماره لینک#21956 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/08/23 @ 12:44
نظر از:  
1395/08/23 @ 12:33
نظر از: عاشق کربلا [عضو] 
5 stars
1395/08/22 @ 23:09
نظر از: بهار [عضو] 
1395/08/22 @ 14:50
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars
1395/08/20 @ 14:54
نظر از: ترنم گل [عضو] 

http://taranomegol.kowsarblog.ir/?p=291741&more=1&c=1&tb=1&pb=1

مروارید غلطان 11

ناله ای خیزد بگو یا فاطمه (س)


الحاقیات:
  • شماره لینک#21779 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/08/20 @ 10:04
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars
1395/08/19 @ 16:29
نظر از:  
5 stars
1395/08/19 @ 16:26
نظر از:  
1395/08/19 @ 12:28
نظر از:  
اعظم اعرابي
5 stars
1395/08/18 @ 18:07
نظر از:  
حنانه ميردلير
5 stars
1395/08/18 @ 18:02
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars
1395/08/18 @ 17:50
نظر از:  
معصومه جهانتيغ
5 stars
1395/08/18 @ 17:36
نظر از:  
معصومه جهانتيغ
5 stars
1395/08/18 @ 17:34
نظر از:  
1395/08/18 @ 13:31
نظر از: منتظر المهدی [عضو] 
1395/08/18 @ 12:06
نظر از:  
سیده فاطمه سادات
2 stars
1395/08/18 @ 09:42
نظر از: ترنم گل [عضو] 

http://taranomegol.kowsarblog.ir/?p=290746&more=1&c=1&tb=1&pb=1

مروارید غلطان 10


الحاقیات:
  • شماره لینک#21691 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/08/18 @ 08:39
نظر از:  
مريم قانعي زارع
1395/08/17 @ 20:39
نظر از:  
اشرف قانعي زارع
2 stars
1395/08/17 @ 20:19
نظر از: کشیری [عضو] 
1395/08/17 @ 19:59
نظر از: کشیری [عضو] 
1395/08/17 @ 19:48
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars
1395/08/17 @ 15:05
نظر از: the best mind [عضو] 
5 stars
1395/08/17 @ 13:54
نظر از:  
1395/08/17 @ 13:22
نظر از: قانعی زارع [عضو] 
3 stars
1395/08/17 @ 09:50
نظر از: کوثر نهاوند(مهاجر إلی الله بِشِهابِ قَبَسِ) [عضو] 
5 stars

http://kosarnahavand.kowsarblog.ir/?p=281755&more=1&c=1&tb=1&pb=1
سلام وعرض ادب این پست نوشته شده به قلم خودم هست….امیدوارم به عنوان مطلب تولیدی مورد توجه قرار بگیرد….

1395/08/17 @ 08:28
نظر از:  
فاطمه احمدی
5 stars

با سلام خدمت همه دوستان. شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) رو خدمت همتون تسلیت میگم.
http://zoyuforrahman.kowsarblog.ir/?p=290194&more=1&c=1&tb=1&pb=1

1395/08/16 @ 23:06
نظر از: كوثر [عضو] 
5 stars
1395/08/16 @ 20:34
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
1395/08/16 @ 17:34
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars
1395/08/16 @ 17:28
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars
1395/08/16 @ 16:57
نظر از: مرضیه [بازدید کننده]  
مرضیه

بسم رب الزینبیون
واما بعد :ولایت را دری است به نام زینب که در صدف سپیداری زهرا وعلی پرورش یافته.چنین دری ست که مانند حسنین چون کوه قامت راست کرده و61 هجری را چون تابلوی زرافشان بر جهانیان آزاد مرد تجلی داده:واما بینشش که از اطوار عالم نقل مکان کرده وبه سپیداری سبز سایه طوبی رسیدهواما آیا چنین مرواریدطوبی صفتی لحظه ای از صبر علوی غفلت ورزید :::::::::::::::::::::::::::هیهات منه الذله

1395/08/16 @ 15:15
نظر از:  
1395/08/16 @ 13:09
نظر از:  
نرگس غلامي
1395/08/16 @ 12:54
نظر از: معراج نبی [بازدید کننده]
معراج نبی
3 stars

merajnabi.kowsarblog.ir/?p=289834&more=1&c=1&tb=1&pb=1

1395/08/16 @ 12:48
نظر از:  
سهيلا امير خانلو
2 stars

merajnabi.kowsarblog.ir/?p=289834&more=1&c=1&tb=1&pb=1
————
اصلاح لینک
http://merajnabi.kowsarblog.ir/?p=289834&more=1&c=1&tb=1&pb=1

1395/08/16 @ 10:57
نظر از:  
1395/08/16 @ 09:25
نظر از:  
1395/08/16 @ 09:20
نظر از:  
2 stars

yakarim.kowsarblog.ir/?p=289741&more=1&c=1&tb=1&pb=1

———–
اصلاح لینک
http://yakarim.kowsarblog.ir/?p=289741&more=1&c=1&tb=1&pb=1

1395/08/16 @ 08:57
نظر از: كوثر [عضو] 
5 stars
1395/08/16 @ 07:59
نظر از:  
اشرف قانعي زارع
1395/08/15 @ 21:14
نظر از: زهراداودی [عضو] 
زهراداودی
1395/08/15 @ 21:09
نظر از: کشیری [عضو] 
1395/08/15 @ 20:30
نظر از: the best mind [عضو] 
5 stars
1395/08/15 @ 17:56
نظر از: قانعی زارع [عضو] 
3 stars
1395/08/15 @ 09:13
نظر از:  
آمنه عرب اسدي
1395/08/15 @ 09:06
نظر از:  
زهرا برغمدي
1395/08/15 @ 09:04
نظر از:  
زهرا بسطامي
1395/08/15 @ 09:02
نظر از: كوثر [عضو] 
5 stars
1395/08/14 @ 11:28
نظر از: كوثر [عضو] 
5 stars
1395/08/14 @ 11:19
نظر از:  
5 stars
1395/08/12 @ 13:16
نظر از: the best mind [عضو] 
5 stars
1395/08/12 @ 12:56
نظر از:  
1395/08/12 @ 12:50
نظر از:  
1395/08/12 @ 12:47
نظر از: the best mind [عضو] 
5 stars
1395/08/12 @ 12:11
نظر از: [عضو] 
12059m
1395/08/12 @ 10:16
نظر از: momeni [عضو] 
1395/08/11 @ 23:00
نظر از: کشیری [عضو] 
1395/08/11 @ 18:17
نظر از:  
1395/08/11 @ 13:47
نظر از:  
1395/08/11 @ 13:44
نظر از:  
5 stars
1395/08/11 @ 13:29
نظر از: قانعی زارع [عضو] 
3 stars
1395/08/11 @ 13:28
نظر از:  
سميه محرابي
1395/08/11 @ 12:32
نظر از:  
معصومه شيردل
1395/08/11 @ 10:21
نظر از:  
اليا محمدي
2 stars
1395/08/10 @ 23:29
نظر از: momeni [عضو] 
1395/08/10 @ 23:00
نظر از: قانعی زارع [عضو] 

http://alzahra-b-torkaman.kowsarblog.ir/?p=287505&more=1&c=1&tb=1&pb=1


الحاقیات:
  • شماره لینک#21421 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/08/10 @ 21:15
نظر از:  
مريم قانعي زارع
3 stars
1395/08/10 @ 20:44
نظر از:  
اشرف قانعي زارع
3 stars
1395/08/10 @ 19:07
نظر از: کشیری [عضو] 
3 stars
1395/08/10 @ 18:51
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars
1395/08/10 @ 16:12
نظر از: ترنم گل [عضو] 

http://taranomegol.kowsarblog.ir/?p=287293&more=1&c=1&tb=1&pb=1

مروارید غلطان 9


الحاقیات:
  • شماره لینک#21412 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/08/10 @ 13:32
نظر از:  
شهربانو ولي يارشره جين
5 stars
1395/08/10 @ 12:18
نظر از:  
فاطمه صفرزاده شاهرودي
1395/08/10 @ 10:30
نظر از: ترنم گل [عضو] 

http://taranomegol.kowsarblog.ir/?p=287176&more=1&c=1&tb=1&pb=1

مراورید غلطان 8


الحاقیات:
  • شماره لینک#21405 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/08/10 @ 10:28
نظر از:  

yakarim.kowsarblog.ir/?p=287163&more=1&c=1&tb=1&pb=1

1395/08/10 @ 09:51
نظر از:  
1395/08/10 @ 09:48
نظر از:  
1395/08/10 @ 09:46
نظر از:  

yakarim.kowsarblog.ir/?p=287089&more=1&c=1&tb=1&pb=1

1395/08/10 @ 09:45
نظر از:  
زینب اسماعیلی

alamdarkarbobala.kowsarblog.ir/?p=287153&more=1&c=1&tb=1&pb=1

1395/08/10 @ 09:41
نظر از:  
فاطمه عظيمي
1395/08/10 @ 09:35
نظر از: پرهون [عضو] 
5 stars
1395/08/10 @ 00:14
نظر از: قانعی زارع [عضو] 
1395/08/09 @ 20:03
نظر از: قانعی زارع [عضو] 
3 stars
1395/08/09 @ 19:59
نظر از:  
فاطمه احمدی
5 stars

سلام هفته بسیج دانش آموزی رو خدمت همه فرزندان عزیر دانش آموز تبریک میگم.
http://zoyuforrahman.kowsarblog.ir/?p=286920&more=1&c=1&tb=1&pb=1
http://zoyuforrahman.kowsarblog.ir/?p=286915&more=1&c=1&tb=1&pb=1

1395/08/09 @ 19:53
نظر از: momeni [عضو] 
1395/08/09 @ 19:09
نظر از:  
مريم قانعي زارع
1395/08/09 @ 18:52
نظر از:  
اشرف قانعي زارع
1395/08/09 @ 18:39
نظر از: کشیری [عضو] 
2 stars
1395/08/09 @ 18:30
نظر از: کشیری [عضو] 
3 stars
1395/08/09 @ 18:26
نظر از: حقيقي [عضو] 
1395/08/09 @ 14:48
نظر از: حقيقي [عضو] 
1395/08/09 @ 14:47
نظر از: حقيقي [عضو] 

http://tamanna.kowsarblog.ir/

————–
با سلام و احترام ضمن تشکر ،جهت شرکت در فراخوان لازم است لینک مطلب خود را ارسال فرمایید
آشنایی با شیوه دستیابی به لینک مطلب
http://talabe-nevesht.kowsarblog.ir/?p=157723&more=1&c=1&tb=1&pb=1
موفق باشید.

1395/08/09 @ 14:24
نظر از: مدرسه علميه حضرت فاطمه الزهراء سلام الله عليها آمل [عضو] 
1395/08/09 @ 12:25
نظر از:  
سیده فاطمه سادات
2 stars
1395/08/09 @ 11:55
نظر از:  
سیده فاطمه سادات
2 stars

yaalimadad1.kowsarblog.ir/?p=286665&more=1&c=1&tb=1&pb=1

1395/08/09 @ 11:49
نظر از: حقيقي [عضو] 

http://tamanna.kowsarblog.ir با سلام و عرض ادب و احترام

1395/08/09 @ 09:39
نظر از: حقيقي [عضو] 

با سلام و عرض ادب و احترام http://tamanna.kowsarblog.ir/

1395/08/09 @ 09:38
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars
1395/08/08 @ 17:15
نظر از: اسداللهي [عضو] 
اسداللهي

الحاقیات:
  • شماره لینک#21349 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/08/08 @ 15:46
نظر از:  
مريم قانعي زارع
3 stars
1395/08/08 @ 13:53
نظر از:  
حليمه خادمي
1395/08/08 @ 13:36
نظر از:  
اشرف قانعي زارع
5 stars
1395/08/08 @ 13:29
نظر از: کشیری [عضو] 
4 stars
1395/08/08 @ 13:23
نظر از: گل افشان [عضو] 

http://matin.kowsarblog.ir/?p=286071&more=1&c=1&tb=1&pb=1


الحاقیات:
  • شماره لینک#21342 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/08/08 @ 13:21
نظر از: قانعی زارع [عضو] 
4 stars
1395/08/08 @ 13:14
نظر از: عمادی [عضو] 
1395/08/08 @ 12:27
نظر از: قانعی زارع [عضو] 
4 stars
1395/08/08 @ 12:21
نظر از:  
بهناز خسرويان
5 stars
1395/08/08 @ 11:37
نظر از: زهره عادی [عضو] 
1395/08/08 @ 11:25
نظر از:  
سیده فاطمه سادات
3 stars
1395/08/08 @ 11:17
نظر از:  
سیده فاطمه سادات
2 stars
1395/08/08 @ 11:09
نظر از:  

http://akhlaq.kowsarblog.ir/

اخلاق شالوده رفتار حسینی (ع) است

1395/08/08 @ 11:08
نظر از:  
1395/08/08 @ 11:08
نظر از:  
1395/08/08 @ 11:06
نظر از:  
1395/08/08 @ 11:05
نظر از:  
زهرا جهش
1395/08/08 @ 10:50
نظر از:  
فاطمه مهاجروطن
1395/08/08 @ 10:41
نظر از:  
1395/08/08 @ 10:39
نظر از:  
1395/08/08 @ 10:39
نظر از: طیبه رضایی [بازدید کننده]
طیبه رضایی
1395/08/08 @ 10:37
نظر از:  
فاطمه مهاجروطن
1395/08/08 @ 10:33
نظر از: لبخندها وگریه های یک طلبه [عضو] 
4 stars

سلام علیکم
خانم های اهل قلم
http://khomeyniyedovom.kowsarblog.ir/?p=280806&more=1&c=1&tb=1&pb=1

1395/08/07 @ 22:38
نظر از: عمادی [عضو] 
1395/08/07 @ 10:44
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars
1395/08/06 @ 17:01
نظر از:  
فاطمه احمدی
5 stars

سلام به همه عزیازن . سالروز شهادت سید الساجدین امام زین العابدین رو خدمت همتون تسلیت میگم.
http://zoyuforrahman.kowsarblog.ir/?p=285244&more=1&c=1&tb=1&pb=1
http://zoyuforrahman.kowsarblog.ir/?p=285241&more=1&c=1&tb=1&pb=1


الحاقیات:
  • شماره لینک#21314 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/08/06 @ 13:46
نظر از: قانعی زارع [عضو] 
5 stars
1395/08/06 @ 10:24
نظر از:  
مريم قانعي زارع
3 stars
1395/08/06 @ 10:02
نظر از:  
اشرف قانعي زارع
2 stars
1395/08/06 @ 09:28
نظر از: کشیری [عضو] 
1395/08/06 @ 09:13
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
1395/08/05 @ 17:29
نظر از: كوثر [عضو] 
5 stars
1395/08/05 @ 14:19
نظر از: [عضو] 
12059m

http://blog85.kowsarblog.ir/?p=284628&more=1&c=1&tb=1&pb=1
سلام علیکم موفق و موید باشید

در پناه حق

1395/08/05 @ 12:18
نظر از:  
ليلا شعباني
2 stars
1395/08/05 @ 11:56
نظر از:  
فاطمه احمدی
5 stars

با سلام خدمت همه دوستان . ببخشید من کامپیوترم مشکل کرده بودم نتونستم هر روز پیام بذارم. همگی موفق باشید.
http://zoyuforrahman.kowsarblog.ir/?p=284592&more=1&c=1&tb=1&pb=1
http://zoyuforrahman.kowsarblog.ir/?p=284577&more=1&c=1&tb=1&pb=1
http://zoyuforrahman.kowsarblog.ir/?p=284573&more=1&c=1&tb=1&pb=1

1395/08/05 @ 10:44
نظر از:  
رقيه هاشمي افشار
1395/08/05 @ 10:41
نظر از: [عضو] 
12059m
1395/08/05 @ 10:39
نظر از: افسر جوان...نوری [عضو] 
5 stars
1395/08/04 @ 17:51
نظر از: برزگر [عضو] 
5 stars

با سلام، وبلاگ با محوریت حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)
http://momtahene11.kowsarblog.ir/

1395/08/04 @ 14:32
نظر از:  
مريم قانعي زارع
2 stars
1395/08/04 @ 13:38
نظر از: كوثر [عضو] 
5 stars
1395/08/04 @ 12:03
نظر از:  
زهرا جلالي
2 stars
1395/08/04 @ 11:58
نظر از: كوثر [عضو] 
5 stars
1395/08/04 @ 11:51
نظر از:  
اشرف قانعي زارع
3 stars
1395/08/04 @ 10:14
نظر از: کشیری [عضو] 
3 stars
1395/08/04 @ 10:07
نظر از: قانعی زارع [عضو] 
1395/08/04 @ 09:45
نظر از:  
سهيلا امير خانلو
2 stars

kowsarblog.ir/admin.php?ctrl=items&blog=8443&p=283297

1395/08/04 @ 09:43
نظر از:  
3 stars

kowsarblog.ir/admin.php?ctrl=items&blog=8441&p=284014

1395/08/04 @ 09:38
نظر از: قانعی زارع [عضو] 
1395/08/04 @ 09:35
نظر از:  
رویا دلیر

molodkabe1.kowsarblog.ir/?p=284002&more=1&c=1&tb=1&pb=1

1395/08/04 @ 08:54
نظر از: ترنج [عضو] 
5 stars
1395/08/04 @ 08:01
نظر از: ترنج [عضو] 
5 stars
1395/08/03 @ 18:06
نظر از: افسر جوان...نوری [عضو] 
5 stars

با سلام و تشکر از این وبلاگ زیباتون استاد قربان نژاد

1395/08/03 @ 15:18
نظر از: كوثر [عضو] 
5 stars
1395/08/03 @ 14:53
نظر از:  
خديجه ملك

با سلامhttp://navaynay.kowsarblog.ir/

1395/08/03 @ 14:12
نظر از: خروش [عضو] 
خروش

با سلام و تشکر از حرکت همگانی شما در راستای شناساندن چهره حقیقی خانم زینب کبری (س) http://modafehegab.kowsarblog.ir/

1395/08/03 @ 13:43
نظر از:  
ليلا نجفي آكردي
1395/08/03 @ 10:59
نظر از:  
3 stars

yakarim.kowsarblog.ir/?p=283600&more=1&c=1&tb=1&pb=1

1395/08/03 @ 09:51
نظر از:  
صدیقه بنی آدم

با سلام و تشکر از طرح بسیار خوبتون.http://bandge.kowsarblog.ir/?cat=37414

1395/08/03 @ 09:46
نظر از: ترنج [عضو] 
5 stars
1395/08/03 @ 09:39
نظر از: ترنم گل [عضو] 

http://taranomegol.kowsarblog.ir/?p=283562&more=1&c=1&tb=1&pb=1
مروارید غلطان7


الحاقیات:
  • شماره لینک#21171 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/08/03 @ 09:11
نظر از:  
اشرف قانعي زارع
3 stars
1395/08/03 @ 08:32
نظر از:  
مريم قانعي زارع
4 stars
1395/08/03 @ 08:25
نظر از: کشیری [عضو] 
3 stars
1395/08/03 @ 08:18
نظر از: قانعی زارع [عضو] 
4 stars
1395/08/03 @ 08:08
نظر از:  
سیده فاطمه سادات
2 stars
1395/08/03 @ 06:53
نظر از: یاعلی مدد1 [بازدید کننده]
یاعلی مدد1
2 stars

yaalimadad1.kowsarblog.ir/?p=283104&more=1&c=1&tb=1&pb=1

1395/08/02 @ 11:50
نظر از: رجبلو [عضو] 
رجبلو

زینب ای آینه روی حسین
صاحب معرفت وخوی حسین
زینب ای خواهر ممتاز حسین
همه جا همره وهمراتز حسین
یاد تو زنده کند دل ها را
حل کند نام تو مشکلها را
ترک ناکرده شب نافله را
خوب سالار شدی قافله را
زینب ای شیر زن کرببلا
وی بلی گفته به پیمان بلی
رفتی وهمت عالی کردی
خوب تشریک مساعی کردی
اجرتان با حضرت زینب (س)

1395/08/02 @ 10:22
نظر از:  
مريم قانعي زارع
2 stars
1395/08/02 @ 09:42
نظر از:  
اشرف قانعي زارع
3 stars
1395/08/02 @ 09:36
نظر از:  
1395/08/02 @ 08:49
نظر از: کشیری [عضو] 
3 stars
1395/08/02 @ 08:42
نظر از: قانعی زارع [عضو] 
3 stars
1395/08/02 @ 08:39
نظر از: مریم قانعی زارع [بازدید کننده]
مریم قانعی زارع
2 stars
1395/08/01 @ 22:51
نظر از: قانعی زارع [عضو] 
5 stars
1395/08/01 @ 21:33
نظر از:  
اشرف قانعي زارع
4 stars
1395/08/01 @ 20:42
نظر از:  
اشرف قانعي زارع
1395/08/01 @ 20:36
نظر از: کشیری [عضو] 
4 stars
1395/08/01 @ 20:21
نظر از: کشیری [عضو] 
2 stars
1395/08/01 @ 20:19
نظر از: كوثر [عضو] 
5 stars
1395/08/01 @ 20:13
نظر از: توانا [عضو] 
5 stars

شام عالم را چراغ نورگستر، زینب است
آفتاب دشت‌های لاله پرور، زینب است

آن که دارد صد جهان پیرایه برتن از کمال
کوه جرأت دختر زهرای اطهر، زینب است

آنکه دریای دلش را دُرّ حلم آراسته
آن که از دانش بود ذهنش معطّر، زینب است

آنکه در متن کلامش جوهر نطق علی است
وز بیانش سینه دشمن مکدّر زینب است

آنکه سرخیل اسیران بلا در کربلاست
نور چشم مصطفی فرزند حیدر زینب است

تا دمد از باغ عاشورا گل آزادگی
عامل منشور و پیغام برادر زینب است

گر ز حُسن بی شمار و درد بی اندازه‌اش
پرده برگیریم، زهرای مکرّر، زینب است

منبع: کتاب آئینه صبر، 334


الحاقیات:
  • شماره لینک#21087 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/08/01 @ 20:02
نظر از: معراج نبی [بازدید کننده]
معراج نبی
1 stars
1395/08/01 @ 18:59
نظر از: معراج نبی [بازدید کننده]
معراج نبی
2 stars
1395/08/01 @ 18:53
نظر از: قانعی زارع [عضو] 
2 stars
1395/08/01 @ 13:36
نظر از: [عضو] 
12059m

http://blog85.kowsarblog.ir/?p=282736&more=1&c=1&tb=1&pb=1
سلام علیکم موفق و موید باشید التماس دعا

1395/08/01 @ 13:35
نظر از:  
رقيه هاشمي افشار
1395/07/30 @ 21:53
نظر از: افسر جوان...نوری [عضو] 

یا زینب…


الحاقیات:
  • شماره لینک#21015 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/07/29 @ 19:52
نظر از: كوثر [عضو] 
5 stars

امان از دله حضرت رقیه……..
(عکس کاملا تولیدی)


الحاقیات:
  • شماره لینک#21014 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/07/29 @ 19:49
نظر از: ترنم گل [عضو] 

http://taranomegol.kowsarblog.ir/?p=281937&more=1&c=1&tb=1&pb=1

مروارید غلطان 6


الحاقیات:
  • شماره لینک#21006 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/07/29 @ 12:31
نظر از: ترنم گل [عضو] 

http://taranomegol.kowsarblog.ir/?p=281929&more=1&c=1&tb=1&pb=1

مروارید غلطان 5


الحاقیات:
  • شماره لینک#21002 -   ضمیمه یافت نشد!
1395/07/29 @ 12:02
نظر از: ترنج [عضو] 
5 stars
1395/07/29 @ 11:15
نظر از: قانعی زارع [عضو] 
2 stars
1395/07/28 @ 22:42
نظر از: قانعی زارع [عضو] 
3 stars
1395/07/28 @ 21:38
نظر از: کوثر نهاوند(مهاجر إلی الله بِشِهابِ قَبَسِ) [عضو] 

سلام وعرض ادب ایام بر شما تسلیت باد.
http://kosarnahavand.kowsarblog.ir/?p=281755&more=1&c=1&tb=1&pb=1

1395/07/28 @ 20:27
نظر از: كوثر [عضو] 
5 stars
1395/07/28 @ 17:57
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars
1395/07/28 @ 17:10
نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 
5 stars
1395/07/28 @ 09:35
نظر از: نفیس [بازدید کننده]
نفیس
5 stars

السلام علیک یا زینب کبری
خداوند بر توفیقات شما بیفزاید

1395/07/28 @ 06:09
نظر از: اشرف قانعی زارع [بازدید کننده]
اشرف قانعی زارع
1395/07/28 @ 00:51
نظر از: اشرف قانعی زارع [بازدید کننده]
اشرف قانعی زارع
1395/07/28 @ 00:50
نظر از:  
مريم قانعي زارع
1 stars
1395/07/28 @ 00:32
نظر از: کشیری [عضو] 
1395/07/28 @ 00:28
نظر از: کشیری [عضو] 
1395/07/28 @ 00:27
نظر از: کشیری [عضو] 
1 stars
1395/07/28 @ 00:26
نظر از: قانعی زارع [بازدید کننده]
قانعی زارع
1395/07/27 @ 17:30
نظر از: قانعی زارع [بازدید کننده]
قانعی زارع
1395/07/27 @ 17:28
نظر از: قانع زارع [بازدید کننده]
قانع زارع
1395/07/27 @ 17:26
نظر از: